پژوهش – بررسی تنوع ژنتیکی ژنوتیپ‌های فلفل Capsicum annuum.L با استفاده از …

پژوهش – 
بررسی تنوع ژنتیکی ژنوتیپ‌های فلفل   Capsicum annuum.L با استفاده از  …

۴-۷- تجزیه خوشه‌ای
یکی از کاربردهای تجزیه کلاستر تعیین فاصله ژنتیکی میان گروهها است. گروهبندی نمونهها بر اساس تعداد زیادی ویژگی می‌تواند روشی مطمئن در تعیین شباهتها و فواصل یا خویشاوندی و دوری ژنوتیپها باشد. تجزیه خوشه‌ای به روش وارد و با استفاده از مربع فاصله اقلیدوسی و بر اساس پانزده صفت استاندارد شده، ۴۲ ژنوتیپ مورد بررسی را به۴ گروه و ۱۳ زیرگروه منتسب کرد (شکل۴-۱).
گروه اول: این گروه به سه زیرگروه تقسیم شد در زیرگروه اول ۶ ژنوتیپ شامل (ارومیه۱، ورامین، بویراحمد، تویسرکان، مراغه و کردستان۳) قرار گرفتند که از لحاظ میزان عملکرد، طول میوه از میزان متوسط برخوردار بودند. در زیرگروه دوم ۴ ژنوتیپ شامل (خراسان، گچساران، چهارمحال و میناب) قرار گرفتند. این گروه دارای صفات بیشترین ط ول ساقه و فتوسنتز همچنین دارای کمترین شاخص اسپد بودند. در زیرگروه سوم شامل ژنوتیپهای کشتیبان ارومیه، جغتای مشهد، ارومیه ۳ و ارومیه ۴ بود که از لحاظ ویژگی میزان وزن تر و خشک پایین بودند. نتایج حاصل از تجزیه خوشهای در پژوهش حاضر، ژنوتیپ‌ای فلفل را به صورت گروه‌های مستقل گروه‌بندی کرد. تجزیه خوشه‌ای همچنین نتوانست ژرم پلاسمها را بر اساس خاستگاه جغرافیایی آن‌ها از هم جدا نماید. این نتایج با یافته‌های (وارالاکشمی وهاریبابو، ۱۹۹۱ و سریلیت کوماری[۹۶] و راجامونی، ۲۰۰۴)، مطابق است. خوشه‌بندی تمایز روشنی بین برخی از ارقام فلفل را نشان داد.
گروه دوم: این گروه نیز سه زیرگروه را شامل شد. در زیرگروه اول۴ ژنوتیپ (بروجرد، دیر بوشهر، نقرش و سبزوار) قرار گرفت. در این گروه ویژگی‌هایی مثل پهنای چتر میوه و شاخص اسپد در سطح پایین قرار داشتند در زیرگروه دوم ۷ ژنوتیپ به نام‌های شیراز، بجنورد ۱، لردگان ۲، زنجان، تبریز، شبستر، بوشهر ۲ قرار گرفته بود که از لحاظ ویژگی‌های ضخامت میوه، طول ساقه و میوه در حد پایین بودند.زیرگروه سوم، شامل ۲ ژنوتیپ باش قلعه ارومیه و قالاجیق بناب بود که این گروه از لحاظ ویژگی طول بساک و جام گل بیشترین میزان را داشتند. نتایج پژوهش حاضر با نتایج گلتا که پایین‌ترین و بالاترین فاصله ژنتیکی درون و بین خوشه‌های ارقام مشاهده نمود مطابق است (گلتا، ۲۰۰۵). الگوی پراکنش جغرافیایی به ژنوتیپهای بومی فلفل اجازه می‌دهد که توجه بیشتری نسبت به تکامل فلفل در ایران و در منطقه مورد مطالعه ارومیه شود. مطابق با مطالعات بر روی سایر موجودات مختلف، از جمله جوندگان، سوسمار، ماهی، و مگس سرکه مقادیر فاصله‌های ژنتیکی برای آنها محاسبه شده است، و نشان داده‌ شده که مقادیر فاصله ژنتیکی بین محدوده زیرگونه با یکدیگر در محدوده ۲۰/ تا ۲/ متفاوت است (آیال[۹۷]) و همکاران، ۱۹۷۴). از آنجا که صفات کمی دارای مزایایی جهت استفاده در زراعت میباشد از این خصوصیت آن‌ها میتوان در برنامه‌های اصلاحی بهره برد (پانتی[۹۸] و همکاران.، ۲۰۰۴).
گروه سوم: این گروه به دو زیرگروه تقسیم شد که زیر گروه اول دارای ۴ ژنوتیپ به نام‌های محلات مرکزی، قراملک تبریز، بوشهر ۱ و قشلاق بناب بود که کمترین طول ساقه را داشتند. زیرگروه دوم دارای ۷ ژنوتیپ ازجمله لردگان ۱، اورفای ترکیه، قره‌باغ ارومیه، بانه کردستان، کردستان ۱ و۲ و بوشهر ۲ بود ویژگی بارز این گروه برخورداری از ارزش بالا برای صفات عملکرد، بیش‌ترین طول میوه و ضخامت گوشت میوه میباشد. گروه چهارم که به یک زیرگروه تقسیم شد که شامل ژنوتیپ‌های، ارومیه ۲، نخجوان ارومیه و بجنورد ۳ قرار گرفت که دارای ویژگیهایی از جمله کمترین ارتفاع ، پهنای چتر گیاه و قطر ساقه گیاه بودند. منشاء جغرافیایی احتمالاً در تنوع ژنتیکی بین ژنوتیپ‌های مورد مطالعه نقش بسزایی داشته باشد. گلتا (۲۰۰۵)، در بررسی ژنوتیپ‌های قرار گرفته داخل کلاسترها مشخص کرد الگوی پراکنش ژنوتیپ‌ها با توزیع جغرافیایی آن‌ها مطابقت ندارد و از نظر مکانی، همه نمونه‎های جمع‎آوری شده از یک استان یا یک شهر در یک گروه قرار نگرفتند. این نتایج موافق با مشاهدات وارالاکشمی و هاریبابو، (۱۹۹۰)، مبنی بر عدم تطابق تجزیه خوشهای مختلف بدست آمده با منشا جغرافیایی آن‌ها میباشد. با توجه به این تجزیه خوشه‎ای، می‌توان فرم‎های مطلوب را به منظور ایجاد هیبریدهایی باکیفیت بالا و صفات میوه مطلوب انتخاب نمود. برای این منظور بهتر است با توجه به خصوصیات هر ژنوتیپ، آن‌هایی را که دارای فاصله بیشتری در تجزیه خوشه‎ای هستند انتخاب نمود. به طور کلی نتایج به دست آمده از این تحقیق مشخص کرد که ژنوتیپ‌های مورد مطالعه به دلیل تنوع زیاد موجود در شکل میوه نشان می‌دهد، منابع ژنتیکی مناسبی برای انجام امور اصلاحی هستند و همان طور که تحقیقات قبلی نشان داده بود صفات مورفولوژیکی ابزاری مفید در ارزیابی ژنوتیپ‌های گیاهی هستند و می‌توانند در گروه‌بندی و تفکیک ژنوتیپ‌های فلفل نیز، مؤثر واقع شوند. ژنوتیپهای مناطق مختلف گاهی اوقات از ارتباط تنگاتنگی باهم دارند. ژنوتیپهای مشابه از همان منطقه ممکن است سابقه و پیشینه ژنتیکی متفاوتی داشته باشد. مطالعات مولکولی برای تأیید تنوع ژنتیکی بر اساس صفات مورفولوژیک و برای توصیف این ژنوتیپهای بومی جهت آزمونهای دقیق تر مفید واقع میشوند. این امر ممکن است بر قابل‌ دسترس بودن این منابع ژنتیکی برای برنامه‌های اصلاحی آینده کمک نماید.
 
شکل ۴-۱- نمودار دندروگرام ژنوتیپ‌های فلفل ایران
۴-۸- رگرسیون گام به گام
به منظور شناخت مهمترین ویژگی‌های توجیهکننده عملکرد از تجزیه رگرسیون مرحلهای استفاده گردید (جدول۴-۸). به این صورت که، عملکرد به عنوان متغیر تابع و ویژگی‌های مورفولوژیکی مورد بررسی به عنوان متغیرهای مستقل در نظر گرفته شدند. در نتایج تجزیه رگرسیون گام به گام نخستین ویژگی که وارد مدل شد، وزن خشک میوه بود که به تنهایی ۶۴ درصد از تغییرات عملکرد را توجیه نمودند. نتایج رگرسیون مرحلهای ویژگی‌های مورفولوژیکی فلفل با عملکرد نشان داد که هشت ویژگی (وزن تر و خشک، طول ساقه و ارتفاع گیاه، طول، عرض، طول دم و ضخامت دیواره میوه) وارد مدل شدند.
۴-۹- تجزیه علّیت ژنتیکی
اصول و پایه تجزیه علیت در سال ۱۹۱۰ و۱۹۲۰ توسط زیستشناس سیول رایت[۹۹] گسترش یافت (هیس، ۱۹۷۵). تجزیه علیت یک رگرسیون چندگانه است که به تخمین و نشان دادن ارتباط مستقیم برای برنامهریزی برای بیان علت با استفاده از متغیرهای وابسته اجازه میدهد (رایت، ۱۹۲۰؛ لی[۱۰۰].، ۱۹۷۵). برای حصول برآورد دقیقتری از اهمیت نسبی و تأثیر مستقیم و غیرمستقیم هر یک از اجزاء عملکرد، تجزیه علیت با استفاده از ترکیبات مختلفی از همبستگیها انجام گردید. از یک روش ضرایب رگرسیونی گام به گام جهت تجزیه علیت استفاده گردید. با توجه به نتایج بدست آمده از همبستگیهای ساده و رگرسیون گام به گام، تجزیه علیت برای عملکرد (متغیر وابسته) انجام گرفت. متغیرهای وزن خشک و وزن تر میوه، ارتفاع طول ساقه، طول و عرض میوه و ضخامت دیواره میوه به عنوان متغیرهای مستقل در تجزیه علیت استفاده شدند (جدول ۴-۸) تا میزان اثر مستقیم و غیرمستقیمی که هر یک از این متغیرها بر عملکرد میوه وارد میکنند، مشخص گردد. نتایج بدست آمده از تجزیه علیت درجه اول حاکی از تأثیر مثبت متغیر وزن خشک میوه بر عملکرد میوه بوده و نشان میدهد که با افزایش این صفت عملکرد میوه در ژنوتیپهای مورد بررسی افزایش مییابد. این صفت هیچ اثر غیرمستقیم منفی که منجر به کاهش عملکرد شود، نداشت. در تطابق نتایج پژوهش حاضر، ماتیو و همکاران (۱۹۹۴)، در پژوهشی مشابه، تأثیر مثبت و مستقیم وزن خشک میوه را بر عملکرد عنوان کردند. در مرحله دوم تجزیه علیت صفت وزن خشک به عنوان متغیر وابسته و بقیه صفات به عنوان صفت مستقل در نظر گرفته شدند که در نتیجه صفات وزن تر و طول ساقه وارد مدل شدند. نتایج مشاهده شده بیانگر همبستگی مثبت و معنیدار بالا بین وزن تر و خشک (۹۵۶/ )، می‌باشد که از این طریق تأثیر بیشتری عملکرد میگذارد. این مشاهدات با نتایج مونچی و همکاران (۲۰۰۰)، وزن میوه اثر مثبت مستقیمی بر عملکرد عنوان کردند. همچنین در مرحله سوم مدل (جدول ۴ – ۱۰)، صفات عرض میوه (۵۷۰/)، طول میوه (۲۴۹/) و ضخامت دیواره میوه (۳۳۵/)، از طریق مستقیم با وزن تر میوه، سبب افزایش عملکرد وزن خشک میوه می‌شود که در نهایت سبب افزایش عملکرد کل می‌شود. مشاهدات ما از این پژوهش با نتایج باساوراژ[۱۰۱] ( ۱۹۹۷) مطابق و با نتایج سیلوا و همکاران (۲۰۱۳) نتایج معکوس را گزارش نمود، مخالف میباشد. ویژگی طول ساقه نیز به طریق مستقیم با صفات ارتفاع ساقه(۴۳۵/) و طول دم میوه (۲۸۳/)، در افزایش عملکرد میوه تأثیر میگذارد. ماتیو و همکاران (۲۰۰۴) در پژوهشی تحت عنوان بررسی آنالیز ضریب همبستگی و تجزیه علیت در ۵ ژنوتیپ فلفل، ویژگی ارتفاع گیاه بر عملکرد وزن خشک تأثیر مستقیم و مثبت بیان داشتند. تعداد میوه، طول و عرض میوه، تأثیر مستقیم و بالایی بر عملکرد میوه و گزینش برای ارتفاع و پهنای چتر گیاه و در نهایت بر عملکرد بالاتر ژنوتیپهای فلفل موثر میباشد. مونچی و همکاران (۲۰۰۰)، نیز عرض میوه را در عملکرد مثبت و معنیدار ذکر نمودند. تجزیه علیت همچنین قبلاً توسط (آرنولد، ۱۹۸۳؛ کرسپی و بوکستین[۱۰۲]، ۱۹۸۹؛ کانر[۱۰۳]، ۱۹۹۶)، جهت گزینش صفات فنوتیپی والدین مورد آزمایش قرار گرفته است
جدول ۴-۸ نتایج تجزیه علیت با استفاده از رگرسیون گام ‌به ‌گام

مرحله اول: تجزیه علیت برای عملکرد
ویژگی اثرمستقیم ویژگی اثرغیر مستقیم ویژگی
وزن خشک .۶۴۷
مرحله دوم: تجزیه علیت برای وزن خشک

ویژگی اثر مستقیم ویژگی اثر غیرمستقیم از طریق ویژگی
برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.

مدیر سایت