Broken Paper Plate حفظ آرامش و خونسردی در عصبانیت و فشار شدید

بیشتر افراد در هنگام عصبانیت تا حدودی کنترل و آرامش روانی خود رو از دست میدن مگه اینکه از نظر روانی به سطح بالایی از کمال رسیده باشن؛ در این مقاله می خوایم راه های حفظ آرامش و خونسردی در زمانهای اضطراری رو بررسی کنیم.

به گزارش آلامتو و به نقل از ما؛ واسه جواب دادن به سوال بالا راه های زیادی وجود داشت. به طور مثال، می تونستیم مقاله های علمی زیادی رو مورد بررسی قرار داده و مهم ترین و با ارزش ترین سرفصلای اونا رو جدا کرده و در آخر، یه مطلب جمع آوری شده کامل در مورد روشای جورواجور واسه حفظ آرامش در زمانای فشار به شما ارائه کنیم.

اما پس از مطالعه اینجور مقاله ای این سوال در ذهنتون ایجاد می شد که « این روش ها در دنیای واقعی هم کاربرد دارن؟ یا از راهکارهای اونا میشه در زندگی حقیقی استفاده کرد و موفق شد؟»

باید گفت در بعضی موارد اینجور نیس و خیلی از نکاتی که واسه حفظ آرامش در مواقع عصبانیت مطرح می شن رو آدم نمی تونه اجرایی کرده و در نتیجه، مثل قبل به رفتارای غیرمنطقی خود در مواقع فشار ادامه میده.

با این وجود، شاید شمام قبول دارین که همیشه راهی واسه پیروزی هست و باید اون رو جست و جو کرده و پیدا کرد. مجله تایم این سختی رو بر ما صاف کرده و واسه پیدا کردن بهترین جواب به سراغ قشر خاصی از جامعه رفته که مطمئنا، همه حرف هاشون درسته و حتی یه درصد هم نمیشه به کاربردی بودن راهکارهایشان شک کرد!

به چه دلیل؟ چون این افراد در میدون ای مشغول به فعالیت هستن که اگه در بالاترین درجه فشار عصبی و روانی، قادر به کنترل اعصاب خود نباشن، جون خود و بقیه رو به خطر میندازن.

اونا کسی نیستن جز خنثی کننده های بمب؛ اما نه خنثی کننده های معمولی، بلکه کسائی که در مورد غیرفعال کردن بمبای هسته ای، اژدرها و سلاحای زیستی و شیمیایی تخصص دارن.

در ادامه از زبون این افراد خواهیم شنید که چیجوری میشه در شرایط پر استرس و پر از فشار روانی، خونسرد باقی مونده، تمرکز خود رو حفظ کرده و در آخر تصمیمات منطقی گرفت.

از دام «لونه خرگوش» دوری کرده و به آزمایش خطرات و تهدیدات بپردازید

کارا به درستی پیش نمی رن. شما نگرانین و مغزتون شروع به مسابقه می کنه. همیشه این سوالات در ذهنتون شکل میگیره که «اگه فلان اتفاق روی دهد، چی می شه؟» «اگه؟» «اگه؟»، «اگه؟»

یکی از نیروهای متخصص خنثی بمب در ارتش دریایی ایالت متحده آمریکا (Navy EOD) این شرایط رو «لونه خرگوش» می نامد. ایشون باور داره اگه درون این چاله گرفتار شید، همه اتفاقا به سرعت چشم به هم زدنی بدتر می شن و شما با مشکل مواجه میشین.

مثلا اگه خنثی کننده ها، هنگام روبرو شدن با یه بمب از خود سوال کنن که به چه دلیل مدارها اینگونه س، چه می شد اگه اون طور بسته می شد، یا نمونه های مشابه این، هیچوقت قادر نیستن تا بمب رو غیرفعال کنن. بخاطر این، باید از چاله خرگوش دوری کرده و بیشتر به دنبال بررسی منبع تهدید باشین.

