• by 92
  • آبان 18, 1397
  • 0 Comments

ابعاد توانمندسازی روانشناختی

ابعاد توانمندسازی روانشناختی

در رابطه با توانمندسازی روانشناختی و ابعاد مختلف آن پژوهش های زیادی انجام شده است . همه پژوهشها نشان از اهمیت توانمندسازی روانشناختی در ابعاد مختلف از جمله احساس معنی دار بودن ، احساس شایستگی ، احساس داشتن حق انتخاب و اعتماد به دیگران دارد ( سلیمی ، کشاورزی و حیدری ، 1393،ص4).

2-1-7-1- احساس خود اثربخشی)شایستگی(

احساس خود اثربخشی به این اشاره دارد که افراد قابلیت ها و تبحر لازم برای انجام دادن موفقیت آمیز یک شغل را دارند(آمیچای و همکاران [1]، 2008،ص39) آنان احساس برتری شخصی کرده و معتقدند می توانند ،  برای رویارویی با چالش های تازه بیاموزند و رشد یابند( اسپریترز و دا نسون[2] ،2005،ص 38)  به قول  باندورا [3](2001) خودکارآمدی یا شایستگی یک باور شخصی است که فرد احساس می کند می تواند وظایف خود را بطور موفقیت آمیز انجام دهد(عبداللهی و حیدری، 1388،ص116).

به اعتقاد باندورا سه شرط لازم است تا افراد احساس شایستگی کنند:

  • باور به اینکه توانایی انجام دادن کار دارند.
  • باور به اینکه دارای ظرفیت بکار بستن تلاش هستند.
  • باور به اینکه هیچ مانعی آنان را از انجام دادن کار مورد نظر باز نخواهد داشت. به بیان دیگر،

وقتی افراد احساس شایستگی با داشتن حداقل تبحر و قابلیت، اشتیاق و تلاش برای انجام دادن کار و نداشتن موانع عمده در برابر موفقیت در خود توسعه دهند، احساس توانمندی می کنند(اورعی یزدانی، 1381 ،ص 25).

2-1-7-2- احساس خود مختاری

احساس خودمختاری اشاره به این دارد که افراد توانمند در انجام دادن وظایف خود استقلال دارند، می توانند در مورد فعالیتهای شغلی تصمیم بگیرند و اختیارات لازم را برای تعیین چگونگی زمان و سرعت انجام دادن وظایف را دارند.  در واقع خود مختاری با داشتن حق انتخاب وآزادی عمل پیوستگی مستقیم دارد(عبداللهی و حیدری، 1388،ص6) خودمختاری یا داشتن حق انتخاب درباره روش های مورد استفاده برای انجام وظیفه، میزان تلاش که باید صورت پذیرد، سرعت کار و چارچوب زمانی که کار باید در آن انجام شود رابطه مستقیمی با یکدیگر دارند. افراد توانمند در مورد کارهایشان احساس مالکیت می کنند، زیرا آنان  می توانند تعیین کنند که کارها چگونه باید انجام شود و با چه سرعتی پایان یابد. داشتن حق انتخاب، جزء اصلی خود مختاری به شمار می رود(جواهری کامل، 1388،ص14).

  امروز چندمه ؟

2-1-7-3- احساس تاثیرگذاری

احساس تاثیرگذاری عبارت است از میزان توانایی نفوذ فرد در پیامدهای راهبردی، اداری یا عملیاتی فعالیت های کاریش( پیترسون و زیمرمان[4] ، 2004،ص133). تاثیر نقطه مقابل عجز و ناتوانی است، به علاوه تاثیر با کانون کنترل متفاوت است و از آن نفوذ می پذیرد. کانون کنترل درونی یک ویژگی شخصیتی فرد است که در وضعیتهای گوناگون زندگی وی ثابت است. افرادی که بعد تاثیر در آنها قوی است و در اصطلاح توانمند هستند و به محدود شدن تواناییهای خود توسط موانع بیرونی در محدوده کار و فعالیت شغلی خویش اعتقادی ندارند، بلکه بر این باورند که آن موانع را می توان کنترل کرد.

آنان احساس کنترل فعال دارند و محیط را با خواسته های خود همسو می کنند. آنها می کوشند بجای رفتار واکنشی در برابر محیط،تسلط خود را بر آنچه می بینند حفظ نمایند(توماس و ولتهوس، 1990،ص670).

2-1-7-4- احساس معنی دار بودن

احساس معنی دار بودن به مفهوم میزان ارزش اهداف شغلی یا کاری است که در ارتباط با استانداردها یا ایده آل های فردی مورد قضاوت قرار می گیرد( واعظی و سبزیکاران، 1389،ص163 ؛ اپلبام و هانگر؛ به نقل از قربانی  زاده وخالقی نیا، 1386،ص96) معنی دار بودن شامل تطابق الزامات نقش و شغل با اعتقادات، ارزشها و  رفتارهایفردی است . بدون در نظر گرفتن اجبار سازمانی، افراد تمایل به تلاش در مورد اهدافی دارند که  برایشاندارای مفهوم باشد.در واقع کارکنان ترجیح می دهند با افرادی کار کنند که ارزشهای مشابهی با آنها داشته باشند(کیرت و مارچ[5] ، 2007،ص 145).

افراد توانمند احساس معنی دار بودن می کنند. آنان برای مقصود یا اهداف فعالیتی که به آن اشتغال دارند، ارزش قایل اند.آرمان ها و استانداردهایشان با آنچه در حال انجام دادن هستند، متجانس دیده می شوند.

  رژیم شیر چیه؛ کارشناسان درباره این رژیم چه نظری دارن؟ 

فعالیت در نظام ارزشی شان مهم تلقی می شود . افراد توانمند درباره آنچه که کار می کنند، دقت می کنند و بدان اعتقاد دارند و مدیران بجای اینکه نیرو و اشتیاق افراد را هدر بدهند، منبعی از نیرو و اشتیاق را برای آنان فراهم می آورند(موغلی و همکاران، 1388،ص122 ؛ ابطحی و عباسی، 1386،ص91).

2-1-7-5- احساس اعتماد

افراد توانمند دارای حسی به نام اعتماد هستند، آنها مطمئن اند که با آنان منصفانه و یکسان رفتار خواهد شد . به عبارت دیگر، آنان اطمینان دارند که صاحبان قدرت و نفوذ، به آنان آسیب یا زیان نخواهند زد و با آنان بی طرفانه رفتار خواهد شد(موغلی و همکاران، 1388،ص 123) با وجود این، حتی در شرایطی که افراد قدرتمند، دوستی و انعطاف نشان نمی دهند، افراد توانمند باز به گونه ای احساس اعتماد شخصی را حفظ می کنند.  به بیان دیگر، اعتماد به معنی داشتن احساس امنیت شخصی است.  تحقیقات درباره احساس داشتن اعتماد نشان داده است که افرادی که اعتماد می کنند ، آمادگی بیشتری دارند تا صداقت و صمیمیت را جانشین تظاهر و بی مایگی سازند. آنان بیشتر مستعد صراحت، صداقت و سازندگی هستند تا فریبکاری و ظاهر بینی.  همچنین آنان بیشتر پژوهشگرا، خود سامان، خود باور و مشتاق به یادگیری هستند( میشرا و اسپریترز[6] ، 1998،ص58).  افراد دارای اعتماد، بیشتر به دیگران علاقه مندند و تلاش می کنند تا با دیگران، و  بخش مؤثری از گروه باشند. آنان نسبت به افراد با سطوح پایین اعتماد، در برابر تغییر کمتر مقاومت می کنند  و برای انطباق باضربه های روانی غیر منتظره تواناترند. خلاصه اینکه احساس اعتماد به دیگران، به افراد  توانایی می بخشد تا احساس امنیت کنند(اورعی یزدانی، 1381،ص34).

  توسعه چیست؟

[1]  Amichai & et al

 

[2]  Spreitzer & Doneson

 

[3]  Bandura

 

[4] Peterson & Zimmerman

[5] Cyert & March

[6] Mishra & spreitzer