تحلیل گفتمان دیپلماسی عمومی و رسانه ای ایران و آمریکا طی سال 1390 الی 1392- قسمت 46

تحلیل گفتمان دیپلماسی عمومی و رسانه ای  ایران و آمریکا طی سال 1390 الی 1392- قسمت 46

همچنین دیپلماسی عمومی در ساختار تشکیلاتی وزارت امورخارجه آمریکا[59] ، جایگاه بسیار بالا و مهم دارد و در ردیف پنج معاونت مهم دیگر قرار گرفته است . در شکل زیر این ساختار نشان داده شده است :
در خاتمه این فصل جهت تحلیل گفتمان دیپلماسی عمومی و رسانه ای بین دو کشور ایران و آمریکا ما می توانیم چهار حالت ارتباطی را در نظر بگیریم ، معهذا به دلیل اینکه در سیاست خارجی کشور ما رابطه دولت و ملت یک مفهوم واحد را تشکیل می دهد عملیاتی کردن این مفهوم و تقسیم بندی آن بسیار مشکل خواهد شد[60].معهذا از روابط فوق در فصل چهارم در تجزیه و تحلیل رسانه های آمریکا استفاده خواهیم کرد.
دولت ایران دولت آمریکا
دولت ایران ملت آمریکا
ملت ایران دولت آمریکا
ملت ایران ملت آمریکا
3-1 – روش تحقیق
روش مورد استفاده در این تحقیق روش کیفی تحلیل گفتمان می باشد. ازلحاظ هستي‌شناسي، گفتمان‌ها به اين مطلب اشاره دارند که حقايق ثابت بيروني وجود ندارد و تنها از طريق گفتمان است که اين حقايق بازنمايي مي‌شود. در اين بازنمايي، زبان حقيقت را ايجاد مي‌كند و تغيير مي‌دهد. بنابراين، جهان اجتماعي محصول گفتمان‌ها است[61]
با توجه به اهمیت یافتن سیاست فرهنگی ، نقش سیاست و فرهنگ در پدیده های اجتماعی رویکردهای تجربه گرائی که مبتی بر پیش فرضهای هستی شناختی ، معرفت شناختی و روش شناختی خاص خود هستند در مطالعه پدیده های اجتماعی و فرهنگی کارآمد نیستند. دیوید هوارث[62] تحلیل گفتمان را بهترین روش برای شکل گیری و اجرای سیاست عمومی و ایجاد و ازبین بردن نهادهای سیاسی ، جنبشهای اجتماعی می داند .ون دایک[63] ، لاکلاو و موفه اندیشمندانی هستند که روش تحلیل گفتمان برای پدید های اجتماعی و سیاسی مطرح کرد[64]
3-2- تاریخجه گفتمان
اگرچه نظریه گفتمان اساساً ریشه در زبان شناسی دارد و در سال 1952 توسط زلیگ هریس، زبان‏شناس ساختگراى آمریکایى پدید آمد معهذا نگرش به گفتمان در حوزه فلسفه سیاسى – اجتماعی تعریفی است که به دست میشل فوکو در دهه 60 پایه گذارى شد که بسیار متفاوت از نگرش‏هاى رایج به گفتمان در زبان‏شناسى است. بر اساس این نگرش، گفتمان نه تنها بزرگتر از زبان است، بلکه کل حوزه اجتماع را در بر مى‏گیرد[65].
تحلیل گفتمان به واکاوی اندیشه های نهفته در ورای آنچه به ظاهر در متن یا سخنرانی یا فیلم ومصاحبه هست ، می پردازد. محقق با کنار هم نهادن این منابع در یک بازه زمانی، قصد پی بردن به این اندیشه نهفته در لابلای داده را دارد. سپس پی بردن به این موضوع که آیا این داده ها ی گرد آوری شده در راستای هژمونیک ساختن گفتمان است یا خیر قصد ایجاد گفتمانی دیگر را دارند[66].
3-3-مبانی نظری گفتمان
3-3-1- نظریه گفتمان در زبان شناسی
کلیه رویکردهای موجود در تحلیل گفتمان علاوه بر مفروضات عام بر ساختگرائی اجتماعی نگاه مشابهی به زبان دارند . نقطه شروع رویکردهای تحلیل گفتمان همان ادعای فلسفه زبانی ساختارگرا و پسا ساختارگرائی است یعنی اینکه دسترسی ما به واقعیت همواره از طریق زبان است ما به کمک زبان بازنمایی های از وافعیت را خلق می کنیم که به هیچ وجه بازتابی از یک واقیعت از پیش موجود نیستند در حقیقت زبان در بر ساختن واقیعت نقش دارد و صرفا از طریق گفتمان است که واقیعت معنا پیدا می کند[67] .
