مولفه های سلامت روان

امروزه این بحث در بین پژوهشگران و نظریه پردازان سلامت روان، مطرح است که سلامت روان را نیز می‌توان همانند اختلالات روانی، در چارچوب یک نشانگان[۱] مطرح کرد. به عبارت دیگر، سلامت روان نیز به حالتی اطلاق می‌شود که براساس آن، مجموعه ی مشخصی از علائم، در سطحی مشخص و برای دوره ی زمانی مشخصی، تحقق می‌یابند و منجر به عملکرد فیزیولوژیک، روانشناختی و اجتماعی متمایزی می‌شوند. بعضی از نظریه پردازان و پژوهشگران، معتقدند که بسیاری از مولفه ها و مفاهیم مرتبط با مفهوم خوب بودن ذهنی[۲] می‌تواند به عنوان مجموعه نشانگان منعکس کننده ی سلامت روان، در نظر گرفته شود (کیس و لوپز[۳]، ۲۰۰۲). داینر و کسبیر (۲۰۰۷) خوب بودن ذهنی را به عنوان قضاوت شناختی افراد در مورد رضایت از زندگی خود، و ارزیابی عاطفی آن ها از خلق و هیجاناتشان تعریف می‌کنند. همانطور که از این تعریف، مشخص است، مفهوم سازی خوب بودن ذهنی، بسیار مشابه مفهوم سازی شادی است. حتی پیشگامان مطالعات خوب بودن ذهنی همچون داینر، نیز این دو مفهوم را تقریباً معادل یکدیگر می‌دانند (داینر ، سوه، لوکاس و اسمیت[۴]، ۱۹۹۹؛ لیوبومیرسکی، کینگ[۵] و داینر، ۲۰۰۵؛ لیوبومیرسکی، شلدون و اشکید، ۲۰۰۵).
پایان نامه

براساس پژوهش های متعدد انجام گرفته در زمینه ی خوب بودن ذهنی و سلامت روان، کیس (۲۰۰۷) ملاک های ۱۳ گانه ای را برای سلامت روان معرفی می‌کند که تحقق آن ها در یک فرد، می‌تواند به معنی بهره مندی مطلوب او از سلامت روان باشد. البته همانند آنچه که در مورد اختلالات روانی مطرح می‌شود، نگاه به سلامت روان، نباید صرفاً محدود به رویکرد طبقه بندی[۶] و همه یا هیچ باشد، بلکه باید رویکرد پیوستاری[۷] نیز در نظر گرفته شود. به عبارت دیگر، این ۱۳ مولفه، به صورت همه یا هیچ در افراد وجود ندارند، بلکه هرفردی ممکن است به میزانی از هریک از آن ها بهره مند باشد. براین اساس می‌توان گفت هنگامی‌که این مولفه ها حداقل در حد متعادل و متوسطی تحقق یابند، می‌توان از تحقق سلامت روان، سخن گفت. بنابراین حتی افرادی که دارای اختلال روانی تشخیص داده نمی‌شوند، خود می‌توانند در دو طبقه ی دارای سلامت روان و فاقد سلامت روان، قرار گیرند. این مولفه های ۱۳ گانه در جدول ۱-۲ ارائه شده اند (کیس، ۲۰۰۷).

 

 

 

جدول  ۱-۲ مولفه های ۱۳ گانه ی سلامت روان براساس طبقه بندی ارائه شده توسط کیس (۲۰۰۷)

مولفه های سلامت روانتعریف
هیجانات مثبت[۸] (خوب بودن هیجانی[۹])عاطفه ی مثبت[۱۰]بشاش بودن در حد معقول و متعادل، احساس علاقه به زندگی، داشتن روحیه ی خوب، احساس شادی و احساس آرامش در ابعاد مختلف زندگی روزمره.
کیفیت زندگی[۱۱]احساس رضایت از زندگی به طور کلی و در اکثر موقعیت ها و زمینه ها و یا به میزان بالا در در حیطه های خاص زندگی روزمره.
کارکرد روانشناختی مثبت[۱۲] (خوب بودن روانشناختی[۱۳])خودپذیری[۱۴]نگرش مثبت پایدار در مورد خود، تأیید کردن و دوست داشتن اکثر جنبه های شخصیت خود.
رشد شخصی[۱۵]به دنبال چالش بودن (به شکل مثبت و نه چالش های استرس زا)، بینش داشتن به توانایی های بالقوه ی خود، احساس رشد و تکامل پیوسته (به لحاظ شخصیتی).
هدف در زندگی[۱۶]یافتن معنا و جهت خاصی برای زندگی خود.
تسلط محیطی[۱۷]پرورش دادن توانایی انتخاب، مدیریت و شکل دهی به محیط زندگی خود، متناسب با نیازهای شخصی.
خودمختاری[۱۸]توانایی رهبری و هدایت خود، به طور مستقل و داشتن ارزش ها و معیارهای درونی که به لحاظ اجتماعی نیز پذیرفته شده و مقبول هستند.
روابط مثبت با دیگران[۱۹]داشتن یا توانایی داشتن روابط گرم و مطمئن با دیگران.
کارکرد اجتماعی مثبت[۲۰] (خوب بودن اجتماعی)[۲۱]پذیرش اجتماعی[۲۲]داشتن نگرش مثبت نسبت به تفاوت های انسانی و تأیید و پذیرش این تفاوت ها.
تحقق اجتماعی[۲۳]اعتقاد به اینکه مردم، گروه ها و جامعه، دارای توانایی های بالقوه ای هستند و می‌توانند به طور مثبتی این توانایی ها را رشد و پرورش دهند.
مشارکت اجتماعی[۲۴]مفید و ارزشمند تلقی کردن فعالیت های روزمره ی خود برای جامعه و دیگران.
پیوستگی اجتماعی[۲۵]علاقه به جامعه و زندگی اجتماعی و معنادار و قابل فهم دانستن جامعه و زندگی اجتماعی.
یکپارچگی اجتماعی[۲۶]احساس تعلق به یک اجتماع و دریافت حمایت و آسایش از جانب یک اجتماع.

مفهوم سازی ارائه شده توسط کیس، براساس پژوهش های مختلف انجام شده در حیطه ی سلامت روان و خوب بودن ذهنی، صورت گرفته و در مورد اینکه هریک از این مولفه ها به عنوان مولفه های سلامت روان در نظر گرفته می‌شوند، توافق وجود دارد، ولی مطمئناً هنوز نیاز به پژوهش های اختصاصی متعددی در مورد خود این طبقه بندی ۱۳ گانه هست تا مورد توافق عمومی‌نظریه پردازان و پژوهشگران سلامت روان قرار گیرد، زیرا این طبقه بندی با هدف مشخص کردن نشانگان سلامت روان تدوین شده است (کیس، ۲۰۰۷).

[۱]. syndrome

[۲]. Subjective Well-being

[۳]. Lopez

[۴]. Suh, Lucas & Smith

[۵]. Lyubomirsky, King

[۶]. categorical

[۷]. continuous

[۸]. Positive emotions

[۹]. emotional well-being

[۱۰]. Positive affect

[۱۱]. quality of life

[۱۲]. Positive psychological functioning

[۱۳]. psychological well-being

[۱۴]. Self-acceptance

[۱۵]. Personal growth

[۱۶]. Purpose in life

[۱۷]. Environmental mastery

[۱۸]. Autonomy

[۱۹]. Positive relations with others

[۲۰]. Positive social functioning

[۲۱]. social well-being

[۲۲]. Social acceptance

[۲۳]. Social actualization

[۲۴]. Social contribution

[۲۵]. Social coherence

[۲۶]. Social integration

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *