بررسی عناصر فرهنگ¬استراتژیک ایالات متحده بعد از ۱۱ سپتامبر- قسمت ۹

بررسی عناصر فرهنگ¬استراتژیک ایالات متحده بعد از ۱۱ سپتامبر- قسمت ۹
  • متغیر هدف مؤثر

 

براساس شواهد، متهم شروع جنگ آنگونه که آمریکا عنوان نمود، تنها کرهشمالی نبود. اقدامات تحریکآمیز کرهجنوبی نیز از عوامل اصلی احساس خطر از سوی کرهشمالی و اقدام عملی پیشدستانه است. بر همین اساس میتوان اقدام آمریکا را بواسطه کرهجنوبی ، رفتاری با هدف برهم زدن وضع موجود به نفع تغییر موزانهی قدرت در منطقه دانست.(ساندز،۲۰۱۲ : ۳) ورود ایالات متحده در قالب چندجانبهگرایی نیز علاوه بر اینکه نوعی صفبندی علیه تجدیدنظرطلبی شوروری توصیف شد. اما خواست ایالات متحده به هیچ عنوان خواستار بازگشت وضع سابق یعنی تثبیت مدار ۳۸ درجه نبود. ایالات متحده با هدف محو کامل حکومت کرهشمالی پا به عرصهی نبرد گذاشت. در این اثناء هدف آمریکا توسعه نفوذ خود در آسیای جنوب شرقی در یک بازی با حاصل جمع صفر علیه توسعه و نفوذ شوروری در این منطقه باید دانست.(توجه داشته باشیم که بعد از این نبرد ایالات متحده از مجوز احداث پایگاه نظامی در کرهجنوبی برخوردارشد.)این سناریو با وجود چین تقریبا کمونیست نیز تقویت میشود. نکته نهائی در این رابطه توجیه این جنگ با این عنوان که این نبرد آغاز توسعه طلبی و گسترش کمونیزم و شوروری است. پس این نبرد در قالب دکترین ترومن و سیاست سد نفوذ طراحی و اجرا شده است.(همان)
دو.بحران کوبا
الف. نکات کلی
کندی پس از فاجعه خلیجخوکها برای جلوگیری از تبدیل کوبا به یک پایگاه تهاجمی توسط شوروی تحت فشار شدید از سوی افکارعمومی و منتقدین داخل کنگره قرارداشت. در سپتامبر ۱۹۶۲ هنگامی که گزارشات حاکی از تقویت استحکامات نظامی شوروی به تدریج به ایالاتمتحده رسید، رئیسجمهور میان تمهیدات تدافعی و تهاجمی تمایزگذاشت و به مردم اطمینان داد که تمهیدات تهاجمی را هرگز تحمل نخواهدکرد.کابینۀ کندی منکر وجود موشکهای تهاجمی شوروی بوده و سوءظنهای جان مکون مدیر سیا را بیجا میدانستند. در ۱۹ سپتامبر نیز برآوردی از سوی هیئت اطلاعاتی ایالات متحده تهیه شد که حکایت از بسیار بعید بودن استقرار موشکهای تهاجمی شوروی در کوبا داشت. در اوایل سپتامبر، یک هواپیمای یو-۲ بر روی خاک اصلی چین ساقط شدهبود. ترس از دست دادن یک هواپیمای یو- ۲ی دیگر کمک کرد تا اجرای تصمیم به ۱۰ روز بعد به تعویق افتد. نهایتا در چهارم اکتبر با به پرواز درآمدن یو -۲ های آمریکائی موافقت شد و آنها از سکوهای درحال ساخت پرتاب موشک‌ در خاک کوبا عکس گرفتند. این سکوها قادر به پرتاب موشکهایی با برد ۱۶۰۰ کیلومتر بودند. رئیسجمهور که مدارک و شواهد را پیش روی خود داشت با توجه به محیطسیاسی و وجود تنها سه هفته مهلت به انتخابات کنگره، میدانست که نباید نقطه ضعفی از خود نشاندهد و ثابت قدم دست به اقدامزند. توصیههای مشاوران طیفی از اقداماتی چون: پرهیز از انجام هر اقدامی، اتخاذ رویکردی دیپلماتیک تا حملههوایی یا تهاجم پیش از قابل عمل شدن موشکهای شوروی را در برمیگرفت. بالاخره وی توانست در مورد مصالحهای میان عدم اقدام و اقدام بالقوه نامحدود اتفاقنظر تقریبی ایجاد کند. و کوبا را محاصره نمایند؛ کندی ،در ۲۲ اکتبر ۱۹۶۲ در پیامی ضمن آمادهباش نیروهای آمریکایی حرکت کلیه کشتی‌های شوروی به مقصد کوبا را ممنوع اعلامکرد. وی همچنین از خروشچف خواست موشک‌ها را تحت نظارت سازمانملل از کوبا خارج کند. اما صرف محاصره به برچیدن موشکهای شوروی از کوبا منجرنشد. این کار تنها پس از پیشنهاد سازشجویانهای دایر بر تضمین ایالات متحده به عدم تهاجم به کوبا، همراه با تهدید به اقدام کوبندۀ انتقامی در صورت عدم برچیدن موشکها، صورتگرفت. با پذیرش درخواست کندی از سوی کرملین در ۲۸ اکتبر بحران موشکی کوبا که جهان را تا آستانهی جنگاتمی پیش برد، پایان یافت. گفتنی است در اینباره بسیاری به یک معاملهی مخفی میان کندی و خروشچف – دایر بر برچیدن موشکهای شوروی از کوبا در ازای برچیدن موشکهای آمریکا از ترکیه- تأکید دارند.(بجورنلود ، ۱۳۸۵ : ۲۵)
ب. بررسی متغیرهای دخیل در فرهنگ استراتژیک آمریکا بحران کوبا

 

جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

 

 

  • متغیر فرهنگی

 

مجوز مشروعیتدهی به انجام اعمال جاسوسی در خاک کوبا از این طرز تفکر نشات میگرفت که آمریکائیها هیچگاه نسبت به مردم ساکن در نیمکرهجنوبی خویش خوشبین نبودند و ضمن پستتر دانستن آنها از خود، همیشه به خود اجازه دخالت در امورشان را میدادند.(هانتیگتون،۱۳۸۴: ۳۱۹) در این زمینه میتوان به آموزه ترنر نیز اشاره داشت ؛ مبنی این باور که این سرنوشت محتوم آمریکا است که سایر ملتها را حتی با زور به تمدن متعالی رهنمود نماید (زنجانی، ۱۳۷۷ : ۱۳۴ )

 

 

  • متغیر تکنولوژی و تسلیحاتی

 

مهمترین عاملی که از صحت و سقم گزارشات پرده برداشت، تصویربرداری هواپیماهای جاسوسی یو ۲ از خاک کوبا بود. همچنین مشت آهنینی که ایالات متحده ، شوروری را به کاربست آن تهدید میکرد نیز از جمله عوامل مؤثر در اختتام این قائله بود. ایجاد حریم دریایی برای کشتیهای شوروری نیز نمود دیگری از سطح توانمندیهای نیروی دریایی آمریکا است. در نهایت باید توجه داشت برای اینکه بازدارندگی مثمر ثمر واقع شود؛ باید دولت هدف در بعد روانی نیز تحت تأثیر قرارگرفته و خود را درگیر محاسبه سود و زیان نماید. نتیجه این بحران تایید دوباره ای بر اسطوره فناورانه داشت. (Harric,2008 :96)
با توجه به اینکه این بحران به مرحله تهاجم نرسید از بیان دو متغیر تلفات انسانی و وضعیت جنگ صرف نظر می شود.
۳٫ جنگ ویتنام
الف. نکات کلی
ویتنام از سال ۱۹۴۰ و در اندیشههای فرانکلین روزولت دارای موقعیت ویژهای بوده است ، به عقیده وی، این منطقه جغرافیایی دارای موقعیت اساسی در استراتژی ایالات متحده در خاور دور است. در همین رابطه وی خواستار محدود سازی اعمال فرانسه در این منطقه بود، بعد از جنگ دوم جهانی و اوفول قدرت فرانسه؛ آمریکا هوشیمینه که آزادیخواه و قهرمان استقلال ویتنام است را عامل کمونیسم معرفیکرد. اما این شناسایی منجر به کمک بیشائبه به فرانسه نشد. در اصل ایالات متحده با اهمال در کمکرسانی به فرانسه (مانند در اختیار قرار ندادن دژهای پرنده در سال ۱۹۵۴ به فرانسه) کمکم زمینهی شکست و خروج فرانسه را فراهمنمود. ایلات متحده از این به بعد به عنوان حامی حکومت سایگون درآمد و به صورت غیرمستقیم در قالب کمکهای مشاورهای و حمایتی به مقابله با عاملان کمونیسم برخاست. اما در سال ۱۹۶۴ ناوشکن ایالاتمتحده در خلیج تونکری هدف هجوم اژدرهای ویتنام شمالی قرار گرفت که این رخداد سرآغاز ورود آمریکا به صحنهی جنگ داخلی شد که حدود سه دهه بطول انجامید. این ورود با ریاستجمهوری جانسون بود و حدود سه دهه بطول انجامید. (ماک،۱۳۸۲ : ۸۹-۸۸ )
ب. بررسی متغیرهای مؤثر بر فرهنگ استراتژیک آمریکا در جنگ ویتنام

 

 

  • متغیر فرهنگی

 

اولین چیزی که باید در نظر داشت، این است که این جنگ در فضای جنگ سرد اتفاقافتاد. این نبرد اولین آزمون نیروینظامی ایالات متحده به صورت یکجانبه در عرصهی بینالمللی ضد کمونیسم است. با توجه به مضامین ایدوئولوژیک مؤثر در سیاستخارجی آمریکا، اولین توجیه این جنگ از جنس اخلاقی است ، البته باید در نظر داشت که تقریبا هیچ دلیل امنیتی برای این مداخله وجود نداشت. سنت سیاسی آمریکائیها متناظر با تعارض میان ملتهای دموکراتیک و غیردموکراتیک است که در ارتباط با نبرد مورد بحث در قالب « نبرد خیر در مقابل شر، که تنها با پیروزی کامل و محو شر پایان مییابد» تجلی یافت(مشیرزاده، ۱۳۸۶ :۱۷۳). علاوه بر این تعارض سنتی، برحکومت غیردموکراتیک ویتنام شمالی، صفت کمونیزم و متجاوز اولیه نیز بار شد.در این جنگ بحثهایی مانند آزادیگرایی یعنی آزادسازی ویتنامجنوبی و سپس شمالی از سرکوبگری کمونیسم ، سرنوشت محتوم آمریکا در سرزمینهای جدید ، ….، مطرح شد ؛که با تعهد اخلاقی این کشور مبنی بر بهرمندسازی آنها از مزایای تمدنی آمریکا متناظر است (زنجانی، ۱۳۷۷ : ۱۳۴ ). در این خصوص باید به نقش رسانههای عمومی نیز توجه داشت ؛ که در دو وجه نمایان بود: یکی در آمادهسازی فضای روانی و افکار عمومی مردم آمریکا ( تحرک دوربینها همراه با سربازان در صحنهی نبرد و ارسال تصاویر از اجساد غیرنظامیها به عنوان سندی بروحشی و بیرحم نشان دادن ویتکنگها ) که برضرورت ادامهی جنگ دلالت داشت؛ و دیگری که با هدف تفرقهافکنی میان دو ویتنام سازماندهیشدهبود(چون تبلیغات سیاه علیه ویتکنگها، راهپیمایی خداحافظی مریم مقدس از ویتنام شمالی ) (بلوط،۱۳۸۸ :۱۹۵) . در این بین عدهای به آستانه پایین تحمل افکار عمومی نسبت به آسیب پذیری در جنگ توجه داشتند. که این متغیر در ارتباط با جنگ ویتنام به یک شاخص تبدیل شد.(Farrell,2005 :12 )

 

 

  • متغیر تکنولوژی و تسلیحاتی

 

تجربه اشتباه آمریکا و نظامیانش از شکست کره این بود که یکی از دلایل ناکامی در آن نبرد به خاطر مسائل تسلیحاتی بودهاست. بنابراین آمریکا اقدام به تزریق سلاح به صحنه نبرد ویتنام نمود. غافل از اینکه این نبرد نیز مانند نبرد قبلی از معادلهی جنگهای نامتقارن پیروی میکند.(پوزینی،۱۳۸۴ :۹۱) در این جنگ آمریکا بواسطه طولانی بودنش از بسیاری از سلاحهای پردهبرداری نمود که ضمن ادامه رقابت تسلیحاتی با بلوک شرق، این جنگفرسایشی را بپایان برساند. میزان تزریق سلاح تا بحدی بود که بسیاری از کشورها از جمله چین این میزان فناوری را نشانهی ترس و ضعف آمریکا ارزیابی نمودهاند (Reilly , 2012 :62) . نیرویهوایی از سردمدارن اصلی پروسه ورود فناورانه به جنگ بود، در این راستا موشکهای هوا به هوا و هم خانواده اس اس ۱۱ بنام تاو (Tow) را طراحی نمود که مهمترین سلاح نیرویهوایی دراین جنگ ارزیابی شد. (عقلمند ، ۱۳۸۰ : ۱۲۶ ) موشکهای هوا به هوای دیگری که با صفحه کامپیوتری کار میکرد با نام گریلی (همان: ۱۲۵)موشک هوا به زمین با توانایی هدایت و دید مستقیم با قدرت تخریبی ۱۰۰۰ پوند که توانایی انهدام بلوکهای بتنی را داشت، موشکزمین به هوا ا.جی .ام ۴۵ نیز نسل بعدی از این نوع بود که در ویتنام بکار گرفته شد. (همان: ۱۲۸) جنگ ویتنام تجربه ارزندهای برای ارتش آمریکا و نیرویهوایی و دریایی در زمینه سلاحهای تهاجمی دربرداشته است. این نیروها در بکارگیری انواع موشک توانستند به تجربیات فراوانی نائل آیند. قاعدهی فرش بمب در ویتنام از همین توانایی نشات میگرفت. موشکهای دنباله رو اساسسیام در نیروی دریایی از مشابه آنها در نیروی هوایی کمی کوتاهتر بودند، اما قدرت تخریبی بالاتری داشتند. در نیرویزمینی این فناوری در دو بعد حیاتی جلوهگر شد: در بعد دفاعی و کاهش تلفات نظامی ایالات متحده اقدام به ساخت و طراحی نفربر جدید ام ۱۱۳ بسیار سبک و آلومینیومی نمود که توانایی مقاومت در برابر تلههای انفجاری ویتکنگها را داشت. (همان :۱۳۸) در زمینهی تهاجمی نیز آمریکا در سال ۱۹۶۷تفنگهای ام. ۱۶ با فشنگهای برنجی و سرسربی که قدرت گشندگی آن را بسیار بالا میبرد؛ استفاده نمود .(همان : ۴۹) این سلاح سبک در محیطهای جنگلی و بسته بسیار کارآمد بود. اقدام دیگر آمریکا در به زانو در آوردن ویتکنگها استفاده ازگاز نارنجی در محیطهای جنگلی به منظور خشکاندن درخت و نمایان سازی محلهای اختفای دشمن صورتگرفت. که البته بعدها از این گاز به عنوان ماده بیولوژیکی و شیمایی یاد شد که علاوه بر تخریب زیست محیطی ، اثرات نامطلوب فراوانی را نیز بر انسان میگذارد. (بلوط، ۱۳۸۸ :۱۹۷)با یک نگاه اجمالی در این نبرد، مشاهده میشود که ایالات متحده از تمامی توان نظامی خود بهرهجسته است .

