جستجوی مقالات فارسی – بررسی میزان تعارض نقش مدیران گروه دانشگاه تبریز و عوامل مرتبط با آن- قسمت …

جستجوی مقالات فارسی – 
بررسی میزان تعارض نقش مدیران گروه دانشگاه تبریز و عوامل مرتبط با آن- قسمت  …

ویژگیهای فرهنگی در مورد تعارض، نگرشها و همچنین انتظارات و رفتارهای ما را در هنگام تعارض تحت تأثیر قرار میدهند. منظور از ارتباطات با زمینه پایین، سیستم ارتباطی است که از پیامهای کلامی واضح و روشن استفاده میکند. در فرهنگهای زمینه پایین، تعارض ابزاری است، یعنی جهان به صورت تحلیلی، خطی و واژههای منطقی دیده میشود و امور جدا از افراد نگریسته میشود که این امر تهدید آمیز بودن بروز تعارض را کاهش میدهد. جنبه دیگر فرهنگ که تعارضی را تحت تأثیر قرار میدهد، بعد فردگرایی و جمع گرایی است. چون در فرهنگهای جمعگرا، روابط سازگار با گروه خیلی مهم است، تعارضها غیر مستقیمترند و رفتارهای آبرومندانه خیلی شایع است. بنابراین با توجه به فرهنگ رایج در کشور ما که یک فرهنگ جمعگرا است و همچنین جزء فرهنگهای با ارتباط در زمینه بالا است طبیعی به نظر میرسد که یک نگرش منفی نسبت به تعارض داشته باشند و به نحوی بخواهند هر گونه تعارض را سرکوب کنند.

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

۲-۱۰- پیشینهی تحقیق

۲-۱۰-۱- پیشینهی داخلی

در پژوهشی که تحت عنوان بررسی نقطه نظرات مدیران گروههای آموزشی و اعضای هبئت علمی دانشکدههای علوم انسانی در دانشگاههای تهران در خصوص وظایف مصوب مدیر در رابطه با بهبود عملکرد آموزش و پژوهش انجام شده است نتایج زیر به دست آمده است. نتایج این تحقیق نشان داد که مدیران معتقدند به طور متوسط ۶۴% وظایف مصوب خود را در رابطه با بهبود عملکرد آموزش و پژوهش اعضا، تشویق اعضا و امکان رشد حرفهای اعضا انجام میدهند. اعضای ثابت و رسمی دانشکدههای علوم انسانی معتقد بودند که کمتر از ۵۰% از وظایف مذکور توسط مدیران گروههایشان اجرا میشود. از نظرات جامعه مدیران و اساتید این نتیجه حاصل شد که بیش از ۵۰% وظایف مصوب مدیر در رابطه با بهبود عملکرد آموزش و پژوهش اعضا در دانشکده هم اکنون اجرا میشود (تاج محرابی نمین، ۱۳۷۳).
در پژوهشی که با عنوان شناسایی و تبیین شایستگیهای مدیران دانشگاه در سال ۱۳۹۱ انجام شد نتایج زیر به دست آمد. هدف این پژوهش شناسایی و تبیین شایستگیهای مدیران دانشگاه بوده است. روش پیمایشی بوده و برای رسیدن به هدف به مطالعه عمیق مبانی موضوع شایستگی پرداخته شده بود و از نظرات مدیران دانشگاه به عنوان خبره برای طراحی الگوی اولیه و سپس برای تکمیل آن از پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق تمامی مدیران دانشگاهی استان قم بوده است. یافته های تحقیق نشان داد که مدیران دانشگاه باید دارای شایستگیهای مدیریتی، اجتماعی و فردی باشند. شایستگیهای مدیریتی شامل شایستگیهای ادراکی، رهبری، تصمیم گیری و اجرایی، شایستگیهای اجتماعی شامل شایستگیهای ارتباطی، کار تیمی، مدیریت افراد و دانشجو محوری و شایستگیهای فردی شامل ویژگیهای شخصیتی، اخلاقی است. نتیجه گیری شد که فهرست شایستگیهای مدیران دانشگاه بر مبنای سه چارچوب محوری، شایستگی اجتماعی، فردی و مدیریتی استوار است (محمودی و همکاران، ۱۳۹۱).
در پژوهشی که با عنوان نقش چهارگانه مدیران گروه و چالشهای رهبری علمی در سال ۱۳۹۱ انجام شد نتایج زیر بدست آمد. روش تحقیق پیمایشی و ابزار اندازه گیری، پرسشنامه بسته بوده و جامعه آماری شامل مدیران گروه ۱۰ دانشکده (برق، انسانی، دامپزشکی، علوم طبیعی، علوم تربیتی، ریاضی، فنی، فیزیک، ادبیات و زبان خارجی و کامپیوتر) دانشگاه تبریز در سال ۱۳۹۱بوده. حجم نمونه به تعداد ۳۰ نفر بوده که به روش نمونه گیری تصادفی تخصیص یافتهاند. بر اساس نتایج تحقیق، متغیرهای نقش رهبری، پژوهشگری، توسعهی هیئت علمی، مدیریتی و در نهایت نوع دانشکده رابطهی معناداری با رفتارهای مورد نیاز مدیران گروه دارند. نتایج تحلیل رگرسیونی نشان میدهد که توان متغیرهای مستقل مورد استفاده در تبیین واریانس متغیر وابسته (رفتارهای مورد نیاز مدیران گروه) ۸۶% بوده است و در این میان، متغیرهای نقش رهبری بیشترین تاثیر را بر رفتارهای مورد نیاز مدیرانگروه داشته و متغیرهای توسعهی هیئت علمی و نفش مدیر از معادله رگرسیونی خارج شده است (امین مظفری، ۹۱).