بدین ترتیب زبان دستگاهی است که هویت های اجتماعی و روابط اجتماعس را می سازد و زبان است که باعث تغییر گفتمان ها می شود
3-3-2- ساختارگرائی و زبان
در زبان شناسی ساختار گرا زبان به مثابه یک سیستم است که تابع واقعیتی نیست که آنرا بازتاب می دهد زبان شناسی ساختارگرا محصول روشنگری های فردیناند د سوسور در ابتدای قرن بیستم بود. او می گفت نشانه ها از دو بخش تشکیل شده اند فرم و محتوا ( دال و مدلول) و رابطه این دال و مدلول دلبخواه است و معنایی که برای کلمات قائل می شویم ذاتی آنها نیست و بر اساس قراردادهای اجتماعی معنای مشخصی از انها برساخت می شود . دسوسور ساختارگرا ، زبان را در دو سطح گفتار و دستگاه زبان تفکیک می کند دستگاه زبان ساختار زبان است ، شبکه ای از نشانه ها که به یکدیگرمعنا می بخشندوثابت و تغییر ناپذیرند. در مقابل گفتار کاربرد زبان در یک موقعیت خاص است یعنی نشانه های که مردم در یک موقعیت خاص بکار می برند و تغییر پذیر هستند.
ساختارگرایان می گویند هر پدید را باید در یک ساختار و رابطه اش را با سایر اجزاء بررسی نمود در نگاه ساختار گرایان زبان مفهوم ثابت دارد و گفتمان و فرهنگ برآمده از زبان نیز یکنواخت و یکسان و یکپارچه است در نتیجه ما در دیدگاه ساختار گرائی گفتمانهای ثابت داریم ساختار گریان بدنبال راهی هستند که معنایی را که در جامعه ساخته شده است را استخراج و در یک چارچوب ثابت قرار دهد تئوری نظامند بودن زبان به آنها کمک می کرد که بدنبال ساختارها باشند و اینکه پدیدهای اجتماعی از چه ساختارهای کلی پیروی می کند.
3-3-3- پسا ساختارگرائی و گفتمان
پساساختارگرائی قائل به ساختار ثابت و تغییر ناپذیر زبان نمی باشند و منکر دیدگاه ساختار گرائی به منزله ساختاری ثابت ، تغییر ناپذیر و فراگیر در زبان هستند[68] . در دیدگاه دوسوسور نشانه ها معنای خود را از تفاوت هایشان با سایر با سایر نشانه کسب می کنند اما
این نشانه ها جایکاه ثابتی در ساختار دستگاه زبان دارند.پسا ساختارگرائی ضمن قبول اینکه نشانه ها معنای خود را از متفاوت بودن با دیگر نشانه ها می گیرند اما این نشانه ها با تغییر در بستری که خود معنا پیدا کرد ه اند ، تغییر می کنند[69]
در نتیجه در پسا ساختارگرائی ، ساختارها به پدید های تغییر پذیر بدل می شوند و معناهای نشانه ها در رابطه با سایر نشانه ها تغییر می کند. در این دیدگاه زبان مقوله ای ناپایدار است . فرهنگ و سیاست برآمده از زبان ناپایداری و ناپیوستگی و گسست وجود دارد .در نتیجه فرهنگ و سیاست که بر ساخته اجتماعی است از متون و معنای ناپایدار آن شکل می گیرد
دیدگاه پسا ساختارگرایان بر سه نکته کلی استوار است[70] :

  • زبان در قالب الگوها یا گفتمان ها ساختار پیدا کرده است .
  • .زبان بازتابی از واقعیت از پیش موجود نیست .
  • الگو های گفتمانی را باید از طریق تحلیل بسترهای خاصی که زبان در آن عمل می کند بررسی و مطالعه کرد.

mop