دسته بندی علمی – پژوهشی : بررسی رابطه شکاف دیجیتالی و توانمندی زنان مطالعه موردی زنان شهر شیراز- قسمت …

دسته بندی علمی – پژوهشی : 
بررسی رابطه شکاف دیجیتالی و توانمندی زنان    مطالعه موردی زنان شهر شیراز- قسمت  …
۰۳۹/۰

۰۷۰/۲-

۰۹۱/-

۰۰۰/۰

۷۲/۴۳

۳۳۴/۰

۵۸۴/۰

طبقه پایین شغلی

هفتم

فصل ششم
بحث و نتیجه گیری
۶-۱-مقدمه
تکنولوژی‌های جدید اطلاعاتی و ارتباطی با رشد گسترده‌ی خود امروزه موجبات تغییر بسیاری را فراهم آورده است. از آن جایی که زنان از جمله گروه‌های محروم جامعه در دسترسی به منابع هستند، فناوری اطلاعات و ارتباطات می‌تواند به واسطه‌ی ویژگی‌های خود، اسباب دسترسی آنان به منابع یک زندگی متعادل و برابر با مردان را فراهم کند که موجبات هرچه توانمندتر شدن زنان می‌شود.
مسأله‌ی پژوهش حاضر، بررسی رابطه‌ی شکاف دیجیتالی و توانمندی زنان است. بر این اساس، این مطالعه با هدف شناسایی رابطه‌ی بین شکاف دیجیتالی و توانمندی زنان ۵۴-۱۵ ساله‌ی شهر شیراز و با نمونه‌ای به حجم ۶۰۰ نفر اجرا گردید. در ابتدای کار، پس از بیان مسأله، اهمیت و ضرورت و اهداف تحقیق، به برخی از تحقیقات داخلی و خارجی مرتبط با موضوع اشاره شد. سپس به نظریات مرتبط با شکاف دیجیتالی و توانمندی زنان پرداختیم که نظریه توانمندی لانگه و ابعاد شکاف دیجیتالی برتو، به عنوان چارچوب نظری تحقیق انتخاب شدند. مفاهیم دسترسی و کنترل به منابع، مشارکت در تصمیم گیری و آگاهی جنسیتی از نظریه‌ی لانگه و ابعاد سواداطلاعاتی، دسترسی به اطلاعات و فناوری را از ابعاد شکاف دیجیتالی برتو انتخاب گردید.
پس از تدوین پرسشنامه متناسب با مسأله، (پرسشنامه شکاف دیجیتالی محقق‌ساخته و پرسشنامه توانمندی، ترکیبی از سؤالات محقق ساخته و پرسشنامه‌ی استفاده شده در تحقیق گاپتا و سریواتاوا) داده ها با روش میدانی و با ابزار پرسشنامه گردآوری شد، سپس از نرم افزار spss به منظور آزمون فرضیات و نتایج بهره گرفته شد.
۶-۲-بحث و نتیجه گیری
در این پژوهش، رابطه‌ی بین شکاف دیجیتالی و توانمندی زنان بررسی گردید. متغیرهای مستقل عوامل اجتماعی و شکاف دیجیتالی است. عوامل اجتماعی شامل: سن، وضعیت تأهل، درآمد پاسخگو، درآمد خانواده، طبقه اجتماعی، تحصیلات پاسخگو، تحصیلات همسر، وضعیت شغلی، نوع شغل، اینکه چه کسی سرپرست خانوار است؟ می‌باشد و شکاف دیجیتالی شامل: شکاف سواد اطلاعاتی، شکاف دسترسی به اطلاعات و شکاف فناوری است. متغیر وابسته که توانمندی است، شامل متغیرهای: دسترسی و کنترل بر منابع، مشارکت در تصمیم گیری، آگاهی جنسیتی، تحرک و امنیت می‌باشد.
از بین ۱۳ فرضیه تحقیق، ۱۲ فرضیه تأیید و ۱ فرضیه رد شده است. از بین کل فرضیات، ۲ فرضیه که شامل متغیرهای وضعیت تأهل و درآمد پاسخگو بودند با روش T-test، ۷ فرضیه که شامل سن، درآمد خانواده، اینکه چه کسی سرپرست خانوار است؟، طبقه اجتماعی، تحصیلات پاسخگو، تحصیلات همسر، وضعیت شغلی، نوع شغل بودند با روش F-test و ۳ فرضیه‌ی سن، فناوری، شکاف دسترسی به اطلاعات و شکاف سواد اطلاعاتی با روش ضریب همبستگی پیرسون آزمون شدند.
از بین متغیرهای مستقل، متغیر تأهل که در فرضیه اول مطرح شده است، دارای رابطه‌ی معناداری با توانمندی‌زنان نیست. پژوهش محمدی (۱۳۸۶) نشان داد که بین تأهل و توانمندی زنان سرپرست خانوار رابطه‌ی معنادار وجود ندارد. به نظر می‌رسد شرایط مساعد خانواده چه از نظر فرهنگی و چه از نظر مالی زمینه‌ی توانمندی زنان را فراهم می آورد. بنابراین هرگاه شرایط مساعد باشد زنان به سمت توانمندی پیش می‌روند، حال چه در دوران مجردی باشد چه در دوران متأهلی.
متغیر درآمد پاسخگو که در فرضیه دوم مطرح شده است، دارای رابطه‌ی معناداری با توانمندی زنان است. لانگه مرحله‌ی اول توانمندی را رفاه بیان کرده‌است که موجب توانمندی می‌شود و در واقع مرحله‌ی اول توانمندی است. لییه (۲۰۰۰) نیز در پژوهش خود بین سطح اقتصادی و درآمد با توانمندی زنان رابطه‌ی معناداری یافت.
متغیر درآمد خانواده که در فرضیه سوم مطرح شده است، دارای رابطه‌ی معنی‌داری با توانمندی‌ زنان است. کتابی و همکاران (۱۳۸۲) رابطه‌ی معنی‌داری را بین دسترسی زنان به منابع مالی و توانمندی‌زنان یافتند. می‌توان گفت درآمد بالاتر خانواده باعث می‌شود که زنان احساس رفاه بیشتری کنند، توانایی، دسترسی راحت‌تر به امکانات لازم برای توانمند‌شدن را دارند. با بهبود شرایط مالی می‌توان گفت که فرد نیازهای اولیه اش تأمین شده و به دنبال نیازهای فراتر از نیازهای اولیه می‌گردد که توانمندی و پیشرفت در زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را در پی دارد.
طبقه‌ی اجتماعی چهارمین فرضیه ایست که تأیید شد. تأیید این فرضیه را می‌توان در ادامه‌ی معناداری درآمد پاسخگو و خانواده دانست. چراکه فرد بر اساس وضعیت اقتصادیش خود را جزو یکی از طبقات بالا، متوسط و پایین دانسته و تفاوت معناداری بین طبقات مشاهده می‌شود.
رابطه‌ی بین تحصیلات پاسخگو و توانمندی زنان پنجمین فرضیه‌ی معنادار می‌باشد. کتابی و همکاران (۱۳۸۲) نیز بین افزایش سطح تحصیلات و توانمندی زنان رابطه‌ی معنی‌داری یافتند. همچنین ساعی‌ارسی و ولی‌پور (۱۳۹۱) نیز نقش تحصیلات در توانمندی زنان را مورد بررسی قرار داده و به رابطه‌ی معناداری بین آن‌ها رسیده‌اند. همچنین پژوهش محمدی (۱۳۸۶) نشان داد که بین تأهل و توانمندی زنان سرپرست خانوار رابطه‌ی معنادار وجود دارد. به نظر می‌رسد با بالا رفتن سطح تحصیلات، تحرک، مشارکت در تصمیم گیری و اگاهی فرد بالا رفته و توانمندی ایجاد می‌گردد.
ششمین فرضیه که معنادار شد، تحصیلات همسر است. به نظر می‌رسد هر چه تحصیلات همسر بالاتر باشد، دید مثبت‌تری نسبت به فعالیت‌های اجتماعی زن دارد، همچنین شرایط مساعدتری در خانواده ایجاد میشود تا زنان بتوانند بیشتر پیشرفت کنند و می‌توان گفت مردانی که تحصیلات بالاتری دارند بیشتر زنان خود را برای رسیدن به مراحل پیشرفت تشویق می‌کنند.
متغیر سرپرست خانوار که در فرضیه هفتم مطرح شده است، دارای رابطه‌ی معناداری با توانمندی زنان می‌باشد. به نظر می‌رسد، زنانی که مسئولیت سرپرستی خانواده را دارند و یا بیش‌ترین مسئولیت بر عهده‌ی آن‌هاست، از لحاظ اجتماعی و اقتصادی مستقل‌تر بوده و توانمندی بیش‌تری دارند.
متغیر وضعیت‌شغلی هشتمین فرضیه‌ایست که رابطه‌ی معناداری با توانمندی ‌زنان دارد. ساعی‌ارسی و ولی‌پور (۱۳۹۱) نیز به نقش اشتغال در توانمندی زنان پرداخته و به رابطه‌ی معناداری رسیده اند. به نظر می‌رسد اشتغال باعث تحرک ‌اجتماعی بیشتر زنان و حضور بیشتر در جامعه، استقلال و اعتماد به نفس بیش‌تر می‌گردد که موجبات توانمندی‌ زنان را فراهم می‌آورد.
نهمین فرضیه رابطه‌ی نوع شغل پاسخگو و توانمندی‌زنان می‌باشد که رابطه‌ی معناداری با توانمندی‌زنان دارد. اینکه پاسخگو در طبقه بالا، متوسط و پایین شغلی باشد در توانمندی وی تأثیر می‌گذارد. افرادی که در طبقه‌ی بالای شغلی قرار دارند، احتمالا سطح رفاهی بالاتر و تحصیلات بیشتری دارند که همگی در استقلال و اعتماد به نفس زنان و حضور بیشتر در اجتماع اثر گذارد و موجب هرچه بیشتر توانمندی ‌زنان می‌گردد.
متغیر سن که در فرضیه دهم مطرح شده است، دارای رابطه‌ی معناداری با توانمندی‌زنان است. پژوهش محمدی (۱۳۸۶) نشان داد که بین سن و توانمندی زنان سرپرست خانوار رابطه‌ی معنادار اما منفی وجود دارد. به نظر می‌رسد که زنان با سن بالا تخصص کمتری در استفاده از کارهایی دارند که احتیاج به تخصص دارد و بیشتر وابسته به بافت سنتی محیط زندگی‌شان هستند. هم‌چنین زنان با سن پایین هنوز وارد اجتماع نشده و استقلال کافی برای استفاده از منابع را ندارند، بنابراین توانمندی پایین‌تری را می‌توان مشاهده کرد.
متغیر شکاف فناوری که در فرضیه یازدهم مطرح شده است، دارای رابطه‌ی معناداری با توانمندی‌زنان است. پژوهش فرجی سبکبار و همکاران (۱۳۹۱) نشان داد که زنانی که کاربر فناوری بودند سطح توانمندی بالاتری داشتند. مجیدی قهرودی و آذری (۱۳۸۹) نیز در پژوهش خود خاطر نشان ساختند که استفاده از اینترنت جایگاه زنان را در جامعه ارتقا می‌بخشد. همچنین ساعی‌ارسی و ولی‌پور (۱۳۹۱) بیان کرده‌اند که فناوری نقش اساسی در توانمندی‌ زنان داشته است. بنابراین به نظر می‌رسد که زنان با دسترسی به فناوری اطلاعات و ارتباطات، با فرصت‌هایی که دنیای مجازی برای آن‌ها به وجود می‌آورد آشنا شده و در نتیجه این آشنایی طرز فکر آنان را راجع به کلیشه‌های سنتی تغییر داده و باعث تحرک هر چه بیشتر زنان می‌گردد.
متغیر سواد ‌اطلاعاتی که در فرضیه دوازدهم مطرح شد، دارای رابطه‌ی معنی‌داری با توانمندی‌ زنان است. پژوهش افشارکهن و زمانی (۱۳۸۸) نیز نشان داد فقدان سواد ‌اطلاعاتی موجب افزایش شکاف‌ دیجیتالی می‌شود. بنابراین با افزایش شکاف سواد اطلاعاتی که خود بعدی از شکاف دیجیتالی است، توانمندی زنان کاهش می‌یابد. با پایین‌بودن سواد اطلاعاتی، مهارت زنان در استفاده از اینترنت کاهش می‌یابد و زنان نمی‌توانند به درستی از فناوری اطلاعات و ارتباطات استفاده کرده و از مزایای آن بهره ببرند.
متغیر دسترسی به اطلاعات که در فرضیه‌ی سیزدهم مطرح شده است، دارای رابطه‌ی معنی‌داری با توانمندی‌زنان است. به نظر می‌رسد که با حمایت اجتماعی ودسترسی زنان به اینترنت و کامپیوتر در سطح اجتماع ( محل کار، تحصیل و …)، زنانی که در خانه به رایانه و اینترنت دسترسی ندارند، میتوانند از مزایای آن استفاده کرده و سطح دانش خود را بالا ببرند، تا به آگاهی هر چه بیش‌تر دست‌یافته و بتوانند در اجتماع حضور داشته باشند، که خود عاملی برای توانمند شدن زنان است.
۶-۳-محدودیت‌های پژوهش
هر پژوهشی متناسب با نحوه‌ی اجرای آن، با مشکلات و محدودیت‌هایی همراه است که محقق با آن روبرو می‌شود. پژوهش حاضر نیز دارای محدودیت‌ها و مشکلاتی بود که به آن اشاره می‌گردد:
-از آن جایی که برای رسیدن به نتیجه‌ی مطلوب به زنانی که شاغل بودند هم نیاز داشتیم، دستیابی به نمونه‌ی زنان شاغل صبح‌ها مشکل بود.

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.

مدیر سایت