معرفت شناسی دینی از دیدگاه صدرا- قسمت ۲

معرفت شناسی دینی از دیدگاه صدرا- قسمت ۲

۲-۱-۶-۳٫ توجیه بر پایه مصلحت اندیشی ۶۱
۲-۱-۶-۳-۱٫ بلز پاسکال ۶۱
۲-۱-۶-۳-۲٫ اراده باور به خدا ۶۲
۲-۱-۶-۴٫ معرفت شناسی اصلاح شده ۶۳
۲-۱-۶-۵٫ تجربه دینی ۶۷
۲-۲٫ معرفت شناسی دینی از دیدگاه صدرا ۷۰
۲-۲-۱٫ دین ۷۰
۲-۲-۱-۱٫ تعریف لغوی واصطلاحی دین ۷۰
۲-۲-۱-۲٫ دین از دیدگاه صدرا ۷۱
۲-۲-۲٫ ایمان ۷۴
۲-۲-۲-۱٫ معنای لغوی ایمان ۷۴
۲-۲-۲-۲٫ تعریف اصطلاحی ایمان ۷۴
۲-۲-۲-۳٫ ایمان از نظر ملا صدرا ۷۶
۲-۲-۲-۴٫ مراتب ایمان ۷۸
۲-۲-۲-۵٫ متعلقات ایمان ۸۰
۲-۲-۳٫ شناخت خدا ۸۲
۲-۲-۳-۱٫ امکان شناخت خدا ۸۲
۲-۲-۳-۲٫ راه های شناخت خدا ۸۳
۲-۲-۳-۲-۱٫ نقش عقل در توجیه باور به خدا ۸۵
۲-۲-۳-۲-۱-۱٫ قرینه گرایی صدرا ۸۷
۲-۲-۳-۲-۱-۲٫ براهین اثبات وجود خدا ۸۹
۲-۲-۳-۲-۱-۲-۱٫ برهان حرکت ۹۰
۲-۲-۳-۲-۱-۲-۲٫ برهان حدوث ۹۳
۲-۲-۳-۲-۱-۲-۳٫ برهان وجوب و امکان ۹۵
۲-۲-۳-۲-۱-۲-۴٫ برهان معرفت نفس ۹۸
۲-۲-۳-۲- ۱-۲-۵ . برهان صدیقین ۱۰۱
۲-۲-۳-۲-۱-۳٫ اقرار عقل به ناتوانی در شناخت کنه ذات ۱۰۳
۲-۲-۳-۲-۲٫ شناخت حق از طریق شهود ۱۰۶
۲-۲-۳-۲-۲-۱٫ ادراک بسیط حق تعالی به علم حضوری ۱۰۶
۲-۲-۳-۲-۲-۱-۱٫ انسان و شناخت خدا ۱۰۹
۲-۲-۳-۲-۲-۱-۲٫ قوس نزول و صعود ۱۱۱
۲-۲-۳-۲-۲-۲٫ برهان صدیقین بر مبنای شهود ۱۱۴
۲-۲-۳-۲-۳٫ عجز علوم حضوری به کنه ذات تعالی ۱۱۵
۲-۲-۴٫ شرایط و موانع معرفت ۱۱۶
۲-۲-۴-۱٫ شرایط معرفت ۱۱۷
۲-۲-۴-۱-۱٫ عوامل معرفتی ۱۱۷
۲-۲-۴-۱-۲٫ عوامل غیر معرفتی ۱۱۸
۲-۲-۴-۲٫ موانع معرفت ۱۱۹
۲-۲-۴-۲-۱٫ موانع غیر معرفتی ۱۱۹
۲-۲-۴-۲-۱-۱٫ صفات ۱۲۰
۲-۲-۴-۲-۱-۲٫ اعمال ۱۲۱
۲-۲-۴-۲-۲٫ موانع معرفتی ۱۲۲
نتیجه گیری ۱۲۳
فهرست منابع و مآخذ ۱۳۰

 

مقدمه

 

موضوع تحقیق حاضر معرفت شناسی دینی از دیدگاه صدرا است. معرفت در تحلیل معرفت شناسان معاصر به باور صادق موجه تعریف میشود. از این رو در معرفت شناسی دینی که شاخهای از معرفت فلسفی محسوب میشود، به تجزیه و تحلیل گزارههای دینی پرداخته میشود. بنابراین آنچه از دین کسب میشود تنها زمانی معرفت تلقی میشود که موجه شده باشد. رویکردهای مختلفی در رابطه با اینکه عقل توانایی توجیه باور به خدا را دارد یا نه؟ بهوجود آمده است. قدیمیترین رویکرد در این رابطه، الهیات طبیعی نامیده شده است که باور به خدا را دارای توجیه عقلانی میداند. از این رو عقل شرط ایمان به خدا است. اما بعدها در مخالفت با این رویکرد، دیدگاه های دیگری ظهورکردند که عقل را در توجیه باور به خدا کافی ندانسته و حتی بعضا دیدگاهی کاملاً مخالف با آن را برگزیدند. در این تحقیق سعی بر آن است که معرفت شناسی دینی از منظر صدرا به عنوان فیلسوفی عارف و مفسری دینشناس مورد بررسی قرار گیرد تا مشخص شود نظر وی از بین رویکردهای مطرح شده به کدام رویکرد نزدیک یا حتی جزء آن رویکرد به حساب میآید. از این رو ما در پی پاسخگویی به مهمترین سؤال این تحقیق ؛ یعنی
۱٫ معرفت شناسی دینی در منظر صدرا چگونه است؟
هستیم که در ضمن این سؤال به سؤالات فرعی دیگری به ترتیب زیر پاسخ داده میشود.
۲٫معرفت چیست؟ و صدرا چه تعریفی از آن ارائه میدهد؟
۳٫ مهمترین مسأله معرفت شناسی دینی چیست؟
۴٫ در معرفت شناسی دینی چه رویکردهایی مطرح است؟
۵٫ صدر ادر این باب چه رویکردی را برگزیده است؟
فرضیات

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

 

سؤال اصلی

 

۱٫صدرا باورهای دینی را با رویکردی عقلی – شهودی توجیه میکند.

 

سؤالات فرعی

 

۱٫ معرفت به لحاظ مفهومی به باور صادق موجه تعریف شده است. صدر ا در باره حقیقت معرفت قائل است که معرفت بدیهی است.اما در باب مفهوم آن، از آنجایی که اقسام مختلفی را در برمیگیرد تعاریف مختلفی را عرضه داشته است. بهترین تعریف در این باره حضور مجرد نزد مجرد است.
۳٫مهمترین مسأله در رابطه با معرفت شناسی دینی، توجیه باور به وجود خداوند است.
۴٫ در رابطه با توجیه باور به خداوند پنج رویکرد الهیات طبیعی، ایمان گرایی، تفسیر احتیاطی، معرفت شناسی اصلاح شده و تجربه دینی مطرح شده است.
۵٫ صدرا به عنوان یک فیلسوف که پیشه اصلیاش استفاده از عقل و خردورزی است، عقل را ابزار مناسبی در توجیه باور به خداوند مییابد اما پس از آن راه شهود را به عنوان راهی برتر برای توجیه باور به خداوند مطرح کرده است.

 

ضرورت و اهمیت تحقیق

 

آنچه دین از انسان طلب میکند، ایمان حقیقی به خداوند است که در سایه این ایمان نوید سعادت و رستگاری و حیات جاوید به انسان داده شده است. بیتردید شناخت و معرفت شرط ایمان است. جهت حصول این مهم انسان نیازمند این است که راه های رسیدن به او را شناسایی کند، خطاهای موجود در این راه ها را تشخیص دهد و بهترین و نزدیکترین راه را برگزیند. معرفت شناسی دینی این نیازها را برآورده میکند. از آنجایی که بنیادیترین مسئله در این باره، علم توجیه باور به خدا است، به این طریق میتوان وجود خدا را با محکمترین دلایل اثبات کرد تا ایمانی یقینی حاصل گردد. برای اینکه فرد شناختی صحیح از خداوند حاصل کند و بهترین راه وصول به او را دریابد به این علم نیازمند است.با توجه با اینکه صدرالمتألهین از فیلسوفان نادر روزگار است که حکمت متعالیه خود را با رویکردی عقلانی- شهودی تبیین میکند، بررسی آراء او برای فهم راه های توجیه باورهای دینی از جمله باور به وجود خداوند مهم است.از این رو است که ضرورت چنین تحقیقی بسیار احساس میشود.

 

پیشینه تحقیق

 

موضوع اصلی معرفت شناسی دینی توجیه باور به خدا است. در این رابطه فلاسفه و متکلمان در طول تاریخ تلاشهای چشمگیری را انجام دادهاند و آثار ارزشمندی در این رابطه بهخصوص از دیدگاه صدرا عرضه شده است. اما در باب عنوان این تحقیق ـ معرفت شناسی دینی از دیدگاه صدرا ـ اثر منسجم و دقیقی یافت نشده است. از همین رو است که خلأ چنین تحقیقی بسیار احساس میشد. امید است این پژوهش شروعی باشد برای تحقیقات بعدی در این زمینه.

 

روش تحقیق

 

نظر به اینکه هدف این تحقیق معرفتشناسی دینی از دیدگاه صدرا است، روش مورد نظر، روش کتابخانهای است؛ یعنی در شروع همه مطالب از منابع مرتبط با معرفتشناسی ابتداً و در ادامه معرفتشناسی از منظر صدرا و در ادامه معرفتشناسی دینی صدرا،به صورت فیش جمعآوری و در گام بعدی مطالب مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و به نگارش در آمده است.

 

ساختار پایان نامه

 

تحقیق حاضر در دو فصل تنظیم شده است. در فصل اول معرفتشناسی به معنای مرسوم آن مطرح شده است. معرفتشناسان معاصر معرفت را به باور صادق موجه تعریف میکنند. از همین رو معرفتشناسی معاصرحول سه عنصر باور، صدق و توجیه دور میزند. در پی این تحلیل، بیشترین تلاش معرفتشناسان به تبیین و تفسیر این سه مؤلفه بهخصوص توجیه معطوف بوه است. بهطوریکه توجیه از چالش برانگیزترین عناصر معرفت به حساب آمده و معرفتشناسی معاصر بیشتر با این مؤلفه گره خورده است.
بخش دوم از فصل اول به ذکر نظریات صدرا در باب معرفتشناسی مطلق پرداخته شده است تا واضح شود که وی از میان نظریات مطرح در باب صدق و توجیه، چه رویکردی را در پیش گرفته است؛ چرا که برای ورود به بحث اصلی ـ معرفتشناسی دینی صدراـ لازم و ضروری است تا ابتدا معرفتشناسی به معنای عام آن از منظر ایشان خوب فهمیده شود.
در فصل دوم موضوع اصلی مطرح میشود. در بخش اول از این فصل، پنج رویکرد مطرح در باب توجیه باورمندی به خدا مطرح و مورد لحاظ واقع می شود و در بخش دوم از فصل دوم نظر صدرا در این رابطه مطرح تا مشخص شود رویکرد وی در این باب با کدام از دیدگاه ها همخوانی دارد.

 

ملاصدرا و اهمیت معرفت دینی

 

به حق ملاصدرا از جمله فیلسوفان مؤمن و مؤمنان فیلسوفی است که در راه دین و شناخت آن گامهای بسیار قدرتمندی برداشته است. تردیدی وجود ندارد که عواملی چند در این امر دخیل بوده و او را خواسته یا ناخواسته در مسیر دین و دینداری و خداشناسی قرار داده است. از جمله شرایطی که زمینه را برای ورود وی به این قلمرو مهیا کرده است این است که وی در خانوادهای مذهبی دیده به جهان گشود و از همان ابتدا مهر مسلمانی بر پیشانیاش نقش بست. از این رو آنچه که از خدا و پیغمبر و قیامت و غیره میدانست و بدان اعتقاد داشت چیزی جز تقلید صرف نبودکه از سوی خانودهاش به او منتقل میشد. عامل اساسی دیگر، حکومت حاکمان شیعی برسرزمین ایران است. به شهادت تاریخ،حکومت صفویه از جمله مهمترین و معتقدترین حکومت های شیعی است که سرزمین ایران تا به آن روز به خود دیده بود. مذهب شیعه در این دوران به عنوان یکی از مذاهب اسلامی به رسمیت شناخته شد که خود حکومت از بانیان و حامیان اصلی آن محسوب میشد. علوم مطرح در دوران ملاصدرا شامل فقه، فلسفه، حدیث، ادبیات، عرفان، ریاضی (علوم عقلی و تعقلی) بود. وجود علمای صاحب نامی چون میرداماد و شیخ بهائی که تأثیر زیادی بر روی صدرا داشتند، غیرقابل انکار است. بنابراین فضایی که صدرا در آن استنشاق میکند فضای دینی و علمی است. اما آنچه که وی را بیش از همه اینها در مسیر خداشناسی قرار داد، دوران انزوا و گوشهگیری وی بود که بر اثر ناملایمتیهای روزگار به اختیار آن را برگزید. دورانی سرنوشت ساز که ورق زندگی او را به یک باره برگرداند. انزوا وگوشهگیری و ریاضات و تزکیه و تهذیب نفس و تحمل مشقت و سختیهای موجود بر سر راه سیر و سلوک باعث شد دریچه قلبش به سوی عالم قدس گشوده شود و از این راه حقایقی را به صورت کشف و شهود از فیاض مطلق کسب کند. همین امر وی را بر آن داشت تا فرصت را غنیمت شمارد و عمر عزیز خود را صرف بحث و فحصهای بی حاصل کلامی و جدلی نکند. وی در این باره چنین استدلال میکند که برای هریک از موجودات کمالی است که آن موجود بدان اختصاص یافته است و این آخرین هدف هر موجودی به مقتضای مرتبه وجودی خویش است که به سوی آن در حرکت است و هرگاه از آن کمال خود به سراشیبی درافتد نقصان آن موجود به حساب میآید. در این بین کمالی که برا ی انسان به واسطه جوهر ذات و اصل حقیقتش تعبیه شده است و انسان بدان انتساب یافته است، کمالی است که هیچ یک از موجودات دیگر نه تنها بر او برتری نخواهند یافت، بلکه با او برابری هم نتوانند کرد.کمال مخصوص انسان عبارت است « از اتصال به معقولات و رسیدن به جوار حق تعالی و رهایی از مادیات».[۱]کمالی که خاص انسان است تنها با کسب علوم و معارف و دوری گزیدن از تعلق و وابستگی به دنیا و متعلقاتش حاصل میگردد. عمر انسان محدود است و علوم و انشعاباتش فراوان. پس بر انسان اندیشمند عاقل واجب و ضروری است که علمی را برگزیند که اهمّ علوم باشد و آموختن و کسب آن ذاتش را کامل گرداند؛ زیرا انسان را دو قوه عاقله و عامله است که اگر قوه عاقله را از قوه به فعلیت برساند آنگاه ذاتش ارتقاء وجودی پیدا میکند و کاملتر میشود. بنابر این حکمت الهی و معارف ربانی تنها علمی است که نیاز فوری و ضروری انسان است. آدمی برای اینکه از این تن ظلمانی خارج شود و جوهر ذاتش کامل گردد، باید به علوم خالص و ناب روی آورد؛زیرا تنها این علوم است که عهده دار به کمال رساندن جوهر انسان و برطرف کننده نقصها و پلیدیها و خویهای زشت او است.این علوم عقلی عبارت است از علم به خدا ،صفات،فرشتگان ،پیامبران،کتب آسمانی،علم النفس و انتقالش از یک نشأ به نشأ دیگر و تمام متعلقات آن از علم به صراط ونامه عمل و…است.[۲]
وی با بیان اینکه از یک سو اهمیت هر علمی تابع معلومش است و معلوم اگر اشرف موجودات باشد، بیشک علم بدان نیز شریفترین علم است و از سوی دیگر عظمت هر علمی یا به بزرگی و مباهات آن علم است یا به زیبایی و حسن صورتش یا به فضل و ارجمندی فاعلش یا به غایت و نتیجه کاملی که از آن حاصل میشود. صدرا با این مقدمات نتیجه میگیرد که در عالم وجود الهیات تنها علمی است که تمام این ویژگیها را در خود به تمامه دارا است.[۳] از این رو معرفت، چیزی جزء شناخت خدا و افعال و صفات ورستاخیزو…نیست و رستگاری حقیقی در پرتو نور معرفت که غایت حکمت نظری است تحقق مییابد.

 

فصل اول :
معرفت شناسی

 

 

مدیر سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *