مثلا، مدل هوش هیجانی گلمن شامل مؤلفه هایی مانند انگیزه و همدلی هم هست، و اینا عواملی هستن که مایر و سالووی فکر می کنند اون طرف مرز هوش هیجانی قابل گسترش ان.

گلمن در سال ۱۹۹۵ در کتاب معروف « هوش هیجانی » خود پنج بخش اصلی شامل « باخبر شدن از هیجانای خود، مدیریت هیجانا، خود انگیزی، شناسایی هیجانای بقیه و اداره روابط» واسه هوش هیجانی مشخص کرد. اون بعد در سال ۱۹۹۸ راه و روش  اولیه خود رو گسترش داد تا مهارتای بیشتری رو شامل شه و در آخر مدل هوش هیجانی خود رو شامل ۲۵ کفایت اصلی در پنج اندازه ، پایه ریزی کرد. به نظر گلمن هوش هیجانی هم شامل عناصر داخلی و هم عناصر بیرونیه. عناصر داخلی عامل هایی مثل خود انگاره، خود آگاهی ، احساس استقلال و توانمندی، خود شکوفایی و بیان  وجود رو در بر می گیرد و عناصر خارجی روابط بین فردی، سهولت در همدلی و احساس مسئولیت رو شامل می شه. هوش هیجانی شامل ظرفیت پذیرش واقعیات، انعطاف پذیری، توانایی حل مشکلات هیجانی و توانایی مقابله با استرس و تکانه هانیزهست.

استرس

گلمن عقیده داره که کفایتای هوش هیجانی واسه مدیریت خود هیجان و اداره روابط بسیار اساسی هستن ایشون بر این عقیده س که افراد واسه برتری پیدا کردن بر این چالشا باید مؤلفه های هوش هیجانی خود رو پرورش بدن. این عامل ها عبارتند از :

  • خود آگاهی هیجانی : شناختن احساسات وقتی که به وجود میان بخش  اصلی هوش هیجانیه. توانائی کنترل لحظه به لحظه احساسات، کلید بصیرت روان شناختی و درک خودمون، است. آدمایی که به احساسات و هیجانات خود اطمینان بیشتری دارن، مهارت بیشتری در کنترل و هدایت وقایع زندگی از خود نشون میدن.

باخبر شدن از هیجانات باعث اطمینان بیشتر مخصوصا هنگام اخذ تصمیمای مهم زندگی مانند انتخاب همسر یا یه حرفه  می شه.

گلمن ( ۱۹۹۵ ) خودآگاهی رو ریشه و پایه بقیه عامل های هوش هیجانی می دونه و اون رو اینجور تعریف می کنه : « درک عمیق و روشن از احساسات، هیجان ها، نقاط ضعف و قوت، نیازها و سائقای خود ». ایشون معقتده آدمایی که سطح خودآگاهی بالاتری دارن به دلیل شناخت توانائی خود، همیشه از اعتماد به نفس و عزت نفس بالاتری هم بهره مند هستن. این افراد در کارای خود دقیق بوده و امید واری اونا غیر واقعی نمی باشه و مسؤلیتی رو قبول می کنن که درحد توان اونا باشه. هم اینکه این افراد با خود و بقیه رو راست بوده و خوب می دانند که هر احساس چقدر بر اونا و دور و بری ها اثر می گذارد.

اعتماد به نفس

  • مدیریت ( کنترل ) هیجانا : بیان واکنشای هیجانی مناسب، قابلیتی ( استعدادی ) است که براساس خودآگاهی بنانهاده می شه. توانایی کاهش احساسات منفی مانند اضطراب، خشم و افسردگی یه مهارت هیجانی لازمه. انعطاف پذیری هیجانی به شخص در شکست دادن مشکلات پیشگیری ناپذیر زندگی کمک میرسونه. آدمایی که بدون توانایی خود تنظیمی [۱] هیجانی هستن، همیشه ٌ در برابر احساس پریشونی به سر می برند.
  • افسردگی

خود تنطیمی هیجانی به معنی سرکوب هیجانها و یا ایجاد سد دفاعی محکم در برابر احساسات و خودانگیزی نیس، بلکه بر عکس یه روش انتخاب واسه چگونگی بیان احساسات و روش بیان اوناس، طوری که این روش بیان بتونه هم جریان تفکر رو آسون کنه و هم از انحراف اون جلوگیری کنه.

  • خود انگیزه : توانایی تمرکز برهدفی خاص واسه رسیدن به موفقیت لازمه خود کنترلی هیجانی مانند به تاخیر انداختن ارضای نیازها و کنترل تکانه ها، در رسیدن به اهداف زندگی خیلی مهمه. اشخاصی که توان کنترل هیجانهایشان رو دارن و بر خلاف ناکامیا امید وار و خوش بین هستن، عموماٌ در انجام وظایف خود سازنده تر و مؤثرتر عمل می کنن.

خیلی از روانشناسان خودانگیزی رو شرط بقاء می دانند. به نظر اونا آدم سالم هیچ کاری رو بدون هدف از پیش تعیین شده، انجام نمی دهد و واسه رسیدن به هدف و یا حتی، انتخاب اون خود انگیزی لازمه. از نظر گلمن خودانگیزی زبون سائق پیشرفته و تلاش در واسه رسیدن به حد مطلوبی از فضیلت می باشه. افراد خود انگیخته همیشه در کارای خود، نتیجه محور بوده و سائق زیادی واسه رسیدن به اهداف و معیارهای خود دارن.

  • شناختن هیجانات در بقیه ( همدلی ) : همدلی یکی دیگه از مهارتهای بر اساس خودآگاهی هیجانیه و واسه تاثیر روابط بین فردی بسیار بنیادی می باشه. کسائی که با سر نخای اجتماعی ظریف خوب آشنا هستن، احساسات بقیه رو خوب درک کرده ودر روابط شغلی و شخصی شون بسیار موفق ترن. گلمن همدلی رو عبارت از « درک احساسات و جنبه های جور واجور بقیه و انجام یه عمل مناسب و عکس العمل مورد علاقه اونا » تعریف می کنه. این عامل با احساس مسئولیت در قبال بقیه نسبت بیشتری داره ، چون هر چی دور و بری ها واسه ما اهمیت بیشتری داشته باشن، بیشتر تلاش می کنیم تا در مقابل اونا عکس العمل مناسبی نشون بدیم و شرط انجام عکس العمل مناسب هم درک نوع احساس طرف مقابله.
  • اداره کردن روابط ( مهارتهای اجتماعی ) :  هنر ایجاد رابطه به مهارت مدیریت هیجانای بقیه نیازمنده. کفایت اجتماعی ایجاد کننده محبوبیت، رهبری و مؤثر بودن روابط بین فردیه. گلمن عقیده داره آدمایی که تمایل دارن در ایجاد رابطه با بقیه موثر واقع شن، باید توانایی شناسایی، تفکیک و کنترل احساس خود رو داشته باشن، بعد از راه همدلی یه رابطه مناسب برقرار کنن.

 

ارتجاعی بودن سیستم عصبی تعیین کننده ظرفیتای اولیه مربوط به هر کدوم از      بخش های هوش هیجانیه. هر فرد دارای مجموعه عصب شناختی زیربناییه که تعیین کننده وضعیت مزاجی اونه ، مانند توانایی کنترل تکانهای هیجانی، کمرویی یا تحریک پذیری.

گر چه پایه زیر بنایی کفایت هیجانی، عصبیه ، اما مدارهای مغزی درگیر، انعطاف پذیرن. هر کدوم از این پنج بخش خیلی یه سری از عادات و                  پاسخای آموخته شده رو نشون میدن، و در نتیجه میشه با روشای مناسب، اونا رو بهتر کرد. (۱)

[۱] – self -regulation