گفتگو بهترین وسیله زن و شوهر واسه حل مشکلات زندگی است اما بعضی وقتا سکوت کردن بهتر از گفتن بعضی از جملات خاصه.

به گزارش آلامتو و به نقل از سپیده دانایی، سه عبارت هست که اگه با همسرتون در میان بذارین؛ چه نیتتان خیر باشه و چه نباشه، به احتمال زیاد، اونو دشمن خود می کنین.

عکس العمل احتمالی به اینجور جمله های نسنجیدۀ نامناسبی در دامنه ای از رفتارای همراه با سکوت تا انفجار سرخوردگیا و شکستا در برابر ناتوانی شما در همدردی و درک طرف مقابلتون قرار می گیره.

  1. «نباید این طور احساس کنی»

همۀ «بایدها» توأم با قضاوته. بیشتر در به کار گیری اینجور عباراتی همسر خود رو در حالت دفاعی قرار می دین و غیرمستقیم به خاطر روش هایی که عکس العمل نشون داده به اون حمله می کنین و به روشنی می گین که احساسات اون اشتباهه یا دست کم توجیهی نداره.

براساس تاریخچۀ زندگی مشترک شما و اینکه همسر شما چیجوری صحبت هاتون رو تفسیر می کنه، ممکنه پریشونی خود رو به طور کاملً واقعی، منطقی و مناسب بدونه؛ پس گفتن اینکه از حرف من اینجور برداشتی نکن، می تونه مثل تکون دادن پارچۀ قرمز در برابر گاو عصبانی در میدون بازی باشه و باعث آزار و اذیت اون شه و به اون این احساس رو بده که مورد تمسخر قرار گرفته.

البته ممکنه قصد شما این نبوده باشـــد. بااین حال نکتۀ مهم اینجا اینه که جواب عاطفی همسرتون صحت داره. این حالت احساسی شایسته و نیازمند همدلیه، قبل اینکه بخواد مورد سؤال قرار بگیره؛ پس اگه از عکس العمل همسرتون به خاطر اینکه (دست کم آگاهانه) با چیزی که منظور شما بوده همخوانی نداره به خود اومدید، چیزی که لازمه انجام بدین اینه که از اون سوال کنین حرفی رو که گفتین چیجوری شنیده.

تلاش کنین بدون حالتی قضاوت گونه و با دلسوزی و مهربانی رفتار کنین تا بتونین بهتر بفهمین و درک کنین که چی باعث ناراحتی همسرتون شده.

در اینجور شرایط حساسی، هر انتقادی، از هر طرف که باشه، می تونه واسه رابطه خطرناک باشه؛ پس با دقت تلاش کنین که از پیش اومدن اینجور گفت وگوی ارزیابانه ای دوری کنین. بیان احساسات همسرتون، چه خشم باشه یا ناراحتی یا اضطراب یا خجالت و یا ترس، ممکنه موجب احساس ناخوشایندی شه.

شاید هم باعث شه تصور کنین که موجودی ضعیف، کودن، یا رانده شده هستین. در نتیجه با حالتی دفاعی ممکنه احساس کنین باید با اون دربارۀ احساساتش صحبت کنین و توضیح بخواین؛ که معمولاً کار خوبی نیس، دست کم بدون این دست اون دست کردن این حرف رو پیش نکشید.

  1. «خیلی حساس هستی»

این جواب دور از احساس و عاطفه هم درخواستی رو میرسونه: «این قدر حساس نباش.» اگه دقیق تر نگاه کنیم، این عبارت هم یه «باید» انتقادی دیگه رو در خود جای داده؛ اما به عنوان یه واقعیت، همۀ ما همون قدر حساس هستیم که هستیم. با در نظر گرفتن برنامۀ بیولوژیک ویژۀ ما و تجربه های گذشته مون، حساسیت امروزمان باید همینی باشه که هست.

پس واقعاً اگه همسرتون رو به خاطر اینکه شدیداً به حرف شما عکس العمل نشون داده سرزنش کنین، کار به جایی نکردین. وقتی کسی شدیدا به خاطر ناراحتی اش مورد قضاوت قرار میگیره، ممکنه اونو حمله ای به هویتش احساس کنه. علاوه بر این، اگه همسرتون رو «بسیار حساس» خطاب کنین، به این معناست که به اون بگید احساساتش اشتباهه. و با در نظر گرفتن زمینۀ ماجرا و تن صدایی که به کار می برید، ممکنه همسرتون از شنیدن اون کلمات، احساس ضعف یا نقصان کنه.

این رو هم در نظر داشته باشین که دلیل عکس العمل منفی نسبت به احساسات همسرتون، با اینکه ناآگاهانه، اینه که اظهارات اون دربارۀ حساس بودن باعث شده احساس گناه بکنین. اگه عکس العمل اونو به عنوان چیزی انتقادآمیز و (با اینکه به شکلی غیرمستقیم) اعلام نگرانی اونو به عنوان حمله تجربه کرده باشین، ممکنه احساس کنین که مشغول توجیه خود هستین.

چیزی که در اینجور شرایطی ضرورت داره اینه که تجربۀ عاطفی همسرتون رو از نقطه نظر و نگاه اون بفهمین (نه خودتون).

من بیشتر به آدمایی که با اونا کار می کنم می گم که در رویارویی با اینجور شرایط سخت و طاقت فرسایی، اولین کاری که باید بکنین اینه که با مهربانی و دلسوزی تلاش کنین واقعیت ذهنی همسرتون رو بفهمین و اگه خود به تنهایی نتونستید، از همسرتون سوال کنین که چی اونو تا این حد ناراحت کرده، این سوال باید با تن صدایی پرسیده شه که به روشنی منتقل کنندۀ توجه و نگرانی شما به همسرتون باشه، نه اینکه حالت انتقادی داشته باشه.

  1. «گریه نکن»

خیلی از ما وقتی همسر خود رو در حال گریه کردن می بینیم، عکس العمل نامطلوبی نشون می دیم. درست در وقتی که اون قدر غرق اندوه س که اشکش سرازیر شده، ما ممکنه بیان ناراحتی، خجالت، دلخوری، یا حتی خشم کنیم.

در نظر بگیرین که در فرهنگ عادی، اول اینکهً مردها یاد می گیرن لطیف بودن و بیان احساسات، ضعیف بودن و احساساتی که بیشتر زنونه تلقی می شن باید سرکوب شن و دوم اینکه از نظر ژنتیکی، از اونجا که مردان سطح تستسترون بالاتری نسبت به زنان دارن، احساساتشون رو شدیداِ زنان احساس نمی کنن؛ پس نه فقط احتمال داره مرد احساس کنه که نتونسته همسرش رو درک کنه و با کلمات و نیازهایش به اون این طور منتقل کرده که کاری جز گریه کردن نداره، بلکه معمولاً احساس می کنه که کار وحشتناکی هم انجام داده که همسرش به این حال افتاده.

درست مانند دیگه جوابای ناجور (چه بسا ناخواسته یا ناآگاهانه)، با گفتن «گریه نکن» به همسرتون، واسه متوقف کردن گریۀ اون، از پایهً چه با تُن صدای انتقادآمیز و یا با تُن صدای با مهربونی، دارین این پیام رو به اون منتقل می کنین که اون (چه زن یا حتی شوهر) نباید اینجور احساسی رو با اینجور شدتی داشته باشه.

با اینجور اقدامی شمام شخصیت همسرتون و هم احساس اونو بی اعتبار می کنین و ندیده می گیرین؛ حتی اگه این برخورد ناآگاهانه باشه.

روشنه که تجربۀ اینجور مخالفتی، واسه رسیدن به توافق و هماهنگی، هیچ کمکی به شما دو نفر نمیکنه.

اگه در اول همسرتون به دلیل تحقیر شدن، بدفهمی، یا نبود دریافت توجه کافی گریه می کرد، بعد از عکس العمل شما به احساسات اون، یعنی تأیید نکردن و ندیده گرفتن اونا، اصطکاک و اختلاف بین شما بیش ازپیش می شه.

مهارتای ازدواج موفق چیه؟

چیزایی که نباید به همسر گفت

زناشویی سپیده دانایی