۲-۱۰-۲- پیشینهی خارجی تحقیق

در پژوهشی که با عنوان مدیریت تعارض نقش بین مدیران دانشگاه در نیجریه توسط دیوز[۲۶] در سال ۲۰۱۲ انجام گرفت نتایج زیر به دست آمد. هدف مطالعه پیدا کردن انواع، علل و مدیریت تعارض نقش بین مدیران حرفهای و مدیران دانشگاهی است. نمونهها از ۸ دانشگاه بودند که از طریق روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده انتخاب شده بودند. از یک پرسشنامه ساختار یافته برای گردآوری دادهها استفاده شد و دادهها با استفاده از همبستگی پیرسون تحلیل شدند. یافتههای این تحقیق نشان داد که تعارض نقش بین مدیران حرفهای و دانشگاهی در دانشگاههای نیجریه از رقابت برای منابع کمیاب، ارتباطات نامناسب، ترتیب نامناسب وظایف، درگیریهای شخصی، توزیع نامناسب قدرت و استراتژیهای ضعیف مدیریت ریشه گرفته است. همچنین استراتژی موثر برای اجتناب و حل تعارض نقش، شناسایی علل ریشهای تعارض نقش و از بین بردن آن اعلام شد. در این روش موقعیت و شرایطی که منجر به تعارض نقش میشود را قبل از اینکه مدیران تجربه کنند حذف میشوند، از این رو توصیه شد که مقامات دانشگاهی از این استراتژی برای حل تعارض نقش استفاده کنند ) (Duze, 2012.
پژوهشی با عنوان نقش مدیرانگروهها و تعارض نقش در دانشکده های ایالت ایلینویز توسط مارگارت یانگ[۲۷] در سال ۲۰۰۷ انجام شد که نتایج آن به صورت زیر میباشد. در این پژوهش ۲۱ وظیفه انجام شده توسط مدیران گروهها را به ارشدهای علمی، اعضای هیئت علمی و مدیرانگروه دادند و از آنها خواستند که اهمیت هر کدام از این وظایف را بر اساس مقیاس لیکرت رتبه بندی کنند. که در پایان مشخص شد مدیرانگروه و رؤسای دانشکدهها نظر مشابهی در مورد اهمیت وظایف مدیران گروه داشتند و تفاوت معناداری بین نظر مدیران گروهها و رؤسای دانشکدهها در مورد رتبه بندی اهمیت وظایف مدیرانگروه وجود نداشت. همچنین تفاوت معناداری بین رتبه بندی اهمیت وظایف مدیرانگروه و اعضای هیئت علمی تمام وقت در مورد وظایف مدیرانگروه وجود نداشت. بر اساس مقیاس تعارض نقش ریزو و همکاران نشان دادند که تعارض نقش در میان مدیرانگروه وجود دارد و همچنین نشان دادند که اضافه باری نقش در میان مدیران گروه وجود دارد. نتایج تحقیق آنها نشان داد که بین ویژگیهای مثل سن، اندازه، گروه، نحوه انتخاب برای مدیرگروهی، طول خدمت به عنوان مدیرگروهی با تعارض نقش رابطه معنیداری وجود ندارد. (Young, 2007).
در پژوهشی که با عنوان مدیرگروه، پیشرفت حرفهای و تعارض نقش توسط باث[۲۸] در سال ۱۹۸۲ انجام شد نتایج زیر به دست آمد ۱- تعارض نقش میتواند به طور قابل ملاحظه به وسیله رشد مدیریت سازمانی کاهش یابد ۲- آموزش، تربیت و آگاهی از مسائل مدیریتی از نیاز های اساسی مدیر گروههاست (Booth, 1982).
در پژوهشی که با عنوان منابع فشار در گروه توسط جیملچ و همکارانش انجام شد نتایج زیر بدست آمد. هدف پژوهش بررسی استرس یا فشار تجربه شده توسط اعضای هیئت علمی در موسسات آموزش عالی بود. نمونه پژوهش شامل ۸۰ موسسه مشهور در تمام کشور آمریکا بود. ۱۰۲۰ نفر از اعضای هیئت علمی بر اساس مدرک دانشگاهی و طبقه بندی رشتهای بیگلن انتخاب شدند. نسبت پاسخگویی ۷۵٫۲۸% بود اعضا هیئت علمی به طور کلی ۶۰ درصد از کل استرس را در زندگی کاری خود تجربه کرده بودند و اکثریت عوامل استرس زا به طور مستقبم مربوط به زمان و محدودیت منابع بود. زمانی عوامل استرسزا اعضای هیئت علمی بر اساس رشته دانشگاهی مقایسه شدند، شباهت آنها بیشتر از تفاوتهایشان بود. همچنین اعضای هیئت علمی درجه مشابهی از استرس را در در رابطه با تدریس، تحقیق و کارهای خدماتی نشان دادند و همچنین تدریس به عنوان استرسزاترین فعالیت مشخص شد (Gmelch and et al, 1988).
در پژوهشی دیگر که با عنوان بررسی تحلیلی انواع نقشهای مدیران گروه در آموزش عالی انجام شد. کارول و جیملچ[۲۹] (۱۹۹۲) یک پرسش نامه ۳۶ سؤالی را برای ۸۰۰ مدیر گروه در ۱۰۰ شورای پژوهشی و مؤسسات اعطای دکترا فرستادند. در این پرسشنامه از مدیرانگروه خواسته شد تا سودمندی و تأثیر هر کدام از این وظایف را روی یک طیف لیکرت ۵ قسمتی نشان بدهند. کارول و جیملچ به طور تصادفی یک گروه از هر دانشکده را بر اساس طبقه بندی بیگلن انتخاب کردند، به طور کلی ۵۳۹ پرسشنامه قابل قبول پس داده شد و درصد پاسخگویی ۵/۶۷ % بود. از ۳۶ گویه داخل پرسشنامه، ۲۶ گویه آن در رابطه با وظایف مدیرانگروه بود که پس از تجزیه و تحلیل دادهها، آنها ۴ نقش اصلی را برای مدیرانگروه مشخص کردند، که عبارت بودند از: ۱- رهبری، که شامل فعالیتهایی مانند تشکیل جلسات گروه، شرکت در کارهای جلسهای دانشکده و دانشگاه، گرفتن ایدههای جدید برای بهبود گروه و هماهنگ کردن فعالیتهای گروه با سایر نهادها و غیره میشد ۲- پژوهش یا پژوهشگری، مانند کسب منابع برای تحقیقات افراد، کسب و مدیریت کردن سرمایههای بیرونی، ۳- توسعه اعضای هیئت علمی، که شامل استخدام و انتخاب اساتید، ارزیابی عملکرد اساتید و غیره بود، ۴- مدیریت، شامل مدیریت منابع گروه، تهیه و پیشنهاد بودجه و غیره. بر اساس نظر کارول و جیملج همهی این نقشها، لازم است که به وسیله مدیرانگروه انجام شود در حالی مدیرانگروه، با توجه به ویژگیهای شخصیتی خود و شرایط اجتماعی دیگر بر روی بعضی از این نقشها تاکید بیشتری دارند و ذاتاً طرفدار یکی از این نقشها هستند و این باعث به وجود آمدن تعارض نقش میشود ( Carroll and Gmelch, 1992).