یعنی، به جای ده ها سوال بی موردی که فقط عجز شما رو نشون میده، از خود سوال کنین: «این مشکل از چه نوعیه؟»

به موقعیتای مشابه فکر کنین. به این فکر کنین که در گذشته چیجوری از عهده حل این موضوع بر اومدید. اگه در گذشته با اینجور موردی مواجه نشدین، شاید نمونه های مشابه به اون رو تجربه کرده باشین. به راهکارهای مثبت اونا فکر کنین. یا حتی می تونین به رفتارای درستی که بقیه در اینجور شرایطی داشتن، فکر کرده و اونا رو انجام بدین.

«تمرین توانا سازی» کاریه که خنثی کننده های بمب واسه کاهش اضطراب و حفظ خونسردی خود انجام میدن.

اونا حس ششم خود رو تقویت می کنن. بعضی از کارشناسان، دست کم ۳۰۰ تا ۴۰۰ دستگاه و دیوایس جور واجور رو مورد بررسی قرار داده و کارکرد اونا رو پیگیری می کنن. به دنبال این تمرینات گسترده، حتی می تونن بدون باز کردن یه وسیله به شما بگن که از چه اجزایی تشکیل شده و مثلا فقط یه صفحه فشار با سوئیچای A و Sه.

اینطوری، این کارشناسان با در نظر گرفتن تجربیات گذشته خود می تونن در کسری از ثانیه، راه حل مناسب واسه خنثی کردن بمب رو پیدا کنن.

به کار گیری تجربیات گذشته یا تجربیات بقیه این امکان رو به فرد میده تا فورا تصور خود رو در مورد مشکل پیش اومده جمع بندی کرده و بهترین سناریو واسه حل اون رو پیدا کنه. این راه حل فقط با تکیه بر باخبر شدن از راه حلایی که قبلا در پیش گرفته شده کاربرد داره.

بدین واسطه، حتی هنگام ترس و خطر هم میشه به راه خود ادامه داده و در آخر به مقصود اصلی رسید.

، در این مرحله، تله لونه خرگوش رو پشت سر گذاشته و به درستی خطر رابرآورد کردین، حالا چی موجب می شه تا آروم و متمرکز باقی بمونین و بتونین تصمیمات منطقی و درست در پیش بگیرین؟

روی نکات مثبت تاکید و تمرکز کرده و به مسایلی فکر کنین که توان کنترل اونا رو دارین

یکی از ماموران ارشد خنثی بمب در این رابطه گفته که یه بار، هنگام غیر فعال کردن یه مین در زیر آب، میفهمه که در تله ای گرفته شده و توان حرکت دادن دست و پاهای خود رو نداره. در اینجور شرایطی چه فکر مثبتی می تونسته داشته باشه؟

ایشون بیان داشته: «من بازم قادر به نفس کشیدن بودم. همین خوب بود. حالا چه چیز دیگری دارم که بتونه به نفعم کار کنه؟»

این طرز فکر دقیقا چیزیه که همیشه و دایم شنیده و می شنویم: «دیدن نیمه پر لیوان». اینکه به جای دقیق شدن و فوکوس کردن روی مشکلات و کمبودها، به دنبال این باشیم که این موقعیت چه نکات مثبتی داره.

به دنبال تحقیقات زیادی که روی سربازهای جنگ ویتنام، به خصوص نیروهای خاص و آنایی که صدمات جسمی و روانی زیادی رو متحمل شده بودن، انجام شد، مشخص شد تنها چیزی که تونسته اونا رو زنده نگاه داره: مثبت اندیشی و امید بوده.

افسران متخصص یاد شده هم اینکه اضافه: «با نگاه به نکات مثبت و خوش بین بودن تونسته خونسردی خود رو حفظ کرده، قدرت تمرکز خود رو بالا برده و راه حل مناسب واسه بیرون اومدن از تله رو پیدا کنه.»

اگه هنگام گرفتاری فقط توانایی تکون دادن انگشتان دست خود رو دارین، حتما این کار رو انجام بدین چون همین تلاشای کوچیک هم می تونه به نتیجه مثبت بزرگی ختم شه. بهتره به جای تمرکز کردن روی فکرهای منفی و سختی و ناتوانی، امید خود رو حفظ کرده و راه حل مناسب رو پیدا کنین.

اگه در کاری که انجام می دید تخصص داشته باشین، مطمئنا در دفع افکار منفی موفق تر هستین.

در وقتی که یه کار به طور کامل فوری و فورس ماژور به نظر می رسه باید به این فکر کنین، این اضطرار فقط در وقتی ظاهر خواهد گشت که شما قادر به پیدا کردن راه حل نباشین.

دوباره به داستان افسری برگردیم که در تله ای در زیر آب گرفتار شده بود: اون توان حرکت دست و پاهای خود رو نداشته و در کنار یه بمب انفجاری فعال قرار داشت. جالبه بدونین که واسه مامور یاد شده این شرایط به ظاهر ترسناک، حتی یه اضطرار هم حساب نمی شده چه برسه به موقعیت خطرناک!

به چه دلیل؟ چون اون باور داشته که فقط اگه راهی واسه فرار پیدا نکنه، این شرایط پیچیده و غیرمنتظره هستش. به نظرتون این ادعا مضحکه؟

تصور کنین تو یه بزرگراه با سرعت ۱۲۰ کیلومتر در ساعت در حال رانندگی هستین، یهو در مقابلتون یه دیوار بتنی می بینین، خیلی ترسناکه نه؟ اما اگه اون دیوار بتنی، یه پیچ معمولی جاده باشه و شمام بتونین فرمون رو به سمت چپ چرخونده و از اون عبور کنین، دیگه نخواهید ترسید. شما کار درست رو بدون فکر انجام می دید هیچوقت هم به نظرتون نمی رسه که جانتون در خطره.

زندگی همین گونه س؛ اگه شما بدونین که توان کنترل شرایط بد رو دارین، کمتر از اون هول و هراس دارین و خوش بین هستین.

دونستن قدم بعدی راز حفظ آرامش

همه آدما از نا شناخته ها می ترسن، از مسایلی که هیچ گونه آگاهی نسبت به اون ندارن. واسه اینکه در یه همچین موقعیتی، مغز شروع به گمانه زنی می کنه. بعد نگران می شه و دست آخر هم شما درون چاله خرگوش گرفتار می کنه.

راز حفظ آرامش و متمرکز بودن بسیار ساده س!: بدونین که قدم بعدی چیه. با پیشرفت سطح آگاهیای خود می تونین فاصله میان تشکیل یه تفکر، گمانه زنی و ترس رو از بین برده و از بروز هر گونه افکار منفی پیشگیری کنین.

کارشناسان خنثی بمب در این رابطه گفتن: «وقتی شما وسیله ای واسه متمرکز شدن داشته باشین، مهم نیس چه اتفاقی روی میده، ذهنتون درگیر اون می شه. مثلا اگه بمبی زیر دست شماس، فقط کافیه به غیرفعال کردن اون بپردازید. در این حالت، اندازه خطرناک بودن شرایط موجود هیچ اهمیتی براتون نخواد داشت. اما علم این کار رو نداشته باشین، مطمئنا دچار ترس زیادی می شه.

پس، با داشتن آگاهی و دونستن اینکه قدم بعدی چه هستش می تونین تمرکز خود رو به طور کامل روی موضوع دلخواه بذارین. به زبون ساده تر، قبل از انجام هر کاری آینده نگری داشته باشین و پیشامدهای احتمالی رو حدس زده و واسه اونا راه حل پیدا کنین.

شاید قدم بعدی، یه قدم بسیار کوچیک و محدود باشه، شاید درخواست کمک از بقیه باشه یا هر چیز دیگری. همیشه این رو یادتون باشه که یه نفر نمی تونه همه کارها رو به درستی به انجام برسونه. پس اگه لازمه، از بقیه کمک بگیرین. اینم خود یه جور راه حل واسه حل موضوع هستش.

یه مثلی هست که میگه به جای فکر کردن به نتیجه، بر روند کار تمرکز کنین. این دقیقا نمونه این ادعا هستش که شما همیشه باید توجه اصلی خود رو روی گامای آینده بذارین و این روند رو تا همیشه ادامه بدید.

شاید این سوال براتون پیش میاد که ، اگه ندونم قدم بعدی من چیه، اون وقت تکلیف چیه؟ چیجوری آروم و خونسرد بمونم؟

واسه خیلی از ما پیش اومده که در شرایط خاص گرفتار شده ایم و نمی دونستیم که دقیقا باید چه بکنیم و چیجوری خود رو از اون وضعیت خلاص کنیم. در یه همچین موقعیتی خیلی از کارشناسان اعصاب و روان و هم اینکه راهبان بودایی پیشنهاد می کنن که به این جمله فکر کنین:

« این افکار به من کمکی می کنن؟» بعد اراده کردن کنین.

همیشه وقتی افکار منفی و ناامیدکننده به سراغتون میان، افکاری که موجب ایجاد اضطراب و نگرانی می شن، به این فکر کنین که این فکرها، این جملات، این اعتراضا، این قضاوتا و … هم جهت با حل مشکل به من کمکی هم می کنن؟ یا فقط موجب افزایش ناراحتی می شن؟

به جای پر کردن ذهن خود از افکار منفی به راه حل فکر کنین و روی روشی تمرکز کنین که می تونن شما رو از شرایط بغرنجی که در اون گرفتار شدین، نجات بدن.

در همین زمینه لازمه اشاره کنیم که، تحقیقات عصب شناسی در سالای گذشته ثابت کردن که اراده کردن موجب کاهش استرس می شه و همزمان به حل بهتر موضوع هم کمک می کنه.

واسه گرفتن هر نوع تصمیمی، شما باید اول قصد کرده و بعد هدف مشخص کنین. انجام این مراحل بخشی از مغز رو درگیر می کنن که نگرانی و اضطراب رو کم می کنه. یعنی با اتخاذ هر گونه تصمیمی، شما در واقع راه حلی واسه مشکل خود پیدا کرده این و در نتیجه خونسردتر بوده و موجب آرامش سیستم لیمبیک مغز میشین.

جمع بندی درباره حفظ آرامش

در زیر به طور خلاصه به بیان راهکارهایی پراختیم که لازمه واسه حفظ آرامش و تمرکز در مواقع اضطرار و ترس دست به دامن اونا بشوید:

  • از تله «لونه خرگوش» دوری کرده و تهدیدات رو آزمایش کنین: تفکراتی که با عبارتای «چه می شد اگه …» و «ای کاش …» شروع می شن رو از ذهن خود بیرون بریزین. عوضش، به تجربه های گذشته خود یا بقیه متوصل شده و بهترین راهکارهای رو تو ذهن دوره کرده و در اخر، اجرا کنین.
  • خوش بین باشین و نیمه پر لیوان رو ببینین: همیشه تلاش کنین به جای دقیق شدن و فوکوس کردن روی کمبودها و خطرات، به نکاتی توجه کنین که کمک رسون بوده و می تونن هم جهت با بهبود شرایط مورد استفاده قرار بگریند. به این فکر کنین که افکار منفی، بدبینی و منفی گرایی فقط موجب افزایش نگرانی و اضطرب شما می شن و هیچ کاربردی ندارن.
  • قدم بعدی خود رو مشخص کنین: یکی از بهترین روش ها واسه حفظ آرامش اینه که بدونین در قدم بعدی باید چه کاری رو انجام بدین.

چیجوری کنترل خشم رو به کودکان بیاموزیم؟

دلیل خشونت زیاد چیه؟

سپیده دانایی عصبانیت