 

 

  • متغیر وضعیت جنگ

 

در جنگهای نامتقارن با وجود قدرت زیاد یک طرف، اما اراده طرف ضعیف خدشه ناپذیر است، به گونهای که ورود هر اسلحه تازه و هرنظامی دشمن را نشانهای از ضعف و سردرگمی دشمن تلقیمیکند و ارادهی خویش را مستحکمتر میسازد. در این نبرد ارادهی طرف ضعیف که عمدتا نیروی بومی است، بر پیروزی قرار نداشته و بلکه اراده بر شکست نخوردن و فرسایشی نمودن جنگ است. بنظر میرسد که رهبر ویتنام شمالی به خوبی از ضعف آمریکا مبنی برپایین بودن آستانهی تحمل افکار عمومی نسبت به تلفات انسانی آشنا بوده است. بنابراین پیروزی و راندن دشمن را در طولانی نمودن جنگ میدیده است.(پوزینی،۱۳۸۴ : ۹۱-۹۰ ) افکار عمومی به دنبال سیل اجساد نظامیان نسبت به خاتمه جنگ تهییج شد. امتناء دانشجویان از اعزام به جبهههای ویتنام و شورشهای روشنفکران و صلحطلبان ضد جنگ از نمونه گسست افکارعمومی است. ( کاسپی ،۱۳۶۸: ۹۹) اما با رخداد جنگ تت همه مردم خواستار پایان بخشی به نبرد شدند. بسیاری از روشنفکران با اعتقاد بر اینکه وضعیت جنگی باعث غیردموکراتیک شدن فضای داخل میشود، این جنگ را بهانهای برای رفتار مستبدانه رئیس جمهور تلقی نمودند. کنگره نیز به تبع، از حمایت بی قید و شرط رئیسجمهور منع شد. و در اثنای این جنگ اولین گسست میان کنگره و رئیس جمهور دربارهی جنگ، بعد از جنگ اول جهانی اتفاق افتاد. (مشیرزاده ،۱۳۷۶: ۱۷۱) در پایان باید گفت که جنگ به تدریج فرسایشی شد و آمریکا در دو جبههی نظامی و دیپلماتیک اقدام به پایان بخشی به منازعه نمود و در نهایت شکست خورده باز گشت.(پوزینی،۱۳۸۴ :۹۱)
ششم: بحران خلیج فارس ۱۹۹۱
الف .نکات کلی
بحران خلیج فارس از آن جهت مهم است که اولین نبرد نظامی ایالات متحده در مقطع پسا جنگ سرد را معرفی میکند. این کشور بعنوان یک هژمون خیرخواه و دولت جهادگر برای بازگرداندن سرزمین کویت و اعاده حق تعیینسرنوشت آن ، وارد عمل شد. ناگفته نماند که بسیاری با تحلیل مصاحبه خانم گلاسپی بعنوان سفیر آمریکا در کویت با صدام حسین ، به این نتیجه میرسند که صدام با مجوز تلویحی آمریکا این عمل را انجام دادهاست. (صالحی ، ۱۳۹۱: ۸۸) ، آمریکا برای بازگرداندن نظم و ثبات در منطقه مهم اقتصادی (میادین نفتی) علیه عراق وارد عمل میشود. این اولین اقدام آمریکا بعنوان تنها ابرقدرتجهان است. آمریکا تونست طی مدت سه ماه ضمن عقب راندن صدام به مرزهایش تقریبا تمام ارتش این کشور را در هم بکوبد و با همراهی سازمان ملل در پی تسلیم صدام مجازاتها و تحریمات زیادی را بر مردم این کشور بار نماید. (همان ۹۱)
ب.بررسی متغیرهای مؤثر بر فرهنگ استراتژیک آمریکا در بحران خلیج فارس ۱۹۹۱

 

عکس مرتبط با اقتصاد

 

 

  • متغیر فرهنگی

 

