• by 92
  • آبان 28, 1397
  • 0 Comments

عوامل موثر در شکل گیری هویت

1993 ) .

 

عوامل موثر در شکل گیری هویت

1–1 رشد شناختی :

(( رشد شناختی[1])) تاثیر تعیین کننده  ای بر شکل گیری هویت دارد . وقتی که نوجوان به مرحله تفکر عملیات صوری می رسد ، امکان بسیار بهتری به دست می آورد که هویت آتی خود را ترسیم کند و به مسائل آن بیندیشد . تحقیقات گوناگون دراین زمینه مثلا تحقیقات  (واترمن ،1992، و بزرونسکی،1992) نشان می دهند نوجوانانی که به رشد شناختی متناسب با این دوره از رشد رسیده اند ، از کسانی که به این سطح از تفکر نرسیده اند ، از موفقیت بیشتری و در حل مسائل مربوط به هویت خود برخودارند آنان اطلاعاتی راکه برای این منظور لازم دارند ، بهتر اختیار می کنند و بهتر به کار می گیرند .

همچنین نیاز آنان با کمک گرفتن از دیگران کمتر است  و به جای اینکه تصمیم گیری های خود را مرتب به تاخیر بیندازند ، قادرند راه خود را به موقع انتخاب کنند و خلاقیت بیشتری در تجربه هایشان نشان می دهند (لطف آبادی ،1380)

بنابر این پیشرفت های شناختی ، نوجوانان را قادر می سازد هویت های را که در آینده به دست می آورند ، تصور کنند . نوجوانانی که تجربه ی بیشتری در تفکر صوری به دست آورده اند ، بیشتر از نوجوانانی که هنوز به بلوغ فکری نرسیده اند ، قادر به تفکر در ابعاد پیچیده هستند و می توانند مسائل هویتی خود را حل کنند به همین دلیل یکی از عوامل موفقیت در کسب هویت پایدار ، شایستگی در تفکر انتزاعی است .( همان)

نظریه شناختی رشد هویت را تابع تکامل شناختی میداند و شناخت را به منزله عنصر تحولی  اخلاقیات ، معنا جویی و هدفمندی زندگی به شمار می آورد . پیاژه و کلبرگ از صاحب نظران دیدگاه شناختی رشد هویت هستند . نظریه ی زمینه ای _ فرهنگی نیز رشد هویت را بر اساس عوامل فرهنگی و خرده فرهنگی مورد بررسی قرار می دهد ، به طور کلی در رویکرد روانشناختی ، برخی از نظریه پردازان روانکاوی ، زیستن _ تکاملی و شناختی ، عوامل موثر بر تکوین هویت شناختی را شناسایی و بررسی کرده اند  . در حالی که نظریه پردازان یادگیری اجتماعی و زمینه ای – فرهنگی ، غالبا بر تاثیر عوامل خار جی و محیطی در شکل گیری هویت تاکید دارند . با وجود این در میان رویکردهای فلسفی ، جامعه شناختی و روانشناختی در مورد شکل گیری هویت ، نظریه اریکسون از سایر نظرات برجستگی و شهرت جهانی و علمی بیشتری دارد . به طوری که اغلب مطالعات میدانی بحران هویت بر اساس این نظریه انجام شده اند ، در نظریه اریکسون هویت به معنای این همان شخصیت و وابستگی به موقعیت زمانی ومکانی است . مرحله شکل گیری هویت در نظر اریکسون ، معادل مرحله بلوغ جنسی  و در نظریه فروید است و با مرحله عملیات صوری در نظریه پیاژه[2] انطباق دارد . طبق این نظریه ، شکوفایی همان نمود ها و جلوه های رشد اجتماعی در ابعاد فردی و اجتماعی است .

در نظر اریکسون ، رشد نوجوانی در مرحله هویت د رمقابل سردر گمی نقش قرار می گیرد . چنانچه تعارض بین هویت و سردرگمی نقش در این مرحله از رشد حل نشود نتیجه ی آن بحران هویت است که با ویژگی های آشفتگی نقش در این مرحله از رشد حل نشود ، نتیجه ی آن بحران هویت است.

این ویژگی ها شامل اختلال و اشکال در نقش های وابسته به جنسیت ، مشکل در انتخاب رشته ی تحصیلی ، مشکل در انتخاب شغل آینده و آشفتگی در نظام جهان بینی و آشفتگی هستند. بنا بر یافته های آسیب شناسی روانی ، چنانچه این اختلالات و مشکلات به نحو مطلوب ودر نوجوانی درمان و پیشگیری نشوند ، به جلوه های آسیب گونه مانند افسردگی واضطراب منجر می شوند.

مطالعات جاری روانشناسی بالینی[3] و شخصیت نشان می دهد، حل تعارض هویت در مقابل سردرگمی نقش ، تحت تاثیر عوامل رشد شناختی ، والدین شرایط آموزشی و مدرسه شرایط اجتماعی و فرهنگی طی رشد و تاثیر آنها بر شکل گیری هویت است (دلاور، 1373)

 

1-2 نهاد خانواده 

از گذشته تاکنون، فرآیند جامعه پذیری که زمینه های کسب هویت اجتماعی نوجوانان در گروه می باشد ، عملکرد خانواده می باشد . نوع ارتباط جوان با والدین در شکل گیری هویت آنها موثر است .

پژوهش هایمارکستروم[4] ، آدفرو واترمن[5] ،(1999 ) کراته وانت[6] و کوپر[7] ،(1989) به نقل از رزمی (1379).موید این مطلب است . نوجوانانی که در حالت پراکندگی هویت هستند .غالبا از جانب والدین خود به فراموشی سپرده شده یا طرد شده اند. همچنین وابستگی شدید به والدین ، باعث تسلیم طلبی هویت ( هویت زودرس ) نوجوانان می شود خانواده نماینده تمامی جهان پیرامون کودکان است ، تصویری که کودکان از خودشان دارند ، بستگی به این دارد که اعضای خانواده چه احساسی در موردشان دارند  خانواده یکی ا ز نهادهای مهم و موثر در تکوین شخصیت و تربیت نوجوان می باشد .