پژوهشی دیگر با عنوان چگونگی اهمیت بندی وظابف مدیران گروه از دیدگاه اساتید، رؤسای دانشگاه و مدیرانگروه، توسط
فرست[۳۰] در سال ۲۰۰۲ انجام شد. در این پژهش فرست از اساتید، رؤسای دانشکدهها و مدیرانگروه، دانشگاههای شمال آمریکا خواست که اهمیت ۲۶ وظیفه را که توسط کارول و جیملچ طراحی شده بود را از نظر خود بر روی یک طیف لیکرت ۷ قسمتی نشان دهند. پرسشنامه برای ۱۹۰۶ استاد، ۱۳۱مدیرگروه و ۱۹ رئیس دانشگاه فرستاده شد، که از این میان ۷۰۷ استاد، ۱۰۰ مدیر گروه و ۱۵ رئیس دانشگاه پرسشنامه را پر کرده بودند. تاکید فرست بیشتر بر اهمیت وظایف مدیرانگروه بود تا سودمندی آنها، او از تحلیل عاملی برای تعیین نقشهای مدیران گروه استفاده کرد و ۵ نقش کلی را برای مدیرانگروه در نظر گرفت که شامل ۱- نقش پژوهشگری، مانند کسب و مدیریت کردن سرمایههای بیرونی، آموزش و مشاوره به دانشجویان و غیره، ۲- توسعه اساتید (الف) مانند، حفظ شرایط مساعد کار، تشویق فعالیتهای حرفهای اساتید، انتخاب ایدههای خوب برای بهبود گروه و غیره، ۳- رهبری، شامل برنامهریزی و انجام جلسات گروه، شرکت در جلسات دانشکده و دانشگاه و غیره، ۴- مدیریت، شامل مدیریت منابع گروه، مدیریت کارمندان غیر هیئت علمی، آماده کردن و پیشنهاد بودجهها و غیره، ۵- توسعهی اساتید (ب) شامل، ارزیابی عملکرد اساتید، استخدام اساتید و غیره. فرست نشان داد در بعضی از موارد تفاوت زیادی بین رتبه بندی اهمیت وظایف مدیرانگروه توسط اساتید، رؤسای دانشکده و مدیران گروه وجود داشت. برای رؤسای دانشکدهها استخدام و انتخاب اعضای هیئت علمی و ارزیابی عملکرد اساتید از بیشترین اهمیت برخوردار بودند، در حالی که این وظایف برای اساتید از کمترین اهمیت برخوردار بودند و برعکس انتخاب ایدههای خوب برای بهبود گروه و برنامهریزی و انجام جلسات گروه از بیشترین اهمیت برخوردار بودند. فرست نشان داد که اساتید تمایل دارند که مدیران گروه بیشتر نقش رهبری را انجام دهند در حالی که خود مدیرانگروه بیشتر تمایل به انجام نقش پژوهشگری دارند. او همچنین نشان داد که اساتید، رؤسای دانشکدهها و مدیرانگروه هر کدام انتظارات خاصی را از مدیرانگروه دارند که باهم متفاوت هستند و این به نوبهی خود منجر به تعارض نقش میشود. فرست همچنین نشان داد که اساتیدی که در رشتههای محض تدریس میکنند، خیلی بیشتر از اساتیدی که در رشتههای کاربردی تدریس میکنند بر توسعه اساتید (ب) تاکید دارند. او همچنین نشان داد که اساتید علوم نرم خیلی بیشتر از اساتید علوم سخت بر نقش رهبری تاکید دارند (ferst, 2002).

۲-۱۱- مدل تحلیلی تحقیق

مدل تحلیلی تحقیق یک الگوی تحلیلی است، مبتنی بر روابط تئوریک میان شماری از عوامل که در پژوهش با اهمیت تشخیص داده شدهاند. این مدل با بررسی سوابق پژوهشی در قلمرو مسئله به گونهای منطقی جریان پیدا میکند. مدل تحلیلی در پزوهش حاضر با توجه به تعاریف، مبانی ارائه شده، عنوان پژوهش و با بررسی ادبیات تحقیق به تاثیر متغیرهای ویژگیهای فردی و شغلی، اضافه باری نقش، سبک رهبری و نقشهای پنجگانه مدیران گروه بر میزان تعارض نقش آنها میپردازد. همچنین در مدل دوم به تفاوت در انتظارات مدیرانگروه و اساتید در مورد نقشهای مدیرانگروه و نیز سبک رهبری مدیرانگروه میپردازد که منجر به تعارض نقش میشود.
شکل۲- ۱- مدل تحلیلی تحقیق مربوط به تعارض نقش سازمانی
شکل۲- ۲- مدل تحلیل تحقیق مربوط با تعارض نقش ذهنی

۲-۱۲- فرضیههای تحقیق

۱- بین سبک رهبری مدیرانگروه و میزان تعارض نقش آنها رابطه معنیداری وجود دارد.
۲- بین سبک رهبری مدیرانگروه و میزان اضافهباری نقش آنها رابطه معنیداری وجود دارد.
۳- بین سبک رهبری مدیرانگروه و میزان اهمیتدهی آنها به نقشهای خود رابطه معنیداری وجود دارد.
۴- بین اضافهباری نقش مدیرانگروه و میزان تعارض نقش آنها رابطه معنیداری وجود دارد.
۵- بین سطح اهمیتی که مدیرانگروه نسبت به نقشهای خود میدهند و میزان اضافهباری نقش آنها رابطه معنیداری وجود دارد
۶- بین سطح اهمیتی که مدیرانگروه نسبت به نقشهای خود میدهند و میزان تعارض نقش آنها رابطه معنیداری وجود دارد.
۷- بین ویژگیهای فردی و شغلی مدیرانگروه و میزان تعارض و اضافهباری نقش آنها رابطه معنیداری وجود دارد.
۸- بین سطح اهمیتی که مدیرانگروه به نقشهای خود میدهند و همچنین سطح اهمیت آن نقشها از دیدگاه اساتید تفاوت معنیداری وجود دارد.
۹- بین سبک رهبری مدیرانگروه از دیدگاه خود و از دیگاه اساتید تفاوت معنیداری وجود دارد.
فصل سوم
روششناسی تحقیق

۳-۱- مقدمه

بحث اصلی این فصل مرتبط به روش تحقیق و روشهای آماری گردآوری و تجزیه و تحلیل دادههای بدست آمده میباشد. که پس از معرفی نوع مطالعه و روش پژوهش، به سطح تحلیل، واحد تحلیل، ابزار گردآوری اطلاعات، جامعه و حجم نمونه، شیوه تعیین حجم نمونه، اعتبار و پایایی ابزار اندازه گیری، تجزیه و تحلیل آزمون فرضیهها، و تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها میپردازد.

۳-۲- نوع مطالعه و روش پژوهش

این مطالعه از نوع مطالعه پیمایشی است و به لحاظ عمق تحقیق نیز از نوع مطالعات پهنانگر میباشد که آن را از تحقیقات ژرفانگر همچون مشاهده مشارکتی، تحقیقات پدیدار شناختی و غیره که به دنبال رفتن به عمق مطلب میباشند جدا میکند. این تحقیق از نظر هدف نیز یک بررسی کاربردی میباشد.

۳-۳- سطح تحلیل

سطح تحلیل در این پژوهش، سطح خرد میباشد.

۳-۴- واحد تحلیل

واحد تحلیل در این پژهش فرد میباشد.

۳-۵- ابزار جمع آوری اطلاعات

ابزار جمع آوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه میباشد که شامل سولات باز و بسته میباشد و در سولات بسته از طیف لیکرت استفاده شده است. برای اندازه گیری متغیرهای مورد مطالعه از چهار نوع پرسشنامه استفاده شد شامل: ۱- نسخه اصلاح شده پرسشنامه وظایف مدیران گروه که توسط کارول و جیملچ (۱۹۹۲) طراحی شده است. شامل ۲۱ وظیفه است در قالب ۵ نقش که به مدیرانگروه و اساتید داده شد، ۲- مقیاس تعارض نقش (ریزو و همکاران ۱۹۷۰) که شامل ۷ گویه است. به مدیرانگروه داده شد ۳- مقیاس اضافه باری نقش (نیت مایر و همکاران ۱۹۹۵) شامل سه گویه و نیز یک مقیاس تک گویهای دیگر نیز هست که یانگ (۲۰۰۷) طراحی کرده که به مدیرانگروه داده شد ۴- مقیاس سبک رهبری سالزمن که شامل ۳۵ گویه است و به مدیرانگروه داده شد تا سبک رهبری خود را مشخص کنند و همچنین به اساتید داده شد تا سبک رهبری مدیرانگروه از نظر آنها هم تعیین شود.

۳-۶- جامعه و حجم نمونه

جامعه مورد مطالعه مدیرانگروه و اساتید دانشگاه تبریز میباشد.
پاسخگویان این تحقیق دو گروه هستند ۱- مدیرانگروه که تعداد آنها (۶۶ نفر)هستند۲- اعضای هیئت علمی که تعداد انها ۶۳۴ نفر میباشد.

مدیر سایت