بررسی این متغیر مستلزم توجه به ابعاد داخلی و خارجی ایالات متحده در این برهه زمانی دارد. در عرصه بین المللی این اتفاق همزمان با فروپاشی شوروری است. آمریکا در این رابطه اعلام میدارد که این فروپاشی نتیجه استراتژیهای و مقاومتهای آن بودهاست. بنابراین خود را بعنوان پیروز نهائی جنگ سرد معرفی مینماید. ایالات متحده در این زمان در تکانهای از تک قطبی بودن قرار میگیرد. در بعد داخل نیز رضایت عامه از پیروزی نهائی بر کمونیسم و پایان دورهی وحشت از تهدید هستهای مشاهده میشود. از سوی دیگر، فروپاشی تهدید کمونیسم نیاز دستگاه سیاستخارجی را به موضوعی جدید برای انسجامبخشی به آن را روشن میسازد؛ تا بتواند رفتار فرا جنگسردی ایالات متحده را طراحی و اجرا نماید.(همان : ۱۱۱) در همین ارتباط ، نومحافظه کاران و در رأس آن بوش پدر بر رسالت آمریکا مبنی بر کمک به مردم جهان تأکید دارند. نطق وی در مراسم تحلیف ریاست جمهوریاش نمونهای گویا از این واقعیت است که ایالات متحده خود را محق میداند که در هر کجای دنیا اقدام به مداخله برای تضمین آرمانهای آمریکائی نماید. تأکید کابینه بوش بر زندگی مرفه و عادلانه برای ابنای بشر و تضمین حقوق بشر و بازار آزاد ، آزادی بیان و انتخابات و تصمیمگیری آزاد …(کیوان حسینی ، ۱۳۹۱ : ۱۳۵-۱۳۴) در صحنه نبرد با عراق در ۱۹۹۱ ضمن منسجمشدن در قالب نظریهی «نظم نوین جهانی» جلوهگرشد. بوش در کنگره اعلام میدارد :«… هدف ما نظم نوین جهانی میتواند از این دوران پر آشوب سر برآورد؛ عصری نوین، آزادتر از تهدید، ترور و تواناتر در تعقیب عدالت و مطمئنتر جستجوی صلح که در آن کشورهای جهان – شرق و غرب، شمال و جنوب – بتوانند خوشبخت باشند و با هماهنگی زندگی کنند. صد نسل راه دشوار رسیدن به صلح را جستجو کردهاند و در همان حال هزار جنگ این کوششهای انسانی را درچار سستی و فتور کردهاست. امروز دنیایی نوین در تلاش برای متولد شدن است؛ که به کلی با آنچه تا کنون شناختهایم، متفاوت است، حکومت قانون در آن جایگزین حکومت جنگل خواهدشد. کشورها در آن مسئولیت مشترک در برابر آزادی و عدالت را خواهندشناخت. قوی به حقوق ضعیف احترام خواهد گذاشت.» ( رابرتز،۱۳۷۱ :۲۲) طبق نظریهی نظم نوین جهانی تنها حاکمیت کشور کوچک کویت خطر نبود؛ بلکه تمام نظام نوین جهانی به خطر افتاده است، نظمی که برای تحقق رویاهای دیرینه بشر یعنی صلح ، امنیت ، آزادی و حاکمیت قانون ایجاد شده است. (Hosking,1993:18) بنابراین آمریکائیها توانستند برای این جنگ نیز یک توجیه اخلاقی که البته ملهم از اندیشهها و آرمانهای آمریکائی بود دست و پا کنند . این در شرایطی بود که آمریکا برای اولینبار و بدون هیچ دستاویزی که جنگ را حالت انتقامجویانه بخشد وارد عرصه نبرد میشدند.

 

 

  • متغیر تکنولوژی

 

استراتژی اساسی پنتاگون در هم کوبیدن توان نظامی و اقتصادی عراق و اجتناب از هرگونه ریسک مخاطره آمیز بود. جنگ میبایست با کمترین تاخیر و بیشترین سرعت صورت یافته و خاتمه یابد؛ چرا که هرگونه تأخیر در نتیجهیابی جنگ، احتمال رخنه در پیوند کنگره و کاخ ریاستجمهوری را در پیداشت (صالحی ، ۱۳۹۱ : ۱۱۳) وجود این ضرورتها باعث گردید که ایالات متحده دوباره به تزریق تسلیحاتی زیادی دست زند. البته نا گفته نماند که عراق در آن زمان چهارمین قدرت متعارف زمان خود بود و از قبل حمایتهای تسلیحاتی شرق و غرب در خلال جنگ با ایران بسیار قدرتمند شده بود. تجهیز گارد ریاستجمهوری عراق با بمبافکنهای B-52 روسی ضمن یادآوری خاطرهی کرهشمالی، آمریکا را مجاب نمود تا فناوری بیشتری را در فضای جوی عراق پیشبینی نماید. در همین ارتباط ایالات متحده از بمبهای بوفاینر با هدایت لیرزی استفاده نمود که بمب افکنهای عراقی را در مخفیگاههای زیرزمینی در آشیانه منهدم میساخت. (عقلمند،۱۳۸۰ :۲۵۸) ترس از نیرویهوایی عراق موجبشد رکورد بیسابقه هشتاد هزار سورتی پرواز بر فراز عراق صورت پذیرد. به نظر استراتژیستها یکی از علل توفیق آمریکا در هوا ، برتری الکترونیکی و بمبهای فوق هوشمند اعم از لیزری و تلویزیونی بودهاست. بهگونهای که تخمین زده شده ، میزان راکت و بمبی که در طی این سه روز بر عراق فروریخته بود برابر همین میزان در جنگ دوم جهانی بودهاست. در بعد نیرویزمینی نیز طی ۷۲ ساعت فستیوالی ازجنگ افزارهای مدرن و سری پنتاگون اجرا شد. (همان: ۱۱۱-۱۱۹)

 

 

  • متغیر صحنه نبرد

 

صحنهی نبرد بخوبی توسط پنتاگون برنامهزیری شدهبود. راهبرد ایالات متحده در این جنگ دارای سه گام اساسی که از تجربیات دو جنگ کره و ویتنام نشات میگرفت؛ بود. در گام اول: برای کاهش تلفات احتمالی و زمینگیر نشدن نیروی زمینی، بمباران هوایی ستون فقرات ارتش عراق و سپس انهدام صنایع نظامی به خصوص تاسیسات سلاح شیمیایی و اقتصادی و در نهایت در هم کوبیدن گارد ریاست جمهوری عراق برنامهریزی و اجرا شد. در گام دوم و بعد از احراز برتری ایالات متحده در عرصهی هوایی عراق، یورش زمینی نیروهای آمریکائی آغاز شد. و یکی از پیچیدترین و خونبارترین نبردهایزمینی در تاریخ اتفاقافتاد. بر این اساس آمریکا توانست ۷۲ ساعته کویت را آزاد و جنگ علیه توسعهطلبی صدام را با تلفات اندک (حدود چند ده نفر) تمام کند.(همان: ۱۱۹)

 

 

  • متغیر هدف

 

براساس نظریات هانس مورگنتاو ، آمریکا در این برهه زمانی در مقابل هر دولتی که در صدد برهم زدن تعادل مورد دلخواهش باشد، با تمام نیرو می ایستد. بنابراین، بزرگترین هدف ایالات متحده « حفظ وضع موجود» بود اما در این مور اهداف حاشیه ای دیگری نیز مد نظر قرار گرفته، که در بعد اهداف جهانی به شکلدهی به نظم نوین جهانی اشاره شده و در بعد اقتصادی به منابع نفتی عراق و در نهایت به زدودن غبار شکست جنگهای ویتنام و کره . (صالحی، ۱۳۹۱ : ۱۱۰)
هفتم: بحران کوزوو ۱۹۹۶
الف.نکات کلی

مدیر سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *