یک روایت کلاسیک؛ ماجرای توسعه مخفیانه مدل افسانه ای چارجر دایتونا توسط دوج

Business and design concept - lot of white pencils and one color pencil on pink paper background. It's symbol of leadership, teamwork, success and unique.

کمپانیای خودروسازی بیشتر در زمان تست خودروای جدید خود، بدنه اونا رو استتار کرده و یا از یه بدنه فیک و ساختگی استفاده می کنن. هدف از این استتار، مخفی سازی بدنه و شکل واقعی خودرو قبل از رونمایی از مدل پایانی اون هستش.

اینطوری خودروسازان می تونن خودروهای خود رو در دنیای واقعی و تحت شرایط حقیقی مورد آزمایش قرار داده بدون اینکه نگران دیده شدن خودرو و لو رفتن ویژگیای اون قبل از معرفی به بازار باشن.

هر شرکت خودروسازی واسه هم جهت با این موضوع و استتار خودروهای خود روش و تکنیکای متفاوتی رو به کار برده و خودروهای می تونن به صورت خیلی حرفه ای و پیچیده و یا حتی ابتدایی و سطحی پوشیده شده و لو رفتن اطلاعات مربوط به اونا جلوگیری شه.

یکی از عجیب ترین طرحای استتاری که صنعت خودروسازی تا الان به خود دیده، مربوط به وقتیه که کرایسلر یکی از خودروای تست کارخانه خود رو نقاشی کرده و تلاش کرده تا فهمیده باشه اگه بابی ایزاک (یکی از معروف ترین رانندگان مسابقات اتومبیل رانی نسکار) این خودرو رو حرکت بده چه اتفاقی رخ میده.

خبرنگاران و جاسوسانی که از طرف شرکتای بزرگ به دیدن این تست در زمین چلسی پروینگ گرند اومده بودن. خودروی قرمز رنگ ماتی رو دیدن که عدد ۷۱ روی دربای اون درج شده و در حال گذروندن دور پیست با بیشترین سرعت ممکن بود.

واقعا، این خودرو که با اسم DC-74 نام گذاری شده بود یکی از دو خودروی تستی بود که کرایسلر در زمان پیشرفت چارجر دایتونا در سال ۱۹۶۹ از اونا استفاده می کرد.

هم جهت با درک بهتر این ماجرا بد نیس بدونین که به خودروای عضلانی تولید شده به وسیله کمپانیای فورد، پلیموت، مرکوری و داج که درزمان مسابقات نسکار در اواخر دهه ۶۰ میلادی یه دیگه رو به رقابت کشیده و بر سر کسب عنوان قهرمانی با همدیگه رقابت می کردن.

. درست وقتی که دو شرکت فورد و پلیموت (نماینده کرایسلر) فهمیدن ساده سازی و سبک کردن خودروا درست به اندازه قدرت موتور اونا مهمه، رقابت بین اون درزمان این مسابقات شدید تر شده و تلاش واسه کسب مقام اول به وسیله این کمپانیا شدت یافت.

وقتی که دوج چارجر ۵۰۰ در سال ۱۹۶۹ میلادی به موفقیت زیادی دست پیدا نکرد و با اقبال عمومی روبرو نشد کرایسلر عزمشو جزم کرد که از مباحث آئرودینامیکی در ساخت یه مدل جدید استفاده کنه.

پس حرکت واسه تولید چارجری که علاوه بر لوازم قبلی فول آئرو بوده و مجهز به دماغه مخروطی و بالا خاص باشه شروع شد. اما این کار بدون جلب توجه خبرنگاران و جاسوسانی که بدنبال کوچیک ترین حرکت بودن چیجوری ممکن بود؟

وقتی که مهندسان آئرودینامیک کرایسلر اولین مدل آزمایشی چارجر دایتونا رو واسه تست در پیست چلسی پوروینگ گرند قرار  دادن می دونستن که مخفی سازی این خودرو به مدت طولانی از دید خبرنگاران و جاسوسان کمپانیای خودروسازی دیگه ممکن نیس.

هم اینکه اونا نمی خواستن که دیگه خودروسازان فهمیده باشن که هدف از طراحی و تولید این خودرو گرفتن یه نتیجه فوق العاده در مسابقات نسکاره، چون که کمپانیای خودروسازی نباید قبل از عرضه خودروا و در زمان طراحی و تولید درگیر مسابقات نسکار شن.

بخاطر این مدیران کرایسلر عزمشونو جزم کردن تا چارجر دایتونا رو با بدنه ای به رنگ قرمز و با اسم DC-74 وارد زمین چلسی پرونیگ گرند کنن. بابی ایزاک عموما از خودروایی در مسابقات نسکار استفاده می کرد که رنگ بدنه اونا قرمز بود.

روی دربای این خودرو با رنگ سفید عدد ۷۱ نوشته شده بود و از فاصله دور طوری به نظر می رسید که یه خودروی مسابقه ای مخصوص مسابقات K&Kه. اما ازنزدیک ماجرا به طور کامل متفاوت بوده و سوالای بی جواب بسیاری راجب  DC-74 مطرح می شد.

حالا خوبیش اینه در سال ۱۹۶۹ میلادی لنزای تله فوتو خیلی پیشرفت نکرده و نمی تونستن از فاصله دور جزئیات زیادی رو ثبت کنن. پس این چگونگی استتار جواب داده و مهندسان کرایسلر تونستن جزییات این خودرو رو از دید خبرنگاران و جاسوسان مخفی نگه دارن.

بالی که در قسمت پشتی DC-74 قرار داشته با بالی که در آخر روی مدل خروجی چارجر دایتونا نصب شده به طور کامل فرق داره، چون که تیم پیشرفت دهنده این خودرو وقتی که مدل آزمایشی رو راهی زمین چلسی پرونیگ می کنه هنوز نتونسته بودن به مدل مناسبی از بال پشتی که شکل و ارتفاع درستی داشته باشه دست پیدا کنه.

برجستگیایی که روی دماغه مخروطی این مدل آزمایشی قرار داشتن به جهت نگه داری یه لوله پیتو در نظر گرفته شده بودن. این لوله که در واقع از وسیله دیگه مهندسان کرایسلر هم جهت با مباحث آئرودینامیکیه و عموما در جهت برابر سازی فشار داخل خودرو با فشار محیط خارجی به کار برده می شه.

اسکوپای چرخی که روی چرخای جلو چارجر دایتونا قرار گرفته با اسکوپای مدل آزمایشی خیلی فرق داره. می گن دلیل وجود چاله های روی دماغه مخروطی این مدل آزمایشی، دیده شدن چراغای جلوی خودرو موقع رانندگیه.

شاید این موضوع به قوانین پیست چلسی پروونیگ گرند مربوط می شد، چون که برابر با قوانین این پیست وقتی که سرعت خودروا از یه عدد خاص بیشتر می شه چراغ اونا باید حتما روشن شه.

باید در نظر گرفت که DC-74 در زمان تست هنوز به چراغای flip up که باید در همه خودروای خیابانی وجود داشته باشه مجهز نبود.

در آخر از شما دعوت می کنیم که به مدلی که کرایسلر با اون در مسابقات نسکار شرکت کرده نگاهی بندازین و اونو با DC-74  مقایسه کنین. شما با استفاده دقت فراوون می تونین فرق مدل آزمایشی و پایانی رو تشخیص بدین.

هرچند که چارجر دایتونا بسیار مثل خودروی آزمایشیه که بابی ایزاک اونو رانده س اما کسی که پشت فرمون نسخه مخصوص مسابقات نسکار نشسته ایزاک مشهور امریکایی نیس.

در واقع چارجر دایتونا استفاده شده در مسابقات نسکار کرایسلریه که تلاش می کنه با شیطنت فورد رو به رقابت کشیده و این شرکت خودروسازی امریکایی رو در این سری مسابقات شکست دهد.

جالبه بدونین که در آخر چاجر دیتونا موفقیتای بزرگی رو در مسابقات نسکار بدست آورد و در نسخه خیابانی تبدیل به یکی از با ارزش ترین خودروها در دوران طلایی صنعت خودروسازی آمریکا شد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *