بدون هیچ مقدمه چینی، Superhot رو میشه یکی از باحال ترین عناوین جداگونه چند سال گذشته دونست. با مراجعه به صفحه رسمی بازی در پلتفرم استیم و در بخش توضیحات، با اینجور جمله ای مواجه میشین: «سوپرهات عنوانی اول شخصه که در اون، زمان تنها وقتی حرکت می کنه که شما حرکت کنین.»

شاید با هیچ جمله ای بهتر از این بشه وجود عجیب و دوست داشتنی سوپرهات رو توصیف کرد. عنوانی که واسه اولین بار در در اتفاق ۷ روزه FPS Challenge پیشرفت یافت و سازندگانش بعدا بازی رو به عنوانی تحت وب تبدیل کردن. اما ایده سوپرهات به اندازه ای جذاب به نظر می رسید که در آخر کمپینی در سایت کیک استارتر به راه انداخته شد و سرمایه لازم واسه پیشرفت اون روی پی سی، لینوکس و اکس باکس وان جفت و جور اومد.

سوپرهات با تموم بازیای اول شخصی که قبل از این تجربه کردین، فرق داره. جهان بازی به مینیمال ترین شکل ممکن طراحی شده، پس دشمنان و جهان دور و بر گیمر با دو رنگ قرمز و خاکستری به نمایش در میان؛ نه خبری از مکانیکای پیشرفته گیم پلیه و نه خبری از گرافیک عجیب.

سوپرهات نمی خواد در پوستین عنوانی کلان بودجه ظاهر شه و حتی احتیاجی به اینجور تلاشی نداره. فقط کافیه بازی رو اجرا کنین و چند دقیقه به اون فرصت بدین تا چند ساعت بعد، خودتون رو غرق در گیم پلی پیدا کنین.

گیم پلی سوپرهات بیشتر از هر چیز روی آزمون و خطا متکیه. در هر مرحله از سوپرهات، گیمر یه دفعه خود رو در لوکیشنی به طور کامل متفاوت با قبلی پیدا میکنه و موظفه تا با نابود کردن موج دشمنان، در بازی جلو رفتن کنه. همونجوریکه گفتیم، در سوپرهات زمان تنها وقتی به حرکت می کنه که گیمر حرکت کنه یا دست به اعمال مختلفی بزنه.

با در نظر گرفتن همین، گیمر هدفی سرراست داره و احتیاجی هم اینکه کاری نیس. شخصیت اصلی بازی، هیچ توانایی خاصی نداره؛ یعنی نه قادر به پرتاب نارنجکه و نه حتی پر کردن خشاب اسلحه. اما ایشون از چند توانایی به طور کامل معمولی استفاده میکرد که گیم پلی از پایه با در نظر گرفتن اونا بوجود اومده. گیمر در نقش کاراکتر اصلی می تونه دشمنان رو به صورت تن به تن از بین ورداشته، بعضی آیتمای داخل محیط رو به سمت دشمنان پرتاب کنه و البته، با به کار گیری چند اسلحه جور واجور گرم به اونا شلیک کنه.

هر مرحله، تا حد زیادی به یه فیلم کوتاه شباهت داره. مثلا یکی از مراحل شروع گشته و گیمر اطلاع کامل پیدا می کنی که در آسانسوری به همراه دو نفر دیگه حضور داره. این دو نفر شاید سلاحی هم با خود حمل می کنن و میخوان در همون ثانیهای ابتدایی، گیمر رو از پیش روی بردارن. پس واسه اینجور پس زمینه جذابی، گیمر می تونه هزاران پلات داستانی تو ذهن خود شکل دهد.

در اینجور شرایطی، تصمیم می گیرین که شخص سمت راست رو با یه مشت گیج کرده و با اسلحه ای که ایشون در اختیار داره، دیگری رو از پای در بیارین. نقشه تون به طور کامل منطقی به نظر می رسه تا اینکه نفر سمت چپ با سرعت عملی عالی، یه گلوله در سرتون خالی می کنه. به سرعت دکمه R (واسه شروع دوباره) رو فشار می دید تا مرحله از سر گرفته شه.

این بار در نظر دارین تا علاوه بر گیج کردن نفر سمت راست، به سرعت حرکت کرده و از گلوله نفر سمت چپ جاخالی بدین. نقشه تون با موفقیت انجام می شه و هردو نفر از پای در میان؛ اما یهو در آسانسور باز شده و چند گلوله شاتگان باعث می شه تا دوباره مجبور به فشردن دکمه R شید. همین روند اونقدر تکرار می شه تا در آخر با روش هدف دار مناسبی، تموم افراد حاضر در مرحله نابود شن.

اما این روند به ظاهر تکراری و خسته کننده، به اندازه ای جذاب می کنه که انگار وسواس فکری دچارتان می کنه. گیم پلی سوپرهات بسیار ساده و در عین حال رقابت برانگیزه و میدونید که هیچکی به جز خودتون، مقصر اصلی شکست در مراحل نبوده. باخبر شدن از این موضوع دلیل می شه تا بارها یه مرحله رو از سر بگیرین و به دنبال اون باشین تا به روشای جورواجور، بر موج دشمنان پیروز شید.

با اتمام هر بخش، امکان مشاهده مرحله در سرعت معمولی جفت و جور می شه و اطلاع کامل پیدا می کنین که تموم حرکات تون، چقدر و قشنگتر و روان بودن. در این ویدیوی کوتاه پایانی، می تونین ببینین که چیجوری دشمنی رو به یه مشت نقش زمین کردین، توپ بیلیاردی رو به سمت دشمنی که شاتگان به دست داشت پرتاب کردین و در آخر با قاپیدن اسلحه نفر پشتی در میان زمین و هوا، باقی دشمنان رو از پا در آوردید. شاید انتقال اینجور تجربه ای به وسیله چند جمله کاری سخت باشه؛ چون تا وقتی که خودتون سوپرهات رو تجربه نکنین قادر به درک کامل جذابیت هاش نیستین.

اگه بخوایم روراست باشیم، سوپرهات ایده خیلی جدیدی واسه ارائه نداره. تموم گیم پلی بر مبنای همون توانایی Bullet Time بوجود اومده که بارها در عناوینی مثل مکس پین شاهدش بوده ایم. اما همین Bullet Time که به شکل صحنه های آهسته دنبال می شه، ماهیتی به طور کامل متفاوت با مکس پین و بقیه بازیا به خود گرفته و فرق رو میشه به روشنی در سوپرهات احساس کرد.

سوپرهات در ظاهر بسیار ساده و کم محتوا به نظر می رسه اما می خواد به گیمر بگه که یه بازی اول شخص واقعی تا چه حد می تونه سخت باشه، عناوینی مانند Call of Duty رو کنار بذارین که یه تنه میشه ده ها دشمن رو کنار زد؛ در سوپرهات حتی با آگاهی کامل از راه گلولها و راه حرکت دشمنان، بازم کافیه تا دست به خطایی کوچیک بزنین تا با یه تیر دشمن، مجبور به از سرگیری دوباره مرحله شید. البته هر مرحله در آخر ۱ دقیقه زمان میبره، اما چالشای جور واجور هر یک و هوش مصنوعی قوی بازی می تونه همین ۱ دقیقه رو به تقلایی چند ده دقیقه ای تبدیل کنه.

جمع بندی

سوپرهات از هر منظری که به اون نگاه کنیم، عنوانی فرق داره. از گیم پلی عالی و گرافیک مینیمال اون گرفته تا قیمت ۲۵ دلاری اش که واسه تجربه ای بیشترین حد دو الی سه ساعته کمی گران به نظر می رسه. اما در صنعتی که بازیای ۵ ساعته ۶۰ دلار قیمت دارن و البته واسه محتویات اضافه اونا باید ۵۰ دلار دیگه هم بپردازید، سوپرهات مطمئنا عنوانی متفاوت و مهمن.

شاید گیم پلی سوپرهات کوتاه تر از چیزی که تصور می شد باشه، اما مطمئنا تکرارپذیری بالایش دلیل می شه تا ده ها ساعت به اون اختصاص بدین و هر مرحله رو به چندین روش جور واجور بگذرونین. سوپرهات جزو بازی هاییه که صنعت گیمینگ امروزی، به اون نیاز داره. در دوره و زمونه ای که بازیای اول شخص روز به روز پسرفت می کنن و دیگه حرف جدیدی واسه گفتن ندارن، استودیوی SUPERHOT Team نشون داده حتی با محدودیتای فنی و مالی فراوون هم میشه اینجور عنوان تشویق برانگیز و خرق عادتی پیشرفت داد.