مطالعه تطبیقی اثربخشی تسهیلات اعطایی به بنگاه های زود بازده در ایجاد اشتغال

مطالعه تطبیقی اثربخشی تسهیلات اعطایی به بنگاه های زود بازده در ایجاد اشتغال

اشتغالزایی از دیر باز به عنوان یکی از مهم ترین و اصلی ترین دغدغه های ذهنی و عملی بخش مدیریت و برنامه ریزی جهت توسعه کشورها بوده است. بر همین اساس؛ دولت ها همواره در تلاش بوده اند تا راهکارهای متفاوت و موثری جهت این امر به کار گیرند؛ چرا که اشتغال را به لحاظ اهمیت در ابعاد عملی شخصیت انسان، می توان منشأ هویت و ابزار رسیدن به سعادت نوع بشر به شمار آورد. در ابعاد فلسفی، مذهبی، روان شناسی و سیاسی، کار مفید و ثمربخش دارای اهمیت فراوان است (طیبی و دیگران، 1389). به طور کلی، طی سال های اخیر، تأمین اشتغال و کاهش نرخ بیکاری، در قالب یکی از دغدغه های اقتصادی و به عنوان ضروری ترین هدف برای مدیریت کشور و برنامه های اقتصادی، ابتدا در سطح ساماندهی کشور و همچنین در برنامه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مدنظر قرار گرفته است (Balwin And Gorecki،1990). یکی از اقدامات موثر در زمینه اشتغالزایی، توسعه و تقویت بنگاه های زود بازده در شهرها و مناطق صنعتی می باشد که امروزه از سوی اکثر کشورها مورد توجه قرار گرفته است. تجارب سه دهه مطالعه و بررسی های علمی در مراکز تحقیقاتی و دانشگاهی نشان داده است که بنگاه های زودبازده به عنوان اصلی ترین منابع ایجاد کننده شغل در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه شناخته شده اند (Wren،1994)؛ چرا که این بنگاه ها در کوتاه ترین زمان ممکن با تعدادی شاغل و حوزه عملیاتی مشخص و محدود به مرحله تولید یا ارائه خدمات رسیده و ساختار پیچیده ای ندارند. مدیران و برنامه ریزان دولتی نیز برای توسعه و تقویت آن ها به سیاست ارائه تسهیلات می­پردازند. یکی از این سیاست ها، ارائه تسهیلات اعطایی از سوی بانک های ذی صلاح می باشد که علاوه بر مزایای حاصل از گردش سرمایه برای بانک ها، با ایجاد و تأسیس بنگاه های زود بازده، به ایجاد اشتغال و تقویت اقتصاد کشور نیز می انجامد (Ang،2008).

تسهیلات اعطایی از سوی بانک ها به ویژه تسهیلات پولی و مالی به بنگاه های زود بازده، اهمیت ویژه­ای در نظام اقتصادی کشورها و اشتغالزایی دارند. در واقع تسهیلات اعطایی از سوی بانک ها، منابع تأمین اعتبار برای فعالیت های مختلف اقتصادی بنگاه های زود بازده می باشند (Foley،2002). تأمین تسهیلات بنگاه های زود بازده چه از دیدگاه سرمایه در گردش و چه از دیدگاه توسعه فعالیت ها و سرمایه گذاری های جدید از مهم ترین مباحث مدیریت یک نظام است. اعتبار و وام به طور مستقیم و غیرمستقیم بر اشتغال بنگاه ها و فرصت های شغلی جدید تأثیر می گذارد. تزریق وام و تسهیلات به جریان تولید (بنگاه ها) در کوتاه مدت به دلیل ثابت بودن حجم سرمایه، باعث افزایش اشتغال می شود و در بلندمدت که جریان وام و اعتبار و تسهیلات تبدیل به سرمایه ثابت می شود، تغییرات تکنولوژیکی را به همراه دارد. در صورتی که این تغییرات خنثی باشد اشتغال ثابت باقی می ماند و در غیر این صورت باعث تغییر در اشتغال می شود (طیبی و دیگران، 1389).

1-2- طرح مسأله

رشد و توسعه پایدار اقتصاد یک کشور نیازمند بهره برداری بهینه از منابع و عوامل تولیدی آن کشور می باشد. به عبارت دیگر کلیه عوامل و منابع تولیدی باید به صورت کارآ و بهینه مورد استفاده قرار گیرند (ستاری فر،1374).در این میان نیروی انسانی مهم ترین و حساس ترین عاملی است که در جهت رسیدن به رشد و توسعه پایدار اقتصادی نقش ویژه و بسزایی را ایفا می کند، لذا برنامه ریزی ها و سیاست های اقتصادی باید در راستای استفاده کارا از نیروی کار طراحی شود.

تجربه نشان می دهد که هر کشوری که توانسته از سرمایه نیروی انسانی خود به طور مناسب بهره گیرد، رشد اقتصادی چشمگیری داشته است و بالا بودن بهره وری نیروی کار در کشورهای پیشرفته بیانگر این مطلب می باشد (ستاری فر،1374).در کشورهای در حال توسعه به دلیل برخی از عوامل ساختاری از نیروی کار موجود به طور صحیح استفاده نمی شود به طوری که در این کشورها درصد زیادی از جمعیت نیروی کار غیر فعالند.

در ایران پیامد نرخ های بالای رشد سریع جمعیت در دهه های 50 و 60، ویرانی های جنگ، مهاجرت روستایی ها، مهاجرت اتباع خارجی، کمبود سرمایه گذاری، مشکلات ساختار تولید و دلایلی از این دست، معضل بیکاری را در شکلی حاد و گسترده در اقتصاد کشور پدیدار کرده است، بنابراین برنامه های کاهش بیکاری همواره از موضوعات مورد توجه دولت بوده است تا از طریق حمایت های مالی و غیر مالی به این موضوع پرداخته شود. یکی از راهکارهای ایجاد اشتغال و کاهش نرخ بیکاری که اخیراً مورد توجه قرار گرفته و به خصوص در دولت نهم تأکید زیادی بر آن شده است، برنامه های حمایت از بنگاه های زود بازده (اقتصادی کوچک و متوسط (SME)) می باشد. در این میان دسترسی به منابع مالی را می توان اصلی ترین مشکل شرکت های کوچک دانست که در این راستا ضرورت سرمایه گذاری و ارائه تسهیلات بانکی و میزان اثربخشی این تسهیلات از نکات مورد توجه تحقیق حاضر می باشد چرا که به دلیل محدودیت عامل سرمایه و وضعیت اقتصادی ضعیف کشورمان، سرمایه گذاری ها و ارائه این تسهیلات باید در فعالیت های مهم و محرک اشتغال وبا ضریب بالای اشتغالزایی صورت پذیرد. چرا که تحقیقات نشان داده است که از جمله آثار مثبت به کار گیری صحیح و بهینه اعطای تسهیلات بانکی می تواند افزایش سرمایه گذاری، تولید، درآمد و اشتغال را به دنبال داشته باشد. البته کار آیی نظام پولی و مالی هر کشور و نحوه مدیریت مالی واحدهای اقتصادی موجود شرط لازم و کافی برای دست یابی به این آثار مثبت اقتصادی است که در صورت نبود کارآیی در این فرآیند چه در بخش اعطای تسهیلات و چه در بخش مصارف تسهیلات ممکن است اثرات مطلوب و مورد انتظار را به همراه نداشته باشد (Wren،1994).

از جمله اهداف مهمی که در ارائه تسهیلات اعطایی به بنگاه­های زودبازده دنبال می­شود، بحث اشتغالزایی و اثر بخشی تسهیلات در رسیدن به هدف یا اهداف تعیین شده، می­باشد. در ایران نیز سیاست اعطای تسهیلات بانکی از سال 1385 برای اشتغالزایی بیشتر مطرح و اجرا شده است. در این برنامه، دولت سعی نمود با فراهم نمودن شرایط مناسب، تسهیلاتی نظیر وام با نرخ سود کم برای کارآفرینان و افراد علاقه­مند، به اشتغال جامعه بیکار کمک کند. اما سوال مهمی که در اجرای هر طرح اقتصادی مطرح می­شود این است که آیا طرح مذکور در رسیدن به هدف خود اثر بخش بوده است و میزان این اثر بخشی چقدر بوده است. در کدام قسمت ها موفق عمل کرده و در کدام قسمت­ها نیاز به تقویت دارد. همچنین رضایت و نظر ارائه ذی نفعان  (بانکها به عنوان ارائه دهندگان تسهیلات و بنگاه­های زود بازده به عنوان دریافت کنندگان تسهیلات) طرح اجرایی چگونه بوده است.

بانک­های دولتی و خصوصی کشور نیز در راستای سیاست اشتغالزایی از سال 1385 همزمان با برنامه­ی دولت اقدام به ارائه تسهیلات اشتغالزایی به مشتریان خود نموده­اند. در این میان بانک صنعت و معدن (به عنوان منبع اصلی اعطا وام به صنایع کوچک و متوسط) و بانک رفاه کارگران از جمله بانک­های نیمه خصوصی کشور در این زمینه فعالیت­ بیشتری داشته­اند(شقاقی و شفیعی،1384:.270-273). اما مسأله اصلی این است که آیا این تسهیلات اثر بخش بوده­اند یا خیر؛ و کدام یک از بانک های مورد نظر در این زمینه موفق عمل نموده و میزان رضایت بنگاه ها از کدام یک از بانک ها بیشتر بوده است. در این راستا، با توجه به هدف تحقیق حاضر مبنی بر مطالعه تطبیقی اثر بخشی تسهیلات اعطایی به بنگاه های زود بازده در ایجاد اشتغال، این تحقیق درصدد بررسی و مطالعه تطبیقی اثر بخشی تسهیلات اعطایی در اشتغالزایی بنگاه­های زود بازده از سوی بانک های صنعت و معدن و رفاه شهر قم می­باشد؛ تا از این طریق علاوه به شناخت وضع موجود به ارائه چارچوب سیاست علمی متناسب بپردازد.

1-3- تشریح و بیان اهمیت موضوع:

به سبب وجود نرخ بالای بیکاری در سطح جامعه، اشتغالزایی یکی از منشورهای سیاسی دولت و جامعه گردیده است. اهمیت ایجاد شغل و حتی تخریب شغل در هر اقتصاد را نمی توان نادیده گرفت. نیروی کار مابین بنگاه ها از طریق فرآیند اشتغالزایی و یا تخریب آن سازماندهی و تخصیص مجدد می یابد تا ثروت و درآمد ایجاد کند، اما مشاغل نقش عمده ای در توزیع درآمد ایفا می کنند. برای بسیاری از اقشار جامعه، دریافت هایی که اشتغال ایجاد می کند پایه و اساس درآمدشان است و نحوه توزیع درآمد آن ها نشانه اهمیت شرایط اقتصادی آن هاست. به علاوه تخریب شغل می تواند به سرگردانی نیروی کار و هزینه های تعدیل شده ای برای آن ها منجر گردد. از این روی تداوم سیاست ارائه تسهیلات به شیوه ی کنونی، مستلزم اطمینان از اثر بخشی تسهیلات از سوی بانک ها می باشد. چرا که اگر تسهیلات اعطایی اثربخش نباشد این سیاست ها می تواند خسارت ها و پیامدهای نامطلوبی به دنبال داشته باشد و با توجه به اینکه در ارزیابی این خط مشی های پولی و بانکی، دیدگاه های متفاوتی ارائه شده به نظر می رسد که بررسی میزان اثربخشی اعطای این گونه تسهیلات بانکی ضروری و با اهمیت باشد. همچنین از دیدگاه بنگاه های دریافت کننده نیز برخی مسائل بررسی نشده که در این تحقیق نیز به بررسی موضوعات مرتبط با این مقوله پرداخته خواهد شد. نتایج این تحقیق می تواند برای سازمان های معرفی کننده بنگاه ها به بانک نیز مفید باشد.

1-4- هدف/اهداف پژوهش:

هدف کلان تحقیق حاضر بررسی تطبیقی اثر بخشی تسهیلات اعطایی بانک های شهر قم به بنگاه های زود بازده جهت اشتغالزایی می باشد. تا با بررسی دو بانک مورد نظر (بانک صنعت و معدن و بانک رفاه)، به مقایسه و تطبیق عملکرد بانک ها در اشتغالزایی شهر قم پرداخته و در نهایت با فهم عمیق­تر از عملکرد بانک های مورد نظر، به یک بسته سیاستی مناسب برای تقویت فرایند ارائه تسهیلات اعطایی در راستای اشتغال زایی بنگاه های زود بازده کمک شود.

اما اهداف فرعی تحقیق عبارتند از:

    • بررسی مسئله نظارت بانک؛ اینکه آیا بانک صنعت و معدن و بانک رفاه در اعطای این گونه تسهیلات امکان انجام نظارت های لازم و کافی در حیطه چارچوب مسوولیت و وظایف خود را داشته است.
    • ارائه تسهیلات از سوی بانک های صنعت و معدن و رفاه تا چه میزان بر اشتغال زایی شهر قم اثر بخش بوده است
    • و در نهایت هدف آخر اینکه از دیدگاه بنگاه ها (دریافت کنندگان تسهیلات) به بررسی میزان رضایتمندی آن ها از نحوه و شیوه اعطای تسهیلات و میزان تناسب شرایط اعطای تسهیلات با نوع و مقدار تسهیلات و موارد مرتبط با آن پرداخته شود.

1-5- سوالات تحقیق

    • سوال اصلی:

آیا تسهیلات اعطایی بانک های صنعت و معدن و رفاه شهر قم در ایجاد اشتغال بنگاه های زود بازده اثرگذار بوده است؟

    • سوال فرعی:
    • ارائه تسهیلات اعطایی از سوی کدام بانک به بنگاه های زودبازده در اشتغالزایی آن ها اثربخش تر بوده است؟
    • انعطاف پذیری کدام یک از بانک ها در ارائه تسهیلات اعطایی تأثیر مثبتی در ایجاد اشتغال به بنگاه های زود بازده داشته است.
    • کدام گروه از بنگاه های زود بازده از دریافت تسهیلات اعطایی رضایت بیشتری دارند
    • اشتغالزایی در کدام گروه از بنگاه های زود بازده دریافت کننده تسهیلات بیشتر بوده است

1-6- فرضیات پژوهش:

پس از بررسی ادبیات نظری و تجربی پژوهش، فرضیات پژوهشی خود را در دو دسته کلی تقسیم بندی کرده­ایم. دسته اول شامل فرضیات مربوط به اثر بخشی ارائه تسهیلات اعطایی از سوی بانک ها به بنگاه های زودبازده بوده و دسته دوم شامل فرضیه­های مربوط اشتغالزایی بنگاه های زودبازده می­باشد. این فرضیه­ها به ترتیب عبارت­اند از:

فرضیه­های دسته اول:

فرضیه اول  و فرضیه اصلی تحقیق: تفاوت معناداری در میزان اثر بخشی تسهیلات اعطایی بانک های صنعت و معدن و رفاه شهر قم در ایجاد اشتغال در بنگاه های زودبازده وجود دارد

فرضیه دوم  : اثربخشی تسهیلات اعطایی از سوی بانک رفاه به بنگاه های زودبازده در اشتغالزایی آن ها نسبت به بانک صنعت ومعدن بیشتر بوده است.

فرضیه سوم  : انعطاف پذیری بیشتر بانک صنعت و معدن نسبت به بانک رفاه در ارائه تسهیلات اعطایی تأثیر مثبتی در ایجاد اشتغال به بنگاه های زود بازده داشته است.

مدیر سایت