خانواده به عنوان مهمترین پایگاه انتقال عناصر فرهنگی ، آداب و سنن ، عقاید ، دانش و مهارت ها و….. به نسل جدید و فرزندان خود می باشد. ( بروس کوئن[8])

نوع ارتباط نوجوان با والدین در چگونگی شکل گیری هویت آنان موثر است . نوجوانانی که وابستگی شدید به والدین داشته باشند و مدام از آنان زمان ببرد  ، هویت او حاکی از تسلیم طلبی ( هویت زودرس ) در مقابل والدین خواهد بود زیرا ممکن است هیچ وقت به خود اجازه ندهند که اقتدار آنان را ببرد و بر عکس ، نوجوانانی که هویت محکمی به دست می آورند ، غالبا کسانی هستند که از عواطف حکم و آزادی کافی در محیط خانواده برخوردارند و اجازه پیدا میکنند که فردیت خود را داشته باشند . وقتی کودکی اجازه پیدا می کند که نظرخود را اگر  مخالف نظر والدین باشد ، به راحتی ابراز کند و والدین نیز عقاید فرزندان خود را به دیده ی احترام بنگرند و در عین حال نظم و کنترلی در خانواده وجود داشته باشد و موفقیت های تحصیلی بچه ها نیز مورد تاکید و تشویق قرار گیرد ، طبعا رشد هویت نوجوانان چنین خانواده هایی نیز با موفقیت ( هویت موفق) همراه خواهند بود .(لطف آبادی ،1380)

خانواده از دو جنبه در شکل گیری هویت نوجوانان هائز اهمیت است ، ابتدا بعد مرجعیت و سندیت خانواده است ، به این معنا که رفتار کلامی و عملی والدین ، علی رغم سنین حساس جوانی ، برای فرزند از نوعی اعتبار برخوردار است و چنانچه در رفتار ظاهری چنین واقعیتی را بروز ندهد ولی در باطنش به آن اذعان و باور دارد . لذا هرگونه ارتباط والدین با فرزند جوان ، از اهمیتی در خور توجه برخوردار است . جنبه دوم فزونی و کثرت ارتباط های جوان و والدین در درون نهاد خانواده است که به نوبه خود می تواند  هم آنها را به یکدیگر نزدیکتر و یا در مواردی دورتر نماید (شرفی،1380)

اثر خانوادها بر اشخاص از تمام نیرو هایی دیگر که تا به حال شناخته شده بیشتر است یعنی اثر خانواده فراتر از فرهنگ جامعه ، دنیای کار ، دوستان ، نزدیکان و امثال آنها است (رزمی ،1379)

ثنایی به نقل از مینو چین براین  باور است که فرد بدون خانواده ، قابل تعریف نیست . در واقع خانواده کانون شکل گیری و هویت فر د است باقر ثنایی نیز خود معتقد است ، انسان عمدتا وارث برنامه ریزی های خود آگاه و نا خود آگاه خانواده و برون سازی های دوران کودکی خود با آنها ست (همان).

به عقیده کاردینر شیوه تربیت کودک( نخستین نهاد اجتماعی ) ساختن اساس شخصیت را پی ریزی می کند در مورد تاثیر خانواده بر شخصیت فرزندان که براساس مطالعات روانی – اجتماعی ملاحظه شده است در خانواده های سختگیر کودکان یا سر به طغیان می زنند و خشونت به خرج می دهند یا احساس گناه و مجرمیت می کنند و در خود فرو می روند . (شیخاوندی، 1379)

 

روشهای برای تقویت هویت نهاد خانواده

1 –مقبولیت[9] (پذیرش )

یکی از پرسش هایی که فرزندان سعی می کنند پاسخ آن را از لابه لای رفتار های عملی و کلامی والدین پیدا کنند این است که والدین تا چه حد جوان یا نوجوان را پذیرفته اند . در حقیقت میزان پذیرش فرزند از سوی والدین با احساس تعلق به خانواده ، نسبت مستقیم دارد . یعنی همان قدر می تواند خود را به خانواده اش نزدیک و وابسته احساس کند که آنها عملا آن را پذیرفته اند .

2 – تکریم منزلت[10]

منظور از تکریم منزلت این است که به طور دقیق شامل پرداختن به دو امر می باشد ، یکی اینکه والدین شرایط و موقعیتی را برای نوجوان و جوان فراهم آورند که او احساس کند در این محیط ، دارای شان و مقامی در خور توجه است . و یقین حاصل نمایند که به مرز های شخصیت و منزلتش ، تعدی نمی شود و از سوی دیگران ، مورد احترام واقع می گردد . در این خصوص امام حسن مجتبی فرموده اند (هرکس را در جایگاه خود قرار دهید.)

3 – تبادل عاطفی[11]

تبادل عاطفی متوازن عامل تعیین کنندهای در شکل گیری هویت خانوادگی می باشد . همانگونه که والدین از هیچ محبتی برای فرزندش دریغ نمی کند نوجوان نیز تبادل عاطفی برقرار کند زیرا آدمی در تمام مراحل زندگی از کودکی تالحظه مرگ نیاز به این تبادل عاطفی دارد و اگر یک جانبه باشد . باعث دلسردی و نا امیدی می شود .

4 – مشورت[12]

مشورت در زندگی نسل جوان ، دوجنبه ی متمایز ولی مکمل یکدیگر دارد  یکی اینکه جوانان از مشاوره بزرگتر ها ( نظیر والدین ) بهره جویند و دیگر اینکه خود را در موقعیتی قرار دهند تا دیگران نیز متقابلا با نیز مشورت نمایند .

5 – درک و تفاهم[13]

مهترین انتظار یک جوان از خانواده اش دستیابی به تفاهم با خانواده به ویژه والدین است. می توان یکی از آرزو های والدین را درک و تفاهم دو جنبه میان خود و فرزندشان دانست به دلیل تاثیری که در پیوند های میان اعضای خانواده و متعاقبا بهبود منزلت و جایگاه نسل جوان وجود دارد . درک و تفاهم متقابل بر مسئله (هویت خانوادگی) اثر گذار بوده و آن را شفاف تر و کامل تر می کند . (شرفی ،1380)

 1-3 نهاد آموزشی

آموزش و پرورش در جوامع امروزی به عنوان کلیدی ترین نهاد آموزشی در جهت توسعه همه جانبه بشمار می رود . چراکه در پرتو آموزش است که انسانها متحول می شوند . بر پایه نظام آموزشی و تربیتی یک جامعه است که نظم و انضباط اجتماعی حالت نهادی به خود می گیرد. (جعفری نورآبادی،1382)

انسان باید ارزش پیدا کند و تربیت او مبنای توسعه قرار گیرد، چون هدف از آموزش و سرمایه گذاری آموزشی کشف و توسعه  منابع انسانی در جهت تعالی بخشی ارزشها و استعدادها و بهینه ها کردن آن است چون محور اصلاحات اقتصادی ، فرهنگی ، سیاسی ، اجتماعی در کلیه ممالک توسعه یافته ، انسان بوده است آموزش مهمترین رکن برنامه ریزی جامعه است و کلیدی ترین عنصر در توسعه یک جامعه مردم آن جامعه هستند که باید از فرهنگ ، آگاهی ومهارت های گوناگون برخوردار باشند.(همان)

اولین آموزش رسمی کودکان مدرسه است و مدرسه  می تواند نقش موثری درایجاد حس استقلال در نوجوانان داشته باشد . اما این منوط به درک و تشخیص خصوصیات دوران نوجوانی واستفاده از نیروی آنان در مدرسه و اداره آن می باشد.میوس[14] (1993)در مورد شکل گیری هویت در مدرسه وی با انجام تحقیقاتی دراین زمینه ، چنین نتیجه گیری کرد. که انتقال از سطوح پایین به سطوح بالاتر تحصیلی در نوجوانی می تواند به عنوان تغییر پذیری هویت در جهت مطلوب و ایده آل تعریف شود. و برعکس حرکت از سطوح ودرجات بالاتر به سطوح پایین تر پیشرفت تحصیلی ، به عنوان تغییر پذیری روبه پایین هویت تعریف می شود.

  ساختار حمایت قانونی از بعد ملی

بنابراین سطوح پیشرفت تحصیلی و عملکرد و توانایی های فرد در مدرسه می تواند برای رشد افراد جوان حائز اهمیت فراوانی می باشد. مطالعات 30ساله نشان می دهد که برای طرح ریزی آینده در زندگی ایده آل ، نوجوان بیش از همه با شغل و کار و مدرسه مشغولیت ذهنی می یابد . در واقع شغل و تحصیل مهمترین امور می شوند . در حالیکه دراین دوره ارزش و اهمیت اوقات فراغت کاهش می یابد معمولاً ضعف در اجرای تکالیف مدرسه، با شکایات روان ، تنی ، سردرد ، ضعف تمرکز و دقت ، رفتار پرخاشگرانه و بزهکاری نوجوان همراه است.

پیشرفت تحصیلی ، احساس ناامنی رادر مورد یافتن شغل مناسب درآینده کاهش می دهد و برعکس . بااین وصف برحسب نظریه مارسیا،(1966)در مورد شکل گیری هویت صحیح است که بگوییم رسیدن به یک هویت موفق در صورت عملکرد موفق تحصیلی بیشتر امکان پذیر است.

کراس آلن،[15]( 1970) در تحقیق خود به این نتیجه رسیدند ؟ دانش آموزان با حالات هویت بالاتر و قویتر انگیزه پیشرفت بیشتری داشتند ، به علاوه نگرش مثبت تری برای مطالعه و همچنین عملکرد و توانایی تحصیلی بهتری داشته اند . میوس،(1993) با توجه به اهمیت و ارزش غیر قابل انکار مدرسه در رشد شخصیت افراد ، نظریات متفاوتی درباره وظایف آن بیان شده است.

دراینجا به نظریه اینگرسول،[16](1982)، اشاره می شود معتقدات مدرسه باید تجربیات تحصیلی و هدایت کننده ای که جریان شکل گیری هویت را تسهیل دهد، فراهم کند. باید فرصت های برای نوجوانان فراهم سازد.  تا طرز تلقی و نگرش مثبتی و مهارتهای اساسی را برای رشد  جریان تصمیم گیری کسب کند.

مدرسه از عوامل مهم تربیتی و سازنده معیارها و ارزش های ذهنی و تفکر و راه و روش کودکان و نوجوانان در جامعه به شمار می رود. زیرا دانش آموز بیشتر اوقات زنده و فعال خود را در مدرسه می گذراند و حال اگر مدرسه نتواند به وظایف تربیتی و پرورشی خود عمل کند. یکی از عوامل انحراف و بزهکاری محسوب می شود تجارب کودک و نوجوانان در مدرسه همراه با تجارب اودر محیط خانوادگی تشکیل دهنده هویت و شخصیت نوجوان است .(کارگاه آموزش جوانان و نوجوانان، 1388)

چنان که در نظریه روانی –اجتماعی اریکسون،( 1968) بر تعامل واکنش متقابل بین فرد و اجتماعی بسیار تأکید شده است برزنسکی و آدافر ،(1990) برای گروهی از نوجوانان دانشگاه به عنوان یک بافت آموزشی کنش هایی رادر نوجوان ایجاد نموده و پلی است میان نوجوانی ورود به دنیای بزرگسالی . (هیون، 1994)

 

 1-4 رفتار نوجوانان

نوجوانی دوره انتقال از وابستگی کودکی به استقلال و مسئولیت پذیری جوانی و بزرگسالی است در این دوره نوجوان با دو مسئله اساسی رو به روست :

1 ـ بازنگری و بازسازی ارتباط با والدین و بزرگسالان و جامعه

2 ـ بازشناسی و بازسازی خود به عنوان یک فرد مستقل

رفتار نوجوانان گاهی کودکانه و گاهی همانند بزرگسالان است و در طول این دوره معمولا تعارض بین این دو نقش در نوجوان مشاهده می شود استانلی هال پدر روانشناسی نوجوانی این دوره را دوره توفان و تنش می نامد و نوجوانی را تولدی تازه می نامد او می گوید که نوجوانی دوره انتقالی مهمی است و نوجوان شور و هیجان فراوانی احساس می کند .

در این دوره نوجوان بین خواسته های متضاد قرار دارد حالات شادمانی و خنده رویی ناگهان به افسردگی و پریشانی تبدیل می شود نوجوان احساس غرور می کند به همان اندازه نیز احساس شرمندگی در او ظاهر می شود با وجود داشتن دوستان متعدد ممکن است گاهی اوقات خودش را در تنهایی بگذراند کنجکاوی نوجوانان به شدت تحریک می شود و به حل مسایل با آگاهی و علاقه نگاه می کند و تلاش فراوان انجام می دهد و گاهی نسبت به حل مسایل بی اعتنا می شود رفت و برگشت در حالات و رفتار نوجوان به روشنی مشاهده می شود این دوره، دوره بسیار مهمی در زندگی او می باشد بعد از کودکی و قبل از بزرگسالی است فرایند انتقال کودکی به بزرگسالی دشوار و پر کشمکش است نوجوان از یک سو با سرعت بی سابقه ای بلوغ جسمی و جنسی را طی می کند و از سوی دیگر خانواده و فرهنگ و جامعه از او می خواهند که مستقل باشد . ( شیخ زاده، 1388 )

رفتار نوجوان و جوان دوام و ثبات ندارد و بدین خاطر قابل پیش بینی نیست برخوردش با دیگران نامناسب و اغلب رنجاننده است خنده های بلند و تظاهرات ضد و نقیض صورت رفتاری خاصی به آنها می دهد در عملکرد ها هدف و ارزش شان در جهت به دست آوردن موقعیت ، امنیت ، ارضای آنی آرزوها ، همرنگی ، هم آرایی با جماعت و کسب مقبولیت اجتماعی است و در این طریق سعی دارند از شیوه بزرگترها که موقعیت هایی در این زمینه به دست آورده اند تقلید کنند البته این حالت دیری نمی یابد آنها به مرحله پختگی وارد می شوند و رفتار خود را عاقلانه می سازند (احدی،عیسی مراد، 1382 ) .

