• by 92
  • آبان 18, 1397
  • 0 Comments

تعاریف عدالت سازمانی

تعاریف عدالت سازمانی

در طول تاریخ یکى از آرزوهاى اساسى انسان اجراى عدالت و تحقق آن در جامعه بوده است. در این خصوص مکتب ها و اندیشه‌هاى گوناگون بشرى و الهى راه حل هاى متفاوتى را براى تبیین و استقرار آن پیشنهاد کرده اند. اولین تعاریف درباره عدالت به سقراط، افلاطون و ارسطو منسوب است. یکى از مهم‌ترین پرسش هاى سقراط، در مورد سرشت عدالت بود. بعد از سقراط، شاگردش افلاطون در کتاب جمهورى (مهم ترین اثر خود) بحثى را عدالت نامید که نخستین و قدیمى ترین بحث تفصیلى درباره عدالت در فلسفه سیاسى قدیم است. در تمامى اندیشه‌هاى سیاسى اسلام، مبنا و زیر بناى تمامى اصول نیز عدالت است. آیات الهى اشاره دارند که پیامبران را با مشعل هاى هدایت فرستادیم و به آنها کتاب و میزان دادیم تا عدالت را بر پا دارند. بعثت پیامبران و تشریع ادیان به منظور تحقق قسط و عدل با مفهوم وسیع کلمه در نظام حیات انسان بوده است تا آنجا که از رسول خدا (ص) نقل شده است: «کشور با کفر مى ماند اما با ظلم ماندنى نیست». به این ترتیب ملاحظه مى شود که عدالت و استقرار آن به عنوان یک نیاز براى جوامع انسانى مطرح بوده است. آبراهام مازلو[1] به عنوان برجسته ترین روانشناس در حوزه انگیزش، سلسله مراتبى از نیازهاى انسانى را مطرح کرد که اگر چه عدالت در این سلسله مراتب جایى ندارد، اما با این حال مازلو از اهمیت آن آگاه بوده و نسبت به پیامدهاى ناشى از بى عدالتى هشدار داده است. مازلو عدالت را تقریبا یک نیاز اساسى مطرح کرده و آن را به همراه انصاف، صداقت و نظم در یک گروه قرارداده است و از آنها به عنوان پیش شرط هاى اساسى براى ارضاى نیازها یاد کرده است(کاملی و عباس زاده، 1393: 119).(کاملی & عباس زاده, 1393)

  راهنمای خرید فیش پرینتر

عدالت پدیده‌ای اجتماعی است که توجه بسیاری از متخصصان روانشناسی اجتماعی و رفتار سازمانی را جلب کرده است. در فرهنگ شیعه، عدالت از ارکان پنج گانه اصول دین محسوب می‌شود. از این رو، چنانچه فردی از این اصل عدول کند، از دایرۀ تشیع خارج است. در اسلام عدالت به معنای قرار دادن هر چیز در جای خود است، یعنی رعایت کردن حقوق افراد جامعه به طوری که هر کس در حد لیاقت و توان خود به حقش برسد. اصولی که می‌تواند عدالت اجتماعی را در پی داشته باشد و همگان را راضی نگه دارد، در جامعه سلامتی و آرامش ایجاد می‌کند. با نگاهی به سیمای سازمان‌های کنونی می‌توان متوجه شد که بسیاری از نابسامانی‌ها، بی‌انگیزگی و بهره‌وری پایین کارکنان در بی‌عدالتی سازمانی، به شکل‌های مختلف نهفته است. از نظر بولینیو[2]، عدالت، قوانین و هنجارهای اجتماعی در مدیریت سازمان‌ها است و شامل: چگونگی تخصیص ستاده‌ها در سازمان؛ رویه‌ای که باید برای تصمیم‌گیری به کار گرفته شود و چگونگی رفتارهای بین فردی در سازمان (چگونگی برخورد و رفتار با کارکنان سازمان)، است(قاسمی، 1393: 66).(قاسمی, 1393)

عدالت سازمانی باوری است که تأثیرگذاری زیادی را بر شاخص های رفتاری موجب می‌گردد. انعکاس عدالت در رفتار مدیران باعث می‌شود شرایط خوبی، هم برای سازمان و هم کارکنان به وجود آید. گرینبرگ[3] بر این باور است که درک عدالت سازمانی برای کارایی بهتر عملکرد سازمان‌ها و رضایت کارکنان، ضروری است و سازمان‌ها باید در جهت تحقق این مهم تمام تلاش و کوشش خود را به کار گیرند. عدالت سازمانی، درک افراد یا گروه‌ها از انصاف در طرز برخورد با آنها و واکنش های رفتاری آنان به این ادراکات را تشریح می‌کند(دعایی، پور، رضایی راد، خریدار، 1392: 147 و 149).(دعایی, پور, رضایی راد, & خریدار, 1392)

  اوقات فراغت و اثرات مثبت ان در زندگی

از نظر بیز و تریپ[4]، عدالت در سازمان‌ها به قوانین و هنجارهای اجتماعی در مدیریت سازمان‌ها اطلاق می‌شود که شامل موارد زیر است: 1)چگونگی تخصیص ستاده‌ها در سازمان 2)رویه‌هایی که بایستی برای تصمیم‌گیری به کار گرفته شوند 3)چگونگی رفتارهای بین فردی در سازمان یعنی چگونگی برخورد و رفتار با کارکنان سازمان. بر اساس مفهومی که بیز و تریپ از عدالت سازمانی ارائه کردند، بیوگری[5] تعریف جامع‌تری از عدالت سازمانی ارائه کرده است: عدالت سازمانی عبارت است از انصاف ادراک شده از تعاملات صورت گرفته در سازمان که می‌تواند شامل تعاملات اقتصاد اجتماعی و همچنین در برگیرنده روابط فرد با رؤسا، زیردستان، همکاران و سازمان به منزلۀ یک سیستم اجتماعی باشد(سیدجوادین، عابدی، یزدانی، پورولی، 1392: 110 و 111).(سیدجوادین, عابدی, یزدانی, & پورولی, 1392)

عدالت سازمانی به ادراک کارکنان از انصاف و رفتارهای عادلانه شغلی اشاره دارد. مطالعۀ عدالت در سازمان‌ها با کارهای آدامز دربارۀ نظریۀ برابری آغاز شد که بر ادراک عادلانه بودن پیامدها تأکید دارد. در تعریف عدالت سازمانی بیان می‌شود که عدالت سازمانی درجه‌ای است که کارکنان احساس می‌کنند قوانین و سیاست‌های سازمانی مربوط به کار آن‌ها، منصفانه است و همچنین عدالت سازمانی بیان می‌کند باید با چه شیوه‌هایی با کارکنان رفتار شود تا احساس کنند به صورت عادلانه با آنان رفتار شده است(جمشیدی، خنیفر و نادری، 1392: 57).(جمشیدی, خنیفر, & نادری, 1392)

 

[1] Abraham Maslow

[2] Bolino

[3] Greenberg

[4] Trip

[5] Biogary