تحلیل گفتمان سبک زندگی دینی (اسلامی) دراندیشه‌ی مقام معظم رهبری- قسمت ۱۰- قسمت 2

تحلیل گفتمان سبک زندگی دینی (اسلامی) دراندیشه‌ی مقام معظم رهبری- قسمت ۱۰- قسمت 2
  • تحلیل جامعه شناختی کلان کردار اجتماعی (شامل نظریه فوکو، که روش شناسی مشخصی برای تحلیل متن در اختیارمان قرار نمی دهد).
  •  تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

  • سنت تفسیری و خرد در جامعه شناسی (شامل اتنومتدولوژی و تحلیل گفتگو) که بر اساس این ها زندگی روزمره محصول کنش‌های اجتماعی افراد به شمار می‌آیند، کنش‌هایی که بر اساس پیروی از مجموعه‌ای از قواعد و رویه‌های «عقل سلیمی» مشترک انجام می گیرند (یورگنسن و فیلیپس، ١٣٨٩: ۱۱۷-۱۱۶).

 

ازلحاظ روش‌شناسی، فرکلاف از منظری دیگر به سؤالاتی که راه‌گشای روش‌شناسی تحلیل گفتمان هستند، نگریسته است؛ به گونه‌ای که برای او، تحلیل در دو سطح صورت می‌گیرد که عبارتنداز:

 

 

    1. تحلیل زبان شناختی که درپی بررسی تأثیر صورت برمحتواست ؛

 

  1. تحلیل بینامتنی در خدمت شکل‌گیری محتواهای یک متن در رابطه با متن ها و ژانرهای دیگر است.

 

بدین ترتیب، با تأکید بر اهمیت تأثیر صورت بر محتواست که فرکلاف معتقد است تحلیل گفتمان انتقادی هر متن ترجمه شده‌ای ناقص است؛ زیرا در ترجمه، صورت‌ها به گونه‌ای تغییر می‌کنند که دیگر محتوای اولیه از متن برنمی‌خیزد (فرکلاف، ۱۳۸۹: ۱۲۳-۱۲۱).
سطوح گفتمان ازمنظرفرکلاف
سطوح تحلیل گفتمان ازمنظر نورمن فرکلاف عبارتنداز:

 

 

    1. توصیف یا گفتمان به مثابه متن؛

 

    1. تفسیریا گفتمان به مثابه تعامل بین فرایند تولید و تفسیر متن؛

 

  1. تبیین یا گفتمان به مثابه زمینه.

 

۱) توصیف
مجموعه ویژگی‌های صوری‌ای که در یک متن خاص یافت می‌شوند، می‌توانند به عنوان انتخاب‌های خاصی از میان گزینه‌های (برای مثال گزینه‌های مربوط به واژگان و دستور ) موجود در انواع گفتمان‌هایی تلقی شوند که متن از آن‌ ها استفاده می‌کند . به منظور تفسیر ویژگی‌هایی که به صورت بالفعل در یک متن وجود دارند، معمولاً مد نظر قرار دادن دیگر انتخاب‌های ممکن نیز ضروری است؛یعنی انتخاب از میان نظام‌های گزینه‌ای انواع گفتمان هایی که ویژگی‌های موجود از آن‌ ها اخذ شده‌اند؛ در نتیجه، در تحلیل متون، کانون توجه دایماً بین آن‌چه در متن وجود دارد و نوع گفتمان یا انواع گفتمان‌هایی که متن از آن‌ ها استفاده می‌کند، در نوسان است (رومنان، ۱۳۸۷: ۸۵)
۲) تفسیر

 

 

    1. بافت یا زمینه: تفسیرهای مشارکین گفتمان از بافت موقعیتی و بینامتنی چیست؟

 

    1. انواع گفتمان: چه نوعی (انواعی) از گفتمان مورد استفاده خواهد بود (و در نتیجه، کدامین قواعد، نظام و اصول در زمینه نظام‌آوایی، دستور، انسجام جمله‌ای، واژگان، نظام‌های معنایی یا کاربردی به کار گرفته می‌شود؛ و نیز کدام پی طرح‌ها، چارچوب‌ها و سناریوها)؟

 

  1. تفاوت و تغییر: آیا پاسخ مشارکین متفاوت به دو پرسش ۱و ۲ متفاوت خواهد بود؟ آیا این پاسخ‌ها در خلال تعامل آنان دست‌خوش تغییر خواهد شد؟

 

مرحله تفسیر، تصحیح کننده این باور نادرست است که فاعلان در گفتمان مستقل هستند؛ این مرحله در حقیقت آن‌چه را که برای مشارکین امری تلویحی بوده، به روشنی بیان می‌کند. وابستگی کنش گفتمانی به پیش‌فرض‌های تبیین ناشده مأخوذ از عقل سلیم و مندرج در دانش زمینه‌ای و نوع گفتمان. به هر حال باید توجه داشت که مرحله تفسیر به خودی خود بیانگر روابط قدرت و سلطه و ایدئولوژی‌های نهفته در پیش‌فرض‌های یاد شده، که کنش‌های گفتمانی معمول را به صحنه مبارزه اجتماعی تبدیل می‌کند، نخواهد بود. به منظور تحقق چنین هدفی مرحله تبیین ضروری خواهد بود (نیستانی،۱۳۷۹).

 

مدیر سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *