روانشناسی با موضوع هوش هیجانی و رضایتمندی زناشویی

روانشناسی با موضوع هوش هیجانی و رضایتمندی زناشویی

به باور نظریه پردازان هوش عاطفی، آدمایی که از هوش عاطفی بالایی بهره مند هستن، هنگام تجربه نوع خاصی از حالات عاطفی، می تونن هیأت اون رو به درستی تشخیص بدن، هم اینکه این افراد می تونن نوع حالت عاطفی که بقیه تجربه می کنن رو هم تشخیص بدن. آدما از تواناییای مختلفی واسه این نوع تشخیصا بهره مند هستن و به شکلی متفاوت از اونا استفاده می کنن. بعضی از اونا به طور کاملٌ به احساسات بقیه آگاه هستن و نسبت به اونا حساسیت نشون میدن و یه سری های دیگه به طور کاملٌ نسبت به احساسات بقیه بی خیال نسبت به موضوع هستندو  حساسیتی به خرج نمی بدن و این که همسرشون چیجوری فکر می کنه و چه ایده یا ایده هایی داره، مثلاٌ عصبانیه یا غمگین یا حسادت می ورزد براشون اهمیتی نداره.  (۳)

عصبانی

تواناییای سه گانه شامل :

  • توانایی دریافت و تشخیص دقیق احساسات خود و بقیه
  • توانایی دلیل آوردن کردن درباره احساسات
  • توانایی اداره و تنظیم مؤثر احساسات

ًٌ عوامل اساسی تشکیل دهنده یه زمینه غنی عاطفی واسه داشتن یه زندگی زناشویی سعادتمندانه حساب می شن.

زناشویی

واقعا دونستن این که چه موقع، به چه دلیل و چیجوری از همسرتون معذرت خواهی کنین و هم برخورداری از تواناییایی چون صبر، بردباری و مدارا کردن موقع عصبانیت، احتیاج به مهارتای عاطفی پیشرفته و سطح بالایی چون هم دلی، کنترل خود و درک عمیق نیازها و احساسات بقیه داره. نکته خیلی مهم در مورد این مهارت ها اینه که بدونیم اینا شباهت زیادی به اجزا یا ابعاد تشکیل دهنده              سازه هوش عاطفی دارن.

 

هم خوانی و تجانس رو بین شکل های جور واجور تواناییایی که هوش عاطفی رو می سازند و تواناییایی که لازمه گفتگوا و تعاملات موفقیت آمیز زناشویی می باشن، ما رو به این موضوع راهنمایی می سازه که هوش عاطفی در مورد ازدواج موفق و زندگی زناشویی، نقشی مهم و غیر قابل رد داره.

ازدواج

 

درک عاطفی و روابط زن و شوهر

یافته های نشون میدن که ازدواج و زندگی زناشویی یه بافت پر از عاطفه می باشه. در ازدواجایی که در اونا زن و شوهر با همدیگه در اختلاف و اختلاف باشن، برانگیختگیای عاطفی زیادتری دیده می شه. یعنی، بیشتر تعارضا و اختلافات بین زن و شوهر به دلیل برانگیختگیای عاطفی[۱] صورت می گیرد، کما این که ارزیابیای فیزیولوژیکی ( مثل ضربان قلب، افزایش رسانایی پوست و فعالیت ماهیچه ای ) این موضوع رو نشون می دهد. تحقیقات نشون می دهد که افراد در توانایی دریافت و تشخیص دقیق احساسات خود و بقیه با همدیگه فرق دارن. مثلاٌ بعضی از زن و شوهرا، آشکارا نسبت به علائم عاطفی همسرشون بی توجه هستن و اونا رو ندیده می گیرند یا آمادگی سوء تعبیر و نبود تشخیص درست این احساسات رو دارن. مثلاٌ حالت غمناکی یا اندوه همسر خود رو به عنوان عصبانیت و خشم تفسیر می کنن. علاوه بر اینا، آدما دارای تفاوتای زیادی در توانایی بیان روشن احساسات خود می باشن. مثلاٌ بعضی از زن و شوهرا عادت دارن پیامای عاطفی مبهم و گیج کننده ای به طرف مقابل خود بدن ( هم زمان هم می خندن و هم اخم می کنن ). (۳)

محققان فهمیدن که رابطه با ثبات و معنا داری بین تفاوتای فردی در توانایی بیان دقیق و درست احساسات و تشخیص اونا با شادیای زندگی و روابط زناشویی مطلوب هست. مثلا نولر[۲] و همکارانش نشون دادن که زوجای خوشحال و راضی در مقایسه با زوجایی که رابطه زناشویی و عاطفی خوبی با هم ندارن، احساس هم دلی بیشتری نسبت به هم نشون میدن و نسبت به احساسات یگدیگر حساسیت بیشتری به خرج میدن. البته در این موارد، جداسازی دلیل و معلول و تشخیص این که کدوم عامل دلیله و کدوم معلول، چیزی بسیار سخته، چون امکان داره مشکلات و اختلافات زناشویی موجب کاهش حساسیت عاطفی[۳] در زن و شوهر شه و از طرف دیگه نبود حساسیت عاطفی هم دلیل کاهش احساس خوشبختی در زندگی زناشویی و احساس رضایت همسران از همدیگه شه. پژوهشگرانی که در             زمینه تعاملای زناشویی[۴] تحقیق می کنن به طور دقیق نشون دادن که سوء تعبیرهای عاطفی[۵] می تونه مستقیماٌ به افزایش یه جور اختلاف، که محققان اون رو نتیجه فرآیندی به نام « تقابل اثرات منفی »[۶] می دانند، منجر شه. این یافته ها از مشاهده تعاملای زن و شوهر با همدیگه در موقعیتای جورواجور به دست آمده. هم زوجایی که از با هم بودن احساس خوشبختی می کنن و از زندگی خود راضی هستن و هم زوجایی که با هم اختلاف دارن، هر دو گروه، تمایل دارن تا عواطفی رو که در طرف مقابل، نسبت به خود احساس می کنن، طوری جبران کرده و عمل مقابله به مثل بکنن، به خصوص در زوجایی که از هم راضی نمی باشن و انتظارات نادرستی از همدیگه دارن. این زن و شوهرا پیامای عاطفی خنثی یا تقریباٌ منفی نسبت به همدیگه میدن که دلیل ایجاد خشم و عصبانیت در هر دو نسبت به طرف مقابل می شه. اینطوری نتیجه های داغون کننده و منفی به صورت یه حلقه خراب در میاد که خلاص شدن از اون واسه هر دو زوج خیلی سخت می شه. واقعا این نوع نتیجه های منفی ویژگی روشن ازدواجای ناموفق می باشه. (۳)

مشکلات

تحقیقات انجام شده روی تعاملای زن و شوهر هم نشون دادن که جنسیت اثر زیادی بر بیان احساسات و تشخیص دقیق اونا بر جای می گذارد. مثلا نولر و همکارانش فهمیدن که زنان بهتر از مردان در بیان دقیق احساسات و تشخیص اونا عمل می کنن. توانایی بیان دقیق احساسات در زنان به وجود اومده توسط توانایی بالای اونا در به کار گیری رفتارای غیر کلامی در جریان ارسال پیامای عاطفی می باشه. مثلا وقتی که یه زن پیام عاطفی مثبتی به شوهرش می دهد ، شایدٌ از علائم غیر کلامی – بدنی (مثل لبخند زدن) و از یه لحن دوستانه موقع سخن گفتن استفاده می کنه. از طرف دیگه، مردان تمایل به به کار گیری پیامای مبهم و جداسازی نشده ( ترکیبی ) دارن. مثلا، وقتی که مردی می خواد پیام عاطفی مثبتی به همسرش بده، این پیام هم همراه با خنده و هم همراه با علائم بالقوه تهدید کننده ای چون حرکات ابرو یا چشم.(۳)

همونجوریکه انتظار میره ناتوانی مردان در تشخیص و بیان دقیق احساسات، دلیل مهم و اساسی ازدواجای ناموفقه. مثلا، در برانگیختگیای عاطفی بالا در طول کشمکشای زناشویی ( که از راه اندازه گیری علائم فیزیولوژیکی مثل ضربان قلب یا فشار خون مشخص می شه ) مردانی که از زندگی زناشویی خودراضی نمی باشن و با همسران خود اختلاف دارن، نشونه هایی از گوشه گیری یا تنهایی عاطفی و بی عاطفگی از خودنشان میدن، که گاتمن اون رو « حصار سنگی »[۷] نامیده س. مشاهدات انجام شده روی چگونگی برخورد همسران این جور مردان، نشون میدن که زنانشان تمایل زیادی به ایجاد رابطه عاطفی مطلوب با اونا دارن، اما این تمایل و خواسته زن فقط دلیل افزایش شدت تنهایی عاطفی مرد می شه و حلقه معیوبی ، دوباره شکل می گیرد و فرار از این چرخه خراب « درخواست – تنهایی »[۸] واسه هر دو بسیار مشکل می شه.

به طور خلاصه، پژوهشای انجام شده در مورد تعاملای زناشویی نشون میدن همون طوری که مایر و همکاران ادعا می کنن، آدما دارای تواناییای مختلفی در دریافت ( برداشت ) دقیق احساسات می باشن. این تفاوتای فردی در مهارتای عاطفی دیگری هم که با این توانایی مربوط می شن، دیده می شه  زنان توانایی بالایی در این دو نوع مهارت دارن و زوجای خوشحال و خوشبخت نسبت به           زوجای مخالف، هم در اعلام و بیان احساسات و هم در برداشت، تشخیص و دریافت احساسات، کارکرد بهتری از خود نشون میدن .(۳)

[۱] – Emotional arousing

[۲] – Noller

[۳] – Emotional sensivity

[۴] – Marital Interaction

[۵] – Emotional misunderstanding

[۶] – Negative affect reciprocity

[۷] – Stonewalling

[۸] – Demand-withdrawal

edame