 

انواع رفتار نوجوانان و جوانان

1 ـ رفتار تقلیدی : در نوجوان و جوان دو خواسته متضاد در یک زمینه وجود دارد تقلید و ضد تقلید او مقلد است آن چنان که حتی می توان گفت تقلیدی دارد کورکورانه و از آن برای ساختن شخصیت خود کسب محبوبیت اجتماعی ، بالا آمدن و معروف شدن استفاده می کند .

او می خواهد به رشد و تکامل اجتماعی برسد ولی امکان و توان آن را ندارد و تقلید برای او یک راه هست برای وصول به مقاصد نوجوان

2 ـ جنبه قهرمان جوامعی : جوانی سن قهرمان پرستی است و آنها شیفته کارهای قهرمانی هستند تا با تطبیق دادن اعمال و رفتارشان با آنان جنبه تفوق طلبی خود را به اثبات برسانند .

3 ـ رفتار گروهی : با فرا رسیدن نوجوانی ، نوجوان با همراهی پیروی از دوستان برای فرد مطرح می شود آن چنان که گاهی خانواده خود را در رابطه با آنان نادیده می گیرد دوستی ها شدید آتشین است و این خود می تواند نقشی موثر در رشد و پرورش نوجوان داشته باشد .

4 ـ کسب محبوبیت : او در صدد کسب محبوبیت است میل به جلب توجه دیگران راجع به مسائلی که در او کاملا به چشم می خورد و اگر سد راه کردن دیگران مانع تحقق آن شود فوق العاده خشمگین می گردد . علت اصلی حمله های عصبی در جوانان هم از عدم امکان او ثبات شخصیت و از دست دادن محبوبیت است .

5 ـ خودنمائی : اصولا سن نوجوانی و بلوغ سن خودنمائی است او می خواهد زیبا باشد آن چنان که همه تحسینش کنند تن به زینت و خود آرائی می دهد در پی تظاهراتی است که به نظر بزرگترها لوس و بد منظر می آید . در جستجوی مدهای جدید و برنامه ها جدید برای وصول به این هدف است .

6 ـ حادثه جوئی ها : به علت تحولاتی که در جنبه روانی برای او حاصل می شود در مواردی ممکن است اینان تن به حادثه جوئی هایی بدهند که ظهور این حالت از ویژگی های این سن است اینان در جستجوی زمینه ای برای تخلیه هیجان و یا یافتن راه مقری برای آنان هستند .

7 ـ تهاجم و پرخاشگری : آغاز پرخاشگری و تهاجم به صورت عصیان ، مخالفت با بزرگان با طرز فکرها با ذوق ها و سلیقه ها حاصل می شود و بعد به صورت تمرد و سرکشی و هجوم اعمال خشم خود را نشان می دهند .

8 ـ گریزپائی نوجوان : مساله گریزپائی و احیانا سرقت هایی در آنان دیده می شود که این نشانه وجود اختلال عمیقی است که در اثر سستی محیط پدید می آید اینان در محیط خانه با کار و افکار و عقاید متضادی مواجه اند و این تضاد آنها را از خانه فراری می دهند .

9 ـ حالت بدبینی : این حالت گاهی در زندگی نوجوان پیش می آید که در مواردی هم ممکن است تصنعی و برای تسلیم کردن والدین و مربیان باشد اما آنچه که حقیقت است در خود احساس ناسودمندی زندگی و گمراهی و انحراف است .

10 ـ حالت انزوا جوئی : نوجوان و جوان برای غلبه بر ناکامی ها و جبران آن طرف و شیوه های گوناگونی را بر می گزینند از جمله گزینش خواسته های جدید و تن دادن به اموری است که شخصیت به نظر از دست رفته آنها را احیا کند . تن دادن به خیال بافی و رویا دلیل تراشی و تن دادن به استدلال های پوچ و بیهوده ، بازگشت به دوران کودکی و گریه و ضجه کردن و با دست بازی کردن و ناخن جویدن انکار واقعیت هایی که در دور و بر او وجود دارد .

11 ـ رویا و مخفی کاری : جوانی را در تعبیری سن خواب و خیال خوانده اند و گفته اند آنان در مواردی بسیار دچار تصورات و خیالات آشفته ای هستند اغلب در رو یا بسر می برند و این امر به علت تخیل قوی و شدید آنهاست .

وجود مخفی کاری های بسیار که در آن مهارت هم دارند به گونه ای است که اصولا دوره حیات شان را رازآمیز جلوه می دهد و روانشناسان سخن از وجود حقایق ناشناخته بسیاری درباره آنها دارند ( احدی،عیسی مراد، 1382 ) .

 1-5 گروه همسالان

گروه همسالان یکی از مهم ترین عوامل است در شکل گیری هویت جوانان ، مواجهه شدن نوجوانان با عقاید و ارزش ها از طریق تعامل با انواع همسالان گسترش می یابد دوستان صمیمی با حمایت کردن عاطفی از هم دیگر و تامین الگوهای نقش تشکیل هویت به یکدیگر در کاووش گزینه ها کمک می کنند . در یک تحقیق نوجوانان 15 ساله ای که روابط صمیمانه و قابل اعتمادی با همسالان خود داشتند بیشتر درگیر کاووش کردن موضوعات رابطه بودند برای مثال: فکر کردن به آنچه دوستان صمیمی برای آن ارزش قائل بودند ( میوس[17] ، اوستروگل[18] ، و ولبرگ[19] 2002 ) در تحقیق دیگری دلبستگی نوجوانان به دوستان کاووش شغلی و پیشرفت در انتخاب کردن شغل را پیش بینی کرد ( فلشمن[20] و بلاستین[21]، 1999 به نقل ازلوراک،1389 ) .

پیاژه در مورد تعامل بین همسالان حمایت می کند . که یکدیگر را با نقطه نظرهای مختلف مواجه می سازند به درک اخلاقی کمک می کند هنگامی که کودکان و نوجوانان با همسالان خود مذاکره و مصالحه می کنند می فهمند که زندگی اجتماعی می تواند به جای روابط صاحبان قدرت ، بر همکاری بین افراد برابر استوار باشد نوجوانانی که روابط دوستی صمیمانه و گفتگوهای بیشتری با دوستان خود دارند از نظر استدلال اخلاقی پیشرفته هستند

( شونرت ریچل به نقل ازلورابرک[22]، 1999 ) .

نقطه نظرهای مشترک و صمیمیت روابط دوستی که در تصمیم گیری بر اساس اتفاق نظر استوار هستند بر رشد اخلاقی اهمیت زیادی دارند بحث های همسالان نقش گزاری مسایل اجتماعی اخلاقی ، مبنایی را برای مداخله هایی فراهم کرده اند که هدف انها بهبود بخشیدن به درک اخلاقی دانش آموزان دبیرستانی و دانشجویان است ( لورابرک[23] ،2007 ) .

  تم تولد کودکان – تجربه ی یک شب به یاد ماندنی

همسالان به طور فزاینده ای با اهمیت می شوند نوجوانان در کشورهای صنعتی بیشتر روزهای هفته را با همسالان خود در مدرسه می گذرانند . نوجوانان همچنین وقت خارج از کلاس زیادی را هم با هم می گذرانند که در برخی فرهنگ ها بیشتر از فرهنگ های دیگر است .

روابط نوجوانان با همسالان می تواند مثبت و منفی باشد همسالان در بهترین حالت پلی هستند بین خانواده و نقش های اجتماعی بزرگسال .

نوجوانان می گویند هنگامی که با دوستان خود هستند بهترین خلق را دارند ( لارسون[24] و ریچارد[25]، 1999 ) .

افرادی که در اوایل نوجوانی هستند احتمالا به خاطر نگرانی بیشتر از آنچه که دوستانشان درباره ی آنها فکر می کنند بیشتر از افراد جوان تر یا مسن تر تسلیم فشار همسالان می شوند .

( براون کلاسن ایچر[26]، 1986به نقل ازبرک) با این حال در صورتی که والدین و همسالان مخالف باشند حتی نوجوانانی که سن کمتری دارند از مقررات خانواده سرپیچی نمی کنند همسالان بر انتخاب های شخصی روزمره نوجوانان ، مانند لباس ، موسیقی و انتخاب دوستان نفوذ بیشتری دارند اما والدین بر ارزش های زندگی  اساسی  و  برنامه های  تحصیلی  تاثیر  بیشتری  دارند

سرانجام اینکه فرزند پروری مقتدرانه با مقاومت در برابر فشار همسالان ارتباط دارد ( سیم[27]، 2000 ) نوجوانانی که والدین آنها حمایت کننده هستند و نظارت مناسبی بر رفتار آنها دارند برای والدین خود احترام قایلند و بنابراین معمولا از مقررات آنها تبعیت کرده و راهنمایی آنها را در نظر می گیرند در مقابل جوانانی که رفتار های افراطی والدین را تجربه می کنند کنترل خیلی کم یا خیلی زیاد شدیدباشد به سمت همسالان گرایش دارند آنها در مورد زندگی شخصی و آینده خود بیشتر به راهنمایی دوستان اتکا می کنند و بیشتر تمایل دارند که مقررات والدین خود را نقض کنند تکالیف مدرسه خود را نادیده بگیرند و به رفتارهای مشکل ساز دیگر بپردازند ( لورابرک[28]، 2007 ) .

 

1-6 عوامل اجتماعی ـ فرهنگی :

شاید بتوان گفت که تاثیر زمینه های اجتماعی فرهنگی بر چگونگی شکل گیری هویت نوجوانان از سایر عوامل بیشتر است اریکسون بر این مساله تاکید می کند که طرد شدن از طرف دیگران یا اجتماع ممکن است باعث شود که نوجوان نتواند در خود احساس هویت پیدا کند در دوره ی خویشتن یابی نوجوان خود را مکلف می داند تا به اهداف خاص صادقانه تعهد سپرده و به آنها وفادار بماند شاید به همین دلیل است که نوجوانان در بسیاری موارد و به عضویت در گروههای خاص، مدهای متنوع یا پیوستن به گروههای همسالان تمایل دارند نوجوانان متعلق به فرهنگهای قدیمی و نقاط دور افتاده و یا محیط های روستایی تحت تاثیر زمینه های اجتماعی فرهنگی خود هویت متناسب با شرایط محیط زندگی خود را شکل می دهند و نیز نوجوانان فرهنگهای پیچیده و باز تحت تاثیر هویت سایر افراد آن جامعه و فرهنگ هستند اهمیت نقش عوامل زمینه ساز اجتماعی آشکارتر خواهد شد در فرهنگ های قدیم تر نوجوانان از نظر شکل گیری هویت از بزرگسالان خود تقلید می کردند در فرهنگ های سنتی کنونی نیز چنین است اما در فرهنگ های جدید و باز این گونه نیست و تسلیم طلبی در شکل گیری هویت جای خود را به درگیری و جستجوگری داده است ( شکرکن،امیدیان1381) .

عوامل اجتماعی و فرهنگی نیز بر چگونگی شکل گیری هویت نوجوانان و جوانان تاثیر زیادی دارند جوانان متعلق به هر جامعه تاثیر زمینه اجتماعی و فرهنگی هویت متناسب با شرایط محیط زندگی خود را کسب می کنند ( فلاح، 1388 ) .

انسانهای دارای ویژگی های شخصیتی و هویت های اجتماعی و فرهنگی متفاوتی می باشند یعنی دارای خود های متفاوتی می باشند و خود آنها نیز در بر گیرنده دو بخش یعنی خود فاعلی و خود مفعولی است خود مفعولی حاصل محیطی است که فرد در ان رشد می کند که یکسان نخواهد بود چون محیط ها برای همه ی افراد یکسان نیست ژاک ارد و آنو،رفتار و واکنش انسان را در مقابل نهادها و سازمانهای مختلف به سه صورت مجری ، بازیگر و خالق ترسیم کرده است بر اساس تفکر اردوآنو این سه حالت و ویژگی در تمام محیط ها قابل مشاهده بوده است ( اردوآنو[29]، 1994به نقل از فلاح1388 ) .

خانواده ، مدرسه ، رسانه ها شبکه دوستان و مکان های عمومی ( کوی و برزن ، مغازه ها و پارک ها ، سینما ، معابد و غیره ) ازعواملی تاثیرگذار بر هویت اجتماعی و فرهنگی نوجوانان و جوانان و چگونگی شکل گیری این هویت ها می باشند . ولی می توان گفت در میان این عناصر خانواده اولین و بیشترین تاثیر را بر روند هویت اجتماعی و فرهنگی دارد با توجه به اینکه خانواده ها تفاوت های زیادی از نقطه نظر اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی دارند و همچنین از جهت نوع رفتار با فرزندان  فضای حاکم بر خانواده و رابطه والدین با فرزندان که به اشکال آزادی و استبدادی و یا دمکراسی می انجامد متفاوتند فرزندان از نظر شخصیت اجتماعی و هویت فرهنگی یکسان تربیت نمی شوند نگرش ها تصورات و رفتار خانواده بیشترین تاثیر را بر رفتار اجتماعی و هویت فرهنگی و اجتماعی فرزندان دارد .

تحصیلات دانشگاهی و یا فعالیتهای فرهنگی مانند : مطالعه ، مشغولیات هنری ، فعالیت های دینی و مذهبی سنتی ، از عواملی هستند که موجب می شوند که والدین فرزندان را برابر با بزرگسالان تلقی کنند و زمانی را به آنها اختصاص داده و با آنها به گفتگو بنشینند اکثر این والدین روشی بر پایه دموکراسی یا آزادی با فرزندان خود دارند نتیجه فرزندان انها بیشتر خالق و کمتر بازیگر خواهند شد و به هیچ عنوان مجری نخواهند بود البته والدینی که تحصیلات در سطح دیپلم و یا کمتر داشته باشند ولی فعالیت های فرهنگی آنان مطابق با آنچه ذکر شد آنان نیز هم فرزندانی خالق و بازیگر تربیت خواهند کرد .

به طور کلی والدین چه تحصیل کرده دانشگاهی چه کم سواد یا بی سواد در صورتی که فعالیت های فرهنگی یا ایدئولوژی نداشته باشند موجب می شوند تا برای فرزند خود ارزشی برابر با بزرگسالان قایل نبوده و در نتیجه زمانی را به وی اختصاص ندهند و رابطه ای بر اساس استبداد با آنها داشته باشند در نتیجه فرزندان این گونه خانواده ها غالبا مجری و تعداد کمی بازیگر می شوند ( منادی ،1388 ) .

اگر جوانان در پی کسب هویت خویش به مبانی محکم و پایداری نرسند در مراحل مختلف زندگی دچار تزلزل اجتماعی می شوند در مقابل چنانچه نسل جوان از لحاظ فکر و فرهنگی مخفی باشند و پایه های محکمی برای معنای زندگی داشته باشد بی تردید مسیر ترقی و کمال برای او هموارتر خواهد شد جوانی که خلاء درونی و موضوعات سطحی و ساده در ذهنش پر کند بی تردید به دستاویزی سست چنگ زده است چرا که در صورت فقدان هر بی هویتی احساس می کند که موجودی بی ارزش شده است عوامل اجتماعی و فرهنگی جوان بر نظام فکری ورفتاری او تاثیر بسیاری می گذارد .

همانگونه گفته شد جامعه خانواده مراکز آموزشی و محیط اجتماعی و فرهنگی از عوامل شکل گیری هویت نوجوانان و جوانان می باشد چنانچه این نهادها به وظیفه خود در قبال اعطای شخصیت و هویت مناسب به افراد تحت پوشش خود خوب عمل کنند نتیجه اش خود باروری اجتماعی ، خود اتکایی ، خودیابی ، آزاد اندیشی ، اعتماد به نفس ، استقلال خواهی ، فقدان وابستگی ، عزت نفس رشد و توسعه و فتح قله های کمال فردی و اجتماعی می گردد . اما اگر جامعه به وظیفه ی خود در سامان دادن هویت جمعی سالم برای افراد خود نکوشد یا سستی کند نتیجه اش وابستگی ، بی هویتی ، مقلد محض بودن ، مایوس شدن ، افسردگی ، رشد و توسعه نیافتن ، احساس حقارت در مقابل بیگانگان ، عقب ماندگی ، مصرفی بار آمدن و هزار مشکل اجتماعی دیگر خواهد بود بازنگری باورهای فرهنگی ، زمینه ی تصحیح ، پالایش و تعمیق اندیشه ها را در نسل جوان مهیا می نماید هر رفتاری مبتنی بر رویکردهای خاص است و به تعبیر دیگر همان گونه زندگی می کنیم که می اندیشیم چنانچه از جهت فرهنگی متمایل به تقدم فرد بر جامعه باشد عملکرد ما نیز متضمن چنین انتخابی خواهد بود ( فلاح، 1388 ) .

 

 1-7 ترتیب تولد و فاصله سنی فرزندان در خانواده

ترتیب تولد بر رشد هویت نوجوانان تاثیر به سزایی دارد فاصله سنی نوجوانان نیز موجب می شود که نه تنها برخورد والدین با آنها متفاوت باشد بلکه این امر رابطه فرزندان با یکدیگر را نیز تحت تاثیر قرار می دهد برای مثال فرزند کوچک خانواده بخصوص وقتی که فاصله سنی زیادی با بقیه فرزندان خانواده دارد بر آن است که به استقلال بیشتری برسد نقشهایی ایفا می کند که متفاوت از برادر و خواهر بزرگتر از اوست . فرزند اول نیز موضوع آزمایش تربیتی والدین جوان و بی تجربه است که به شدت مورد توجه والدین می باشد .

این امر ممکن است باعث خلقیات رهبری و احساس مسوولیت در او ایجاد کند . همچنین معمولا گفته می شود نقش فرزند وسط خیلی برایش روشن نیست . و فرزندان کوچکتر معمولا آزادی بیشتری را در خانواده تجربه می کنند و والدین هم تجربه به بهتری برای پرورش آنان دارند در عین حال نباید فراموش کرد که ترتیت تولد و فاصله سنی بچه ها بر حسب اینکه در چه خانواده و فرهنگی تربیت شوند با تفاوتهای زیادی در تاثیر گذاری بر هویت آنان همراه خواهد(تومان[30]،1993به نقل از رزمی)

 1-8 تاثیر رسانه ها بر شکل گیری هویت :

قرن بیست و یکم را عصر ارتباطات و مد یاکراسی می نامند و این نامگذاری مبین کارکرد رسانه ها در هویت یابی و شکل گیری صور فرهنگی و سو گیرهای اجتماعی سیاسی و اقتصادی است اما قالب های رسانه ها نیز تفاوت هایی را در تعامل با مخاطبین نشان می دهد .

مثلا رسانه ها نوشتاری که مطبوعات نامیده می شوند مزایا و امکاناتی دارند که مانند نخبه پسند بودن تنوع بیشتر ، عدم نیاز به امکانات فنی ، ماندگاری و در دسترس بودن ، اما محدودیتهایی نیز دارند از قبیل اینکه خبر به طور کامل بیان نمی شود . عمر کوتاهی دارند و همچنین شکل توزیع رسانه های گفتاری نیز نظیر رادیو امتیازاتی نظیر سرعت ، فراگیری ، قابل استفاده بودن برای بی سوادان ، نداشتن محدودیت های زمانی و همچنین قابل استفاده بودن حین کار اما محدودیت های شامل ، عدم ماندگاری عدم توانایی مراجعه دوباره در رسانه های تصویری نظیر سینما و تلویزیون جذابیت ، قدرت تحریک احساسات عوامل امتیازی ان محسوب می شود ولی محدودیت هایی نظیر عدم امکان حمل و نقل و به کارگیری تمام حواس و دقت در استفاده را دارند . بحث رسانه های مجازی که خود بحث مفصلی را می طلبد اما در همه این انواع رسانه واقعیت های تلخی هم وجود دارد و مهمترین آن همانطور که اشاره شد عدم انعکاس درست واقعیت و تحت الشعاع گردانندگان بودن است . که در شکل گیری درست هویت یابی جوانان نیز تاثیر گذار می باشد .

  دلیل و اقسام آن

ارتباط برای تقویت پیوند های عاطفی و اجتماعی افراد مخصوصا جوان لازم است و به جرات می توان گفت که بی نظیر ترین و متداول ترین عملکرد انسان است ( جعفر نژاد ، 1384 ) .

ارتباط مردم را به هم می شناساند مهارت استفاده از زبان ، انتقال و دریافت خبر و . . . می توان گفت که از دیدگاه روان شناس اندیش های انسان وقتی که با دیگران در میان گذاشته شود سهیم شدن فرد با دیگران در کسب تجربه و درک بیشتر را به همراه می اورد و از طریق ارتباط قادر خواهد بود تا معنایی را پیگیری مورد آزمایش قرار دهد .

از آنجا که ارتباط یک جریان منحصر به فرد سمبلیک است مستلزم تاثیر متقابل بین افراد است به علت عمومیتش در بین انواع کنش مادی انسانی می توان گفت که جوهره اصلی انسان در مقایسه با حیوانات است .

به گفته جولیس سنرار ارتباط به تنهایی همه چیز نیست ولی یک جریان است که تمام جریانات را به عنوان یک متن اجتماعی به خود وابسته می گرداند .

ارتباط برای تقویت پیوندهای عاطفی اجتماعی نیز لازم است و به جرات می توان گفت که بی نظیر ترین و متداولترین عملکرد انسان است .

اما اندکی از انسان ها از اهمیت ارتباط و ماهیت ان اگاهی دارند قرابت ارتباطی مستلزم یک رابطه متقابل است و از آنجا خود سهم خود را در جامعه می یابد و روابط بنیانی در جامعه پدید می آورد ( همان )

ارتباط بین انسان ها نیز از چهار طریق و به تناسب ذیل صورت می گیرد . گوش دادن 42% محبت کردن 32% خواندن 10 % نوشتن 11% و بقیه 5%

گرچه امروزه نقش ارتباطات تکنولوژیک نظیر رایانه ها و . . . زیاد شده است اما به یاد داشته باشیم که رایانه ها فقط اطلاعات را نگه می دارند و نگهداری ها فقط و فقط از خود انسان بر می آید در هر ارتباط انسانی سه عنصر مهم قابل بررسی است فرستنده ، گیرنده ، خبر اما عنصر مهم دیگر واکنش به خبر یا بازخورد خبر است .

و در واقع پاسخ دریافت کننده به فرستنده که هم در روابط بین فردی انسانی و هم در عرصه رسانه ها قابل بررسی است .

فرهنگ کشور ما برای توسعه نیاز به ارتباط سازنده و معقول و عمیق با سایر فرهنگ ها دارد . تا از این رهگذر ضمن پذیرش ( بعد از گزینش ) جنبه های مثبت سایر فرهنگ ها پیرایه های منفی را هم از خود دور سازد و نقش رسانه در این میان یعنی توسعه فرهنگی نقش محوری است .

امروزه حتی تصور دنیای بدون رسانه محال است از هر طرف که بنگیریم خبری ، رویدادی و تفسیری ذهنمان را مشغول می کند اما حقیقت ان چیزی دقیقا نیست که در رسانه ها می بینیم و می شنویم پیام هایی که از رسانه ها شنیده می شود و حتی پیام هایی که شنیده نمی شوند باعث شکل گیری ذهنیت ها می شود گاهی سکوت گذاشتن یک رویه هم خود یک پیام است .

بنابراین تصویر مخدوش از جهان وقتی اتفاق می افتد که رسانه ها خواسته یا ناخواسته عملکرد صادقانه ای نداشته باشند حتی اگر هم هم رسانه ها حسن نیست داشته باشند اما باز هم بین آنچه که وجود دارد و اتفاق می افتد و آنچه که گزارش می شود فاصله است و این طبیعت کار رسانه است سانسور خود سانسوری ف گرایش ها ، سلیقه ها ، محدودیت ها تکنیک ها از عوامل تاثیر گذار در شکل گیری واقعیت کار رسانه است اینجاست که یادگیری مخاطبان برای جستجو هدفمند و متعادل فعالانه و نه منفعلانه آنها را به سمت شناخت الگوها فرایند ها در روش های رسانه سوق می دهد . (همان ) .

رسانه ها می توانند آموزش های لازم در عرصه بهداشتی ، اخلاقی و اقتصادی را در اختیار خانواده ها قرار دهند اما اگر فرهنگ حاکم بر رسانه با فرهنگ جامعه در تضاد باشد خانواده به شدت آسیب می بیند و امروزه رسانه های غربی از طریق ماهواره و به دلیل سهل انگاری برخی حاکمان کشورهای اسلامی تا حدود زیادی بر خانواده های جهان اسلام حاکمیت پیدا کردند ( حداد عادل ،1389 ) .

تلویزیون ماهواره سبب شده کانون گرم خانواده را از بین ببرد و سبب قطع ارتباط فرد با خانواده می شود و شبکه ارتباطی میان افراد به دلیل حضور همین رسانه قوی از هم گسیخته شده است این رسانه سکوت خانواده را از بین برده است و ما نعمت سکوت و آرامش و خلوت را از دست داده ایم اما این امر در مقابل خطر اصلی که همه رسانه های غربی است بسیار کم اهمیت است تضعیف خانواده تضعیف بسیاری از هویت های فرهنگی ، اجتماعی ، فردی ، مذهبی می باشد زیرا خانواده بستر و مسیر اجتماعی و طبیعی انتقال فرهنگ از یک نسل به نسل دیگر است و براستی این مسیر باعث زوال فرهنگ و دین و بسیاری هویت های دیگر است . جوانان به جای اینکه وقت خود را با خانواده صرف کنند اوقات خود را با رسانه ها و اینترنت می گذرانند . خانواده یک نهاد اجتماعی اصلی و مهم با کارکردهای متعدد و مهم است که اگر آن کارکردها در اثر تضعیف بنیان خانواده از دست برود جانشینی برای آن نمی توان یافت( همان ) .

جهانی شدن رسانه ها

با جهانی شدن رسانه ها ، استرتژی غرب و رسانه های غربی سعی دارند شخصیت ملی و فرهنگی جوانان را در برابر یک چالش و بحران جدید قرار دهند اینجاست که بحث از کارکرد رسانه ها در ایجاد بحران هویت اهمیت بیشتری پیدا می کند (جعفری نژاد،1381 ) .

پاستر یکی از نظریه پردازان پست مدرنیزم کوشید است اثرات فناوری های جدید و رسانه ها را در پرتو آخرین نظریه های معتبر نسبت به اجتماع و فرهنگ موشکافانه بررسی کند . وی در اثر خود با عنوان عصر دوم رسانه ها در این زمینه می گوید : آنچه در نوآوریهای فنی مربوط به عصر دوم رسانه ها یعنی عصر اینترنت ، پست الکترونیکی و ماهواره مهم است دگرگونی گسترده فرهنگ ، هویت فرهنگی و روش جدید ساخته شدن هویتهاست .

به میزانی که رسانه ها مسئولیت خود را در جهت حفظ هویت و ارائه مدلهای هویتی به نوجوانان درک می کنند می توانند پیامدهای منفی رسانه های مهاجم که هویت ملی و فرهنگی را نشانه گرفته و استراتژی بحران آفرینی را در پیش گرفته اند پیشگیری کنند ( همان )

مراحل شکل گیری هویت :

فرد در خلال مرحله شکل گیری هویت احتمال دارد شدیدتر از زمان دیگر چه در گذشته و چه در آینده از نوعی سردرگمی و آشفتگی نقشها یا همان چیزی که اریسکون همان آشفتگی هویت می نامد رنج ببرد این حالت سبب می شود وی احساس کند منزوی ، مضطرب و مردد شده است. احساس می کند که باید تصمیمهای مهمی بگیرد لیکن قادر به انجام دادن این کار نیست احساس می کند که جامعه به او فشار می آورد تا تصمیم هایی اتخاذ کند اما او مقاومت می کند در طی آشفتگی هویت ، فرد ممکن است اساس کند به جای آنکه در حال پیشرفت باشد دچار پس روی است ( شرفی ،1380).

بنیان های هویتی :

1 ـ تاریخ : فرآیند شکل گیری هویت فردی و جمعی در طول زمان نه در یک لحظه صورت می پذیرد به عبارتی مجموعه حوادث و اتفاقاتی که در طول زمان برای یک قومم یا ملت واقع شده و باعث ایجاد حافظه تاریخی معین در میان آنان گردیده باعث ایجاد هویت ملی قومی واحد میان افراد آن مجموعه می گردد .

2 ـ زبان : طبیعی است که اگر زبان و تاریخ ملتی را از او بگیریم هویت آن ملت در مدت زمان کمی از بین خواهد رفت و فرد دچار از خود بیگانگی می شود زبان نه تنها وسیله انتقال از فردی به فرد دیگر و از نسلی به نسل دیگر است بلکه تاثیر اساسی در طرز اندیشیدن فرد و ساختار ذهنی او دارد .

3 ـ بعد اجتماعی : تفاوت در هویت افراد و گروه ها تاثیر بسزایی در تعاملات اجتماعی آنان دارد به گونه ای که در صورت خلاف پارامتر هویت امکان شناسایی وجود نخواهد داشت . و اجتماع و ساختارهای جامعه از هم فرو خواهد پاشید نظام ارزشی ، هنجارها ، اصول اخلاقی و قوانین عرفی ما که با پیروی از آنان قوام اجتماعی میسر و زندگی فرد در جامعه مقدور می گردد نشات گرفته از لایه های مختلف هویتی از هویت فردی و خانوادگی و طبقاتی گرفته ، هویت شعری و ملی و قومی و منطقه ای و جهانی می باشد

4 ـ بعد فلسفی هویت : همواره ذهن انسان سوالاتی از قبیل : من که هستم از کجا آمده ام به کجا خواهم رفت هدف از آفرینش من چیشت ؟ و مطرح است پاسخ دهی به کیستی و چیستی انسان و جایگاه او در جهان هستی و یافتن دلیل زیستی او به عنوان یک انسان بدون درک هویت و هستی معنوی و فرهنگی فرد و درک موقعیت او در جامعه و نسبت او با پیرامونش کاری تقریبا غیر ممکن است .

این مسئله چنان مهم است که در مکتب اگزیستا نسیالیسم ( اصالت وجود )

ابتدا موقعیت فرد هویت او در جامعه شناخته شده و سپس بر اساس هویت وجودی آن فرد و کیستی درک شرایط اهداف مطلوب برای او توسط خود او تعریف می گردد .

5 ـ بعد سیاسی : با نگاه به اتحادیه های ایجاد شده در جهان از جمله اتحادیه کشورهای عرب زبان،اتحادیه اروپا ، اتحادیه کشورهای آمریکای لاتین و . . . مشاهده می کنیم که وجود هویت واحد عربی اروپایی یالاتین تاثیر بسزایی در ایجاد این اتحادیه های سیاسی داشته و یکی از مهم ترین پارامترها در روابط و تعاملات سیاسی ملل و کشورهای جهان می باشد .

وقوع جنگ های ملی قومی در جهان حرکت های استقلال طلبانه وجود تبعیض نژادی ایجاد جنبش های فاشیستی و . . . همه موید تاثیر اساسی پارامتر هویت در معاملات سیاسی جهان می باشد و گذرزمان و ورود به هزاره سوم نه تنها از اهمیت این مسئله نکاسته  بلکه مشاهده مسائل و تنش های ملی قومی از کانادا ، و آمریکای شمالی و اروپای توسعه یافته گرفته تا آفریقای عقب مانده و آسیا همگی نشانگر این مسئله است که بی توجهی به هویت و نادیده گرفتن یا تکذیب و تخریب مرزهای هویتی می تواند آثار زیان باری در پی داشته باشد .

جنبش های آزادی خواهانه و هویت طلبانه ملل تحت ستم در خاورمیانه همه موید اهمیت بعد سیاسی مقوله هویت می باشد .

6 ـ بعد فرهنگی : طبیعتا جوامع مختلف اعم از ملی یا قومی تا حدود زیادی تحت تاثیر همین مقوله فرهنگی و وجود مرزهای فرهنگی شان از هم متمایز گشته اند .

هویت طی زمان به شکل مداوم تحت تاثیر اتفاقات مختلف شکل می گیرد و آرام نیز تغییر می یابد و هرگز ثابت و راکد نمی باشند در حالت فرمان این تحولات آرام و قابل کنترلند و مشکل ایجاد نمی شود (مقدم فر ، 1388 ) .

1 Cognitive development

[2] Piaget

[3] Clinical psychology                         5 Krate Want

[4] Markstrome                                      6 Kopper

[5] Waterman

1 Brouse Quen

[9] Acceptance

[10] Respectability

 

1 Emotional exchange

2Consult

3 Understanding

[14] mius

[15]  Cross and Allenc

[16]  ingresol

[17] mius

[18] ostrogel

[19] velberg

[20] Fleishman

[21] blastine

[22] Shonert reechel

[23] lorabrek

[24] larson

[25] richard

[26] Broan clasen echer

[27] seem

[28] Lora berg

[29] Ardo ano

